لز با مامان و خاله

سلام به همه ی سکسیا.

اسمها رو مستعار میگم. اسم خودمو میزارم سمیه. مامانم الهام. خالم ساناز. من هجده سالمه. مامانم 35. خالم 24. من چارده سالم بود کون دادم. پانزده سالگی از جلو اوپن شدم. مامانم هم اعتراضی نداره. خودش هم دوست پسر داره. خالم مجرد و جنده تلفنیه. مامانم از خاله قدبلندتر و هیکلی تر. ولی قیافه خاله نه قشنگتر ولی سکسی تر و شیطون تره. هر کی قیافش ببینه میفهمه با یه جنده طرفه. دو سال پیش یه بار تو لب تاب مامانم دیدم پر فیلم سوپره. گفتم این فیلما رو واسه چی نگاه میکنی تو که سکس داری. گفت قبل سکس من و بابات دو نفری نگاه میکنیم تا تحریک بشیم. از اون روز منم به سرم زد برم تو سایت فیلمای سوپر دانلود کنم. چن بار نگاه کردم خوشم اومد. دیگه زیاد دانلود میکردم. الان بیشتر از یه ترابایت فیلم سوپر دارم. پارسال یعنی موقعی هفده سالم بود همش فیلم مادر دختر نگاه میکردم و لز. بهترین صحنه که دوست داشتم این بود که یه زن کون یه زن دیگه لیس بزنه. منم هروقت این فکرا به سرم میزد اولین نفر مامانم به ذهنم میومد.

 

من به دو چیز مامانم حسودیم میشد کون و لبش. کون مامانم خیلی قشنگ بود. گنده و پهن ولی خوش فرم بدون چربی اضافه خیلی هم سفید بود. جون میداد واسه لیس زدن. خیلی هم دوست داشتم کون دادنش از نزدیک ببینم. میخواستم به مامانم پیشنهاد لز بدم. ترسی نداشتم فوقش یه بی ادب میگفت و قبول نمیکرد ولی هر بار میخواستم بگم خجالت میکشیدم. تصمیم غیر مستقیم بهش بگم. یه روز چن تا فیلم سوپر مادر دختر و لز ریختم تو گوشیم. مامانم رو مبل نشسته بود با موبایلش بازی میکرد. منم مبل کناری نشستم فیلم روشن کردم صداشم یه کم باز کردم که مامانم یه کم صداش بشنوه. گفت چیکار میکنی. گفتم فیلم سوپره. گفت الان چه وقت این کاراس. گفتم دارم فیلم مادر دختر میبینم. بهش نزدیک شدم گفتم امروز تو مدرسه بچه ها سه نفر بهم نشون دادن گفتن اینا مثل خاله خودمون جنده تلفنی ان با مامانشون دو نفری میرن واسه سکس. یکیشون همکلاسمونه. منم دارم فیلم مادر دختر نگاه میکنم. چیزی نگفت.

 

فرداش باز اومدم یه عکس از همکلاسیام که تو گوشی داشتم به مامانم نشون دادم. قیافه یکی از بچه ها نشونش دادم گفتم این یکی از اوناس که دیروز گفتم. یه نگاهی کرد گفت اه اصلا بهش نمیادا. گفتم مامان اینا که مادر دختر به همدیگه سکس میکنن به نظرت چه حالی میکنن؟ گفت من چه بدونم. سوال الکی نپرس. گفتم خیلیا اینجورین ها خیلیا مادر دختر دوست پسر مشترک دارن. یه دفعه گفت منظورت چیه اومدی پیش من داستان دروغ سر هم میکنی. منم یه دفعه جا خوردم که مامان فهمیده دروغ میگم رنگم پرید گفتم نه دروغ نمیگم راس میگم منظوری ندارم. اون چیزی نگفت. باز تکرار کردم مامان من دروغ نمیگم منظوری ندارم. مامان ناراحت شدی؟ نه ناراحت نشدم ولی برو خجالت بکش. چن لحظه از شرمندگی ساکت بودم. بعدش گفتم مامان تو دوست نداری؟ چی رو؟ دو نفری سکس کنیم. یه لبخندی زد گفت برو خجالت بکش. یه فیلم مادر دختر تو گوشی روشن کردم بردم جلوش نشونش دادم. یه لحظه فیلم نگاه میکرد یه لحظه نگاش میبرد تو گوشی خودش.یه فیلم لز مورد علاقه خودم که دو نفر کون لیس میزدم بردم جلوش. این یکی نظرش گرفت. چن لحظه خوب نگاش میکرد. گفتم دوست داری واست لیس بزنم؟ هیچی نمیگفت ولی میدونستم اگه شروع کنم خوشش میاد. رفتم دوتا بوس بهش دادم اونم هنوز فیلم نگاه میکرد. بعد یه بوس دادم به لبش. دهنم بردم جلو ازش لب بگیرم ولی از خجالت نمیتونستم. چن بار سعی کردم ولی نتونستم. اونم هنوز حواسش به فیلم بود. شایدم منتظر بود من کار انجام بدم ولی من روم نمیشد. اگه خودش میگفت شروع کن من روم باز میشد ولی اینجور که خونسرد نشسته بود من روم نمیشد.

 

یه چن بار دست زدم باسنش ولی هر بار خواستم شللوارش پایین بکشم روم نشد. مامان دوست داری دو نفری با هم ساک بزنیم؟ گفت دختره احمق حتما دوست پسرت خرت کرده. گفتم نه خودم اینجوری دوس دارم. اصلا پیش دوست پسرم نریم به خاله میگیم ما رو ببره پیش یه غریبه. یه تنوع میشه. یه فانتزی باحاله. گفت با خالت برو. گفتم من از مامانم خوشم میاد. لبخندی زد گفت حالا دیگه دخترم میخواد مخ منو بزنه. اون روز دیگه چیزی نگفتم. همون که حرفم بهش زده بودم واسه روز اول بس بود. من تا حالا لز نکرده بودم. گفتم کاش با خالم شروع کنم ولی من همش تو فکر مامانم بودم. تصمیم گرفتم به خالم بگم که مامانم راضی کنه. البته نه لز بلکه راضیش کنه بریم سکس دو نفره. فردا که از مدرسه اومدم خاله خونمون بود. منو دید خندش میگرفت. اومد جلو گفت شنیدم خواستگار مامانت شدی. گفتم اره. گفت بیا منو بگیر. من زنت میشم. گفتم اول مامان. شنیدم سکس دو نفره دوست داری. گفتم آره. گفت هروقت خواستی بیا بریم. گفتم اول مامان. رفتم پیش مامان گفتم نگاه خاله هم خوشس اومده. بیا از این کارا بکنیم. بازم گفتم یه تنوع میشه. یه فانتزی با حاله. انگار فیلم سوپره. معلوم بود مامانم راضیه ولی نمیخوا بله رو بگه.

 

خاله گفت یه مشتری دارم شیره میکشه. ولی بدنش قویه. کمرش خیلی سفته. چار نفر راحت ارضا میکنه. من گفتم همون خوبه. مامانم که ساکت بود. خاله گفت بیا بریم تو اتاق ببینم چیزی بلدی یا نه. شلوارش دراورد. کونش قمبل کرد گفت هی میگی لیس بزنم بیا لیس بزنم. یه چن تا بوس دادم یه کم زبون زدم ولی بد مزه بود. دوست پسرم واسم لیس زده بود میگفت مزه خوبی نداره. ولی باید واسش انجام میدادم. میگفت میک بزن. اونم واسش انجام دادم. باید هر چی تو فیلم دیده بودم انجام میدادم. حدود یه ربع واسش انجام دادم. تلفن برداشت به یکی از دوستاش زنگ زد. گفت یه مادر دختر بیست دارم. حاضری چند بدی؟ سر پول باهاش چونه زد. یه قیمت طی کردن قرار شد فردا بریم. خاله گفت اگه مامانت راضی نشد خودم میام. رفتیم پیش مامان بهش گفتیم واسه فردا خودت آماده کن. مامان میپرسید طرف کی هست؟ چن سالشه؟ چطوریه؟ معلوم بود راضی شده. بعدم مامان خودش گفت فردا عصر نزدیک غروب بریم که تا آخر شب برگردیم. فردا ش. ما اهل آرایش غلیظ نبودیم ولی اون روز یه آرایش غلیظ انجام دادیم تا هم قیافمون زیاد مشخص نباشه هم اینکه بیشتر شبیه جنده ها بشیم.

 

با ماشین خودمون رفتیم اون نشونی که خاله داده بود. ولی خودش جای دیگه رفته بود. زنگ زدیم رفتیم تو. یه اقای تقریبا پنجاه ساله. موهای پرپشت که فکر کنم رنگ کرده بود کامل مشکی بود. خوش تیپ بود. چاق و شکم دار هم نبود. در در هال منتظرمون بود رفتیم سلام کردیم دست دادیم کلی ازمون تعریف کر ما رو برد رو مبل نشوند. رو میز جلو مبل هم سه تا آبجو با شیرینی و میوه آماده بود. آبجو که خوردیم منو کشید تو بغلش رو پاش نشستم. از اون طرف هم دست دور مامان آورد. حدود یه ساعت فقط سه نفری دور هم نشسته بودیم و لب گرفتن و مالش دادن.منم یه چن بار از فرصت استفاده کردم کون مامان مالش دادم. نوبت به ساک زدن رسید ساک دو نفره مثل فیلمای سوپر براش زدیم. سکسمون که شروع شد مامان زانو زد گفت بکن تو کونم. اندازه کیرش متوسط رو بع پایین بود. بالاخره کون دادن مامان از نزدیک دیدم. منم کون دادم. بعد از کوس کردیم. هر چی از جلو و عقب میکردیم مت و مامان جامون عوض میکردیم آبش نمیومد که. هر وقت هم کیر تو کوس مامان میکرد منم کون مامان لیس میزدم. هر وقت کون میکرد کوسش لیس میزدم اونم واسم انجام میداد.

 

خسته شدم و رفتم کنار. یع چن دیقه دیگه مامان کون داد بالاخره آبش خالی شد. واقعا حال داد. مامانم که خیلی راضی بود. چن روز بعدش مامان با خاله رفتن. یه بار هم من با خاله رفتم. کلا من مامانم رو جنده کردم چون دیگه چن وقت یه بار با خالم پیش این و اون میرفت.

 
نوشته: سمیه

دیدگاه بسته شده است