لز با دوست خانوادگی

 

ما دو تا زوج نو عروس بودیم که خیلی با هم صمیمی بودیم من تقریبا دو سه ماه بود خونه ی خودم رفته بودم با اینا خیلی رفت و آمد داشتیم اسمش نرگس بود خوش اندام و قد متوسط و سینه های خوشگل گرد و پوست سفید صورتش خیلی ناز بود از من دو سال بزرگتر بود
یه یه روز که شوهرامون ناهار اومدن خونه مام از صبح ناهار می پختیم و کارامون رو میکردیم خسته بودیم ناهار خوردن و اونا باز رفتن مغازه شون.بعد من و نرگس رفتیم رو تخت که بخوابیم به اونم گفتم تو هم بیا رو تخت با هم بخوابیم

لباس راحتی تنش کرد و رفتیم زیر پتو من خیلی هوس تن نرگس رو داشتم دلم می خواست حسابی بخورمش بهش گفتم می رم دوش بگیرم می یام تو دراز بکش گفت باشه رفتم سریع دوش گرفتم و اومدم بیرون حوله با خودم نبردم لخت اومد جلوی کمدم دنبال حوله می گشتم از عمد سرو صدا هم می کردم نرگس بیدار بود خودشو به خواب زده بود
حسابی تر و تمیز کرده بودم

 

حوله رو پیچیدم دورم رفتم نشستم آرایش کردم جلوی اینه بعد لباس راحتی پوشیدم بدون لباس زیر نه شورت پوشیدم نه سوتین اومدم تو تخت نرگس هی وول می خورد گفت اومدی گفتم عه نخوابیدی گفت نه بعد دراز کشیدیم با هم یه کم حرف زدیم من صدامو هی آروم تر می کردم و میر فتم نزدیک ترش
صدای نفس هام بیخ گوشش بود
بعد دیدم نرگس هم نفس هاش شنیده می شه
اروم دستم رو بردم رو شیکمش و نازش می کردم دست می کشیدم روی بلوزش یواش بلوزش رو دادم بالاتر هی دست میکشیدم به پوستش
می دونستم از من خوشش می یاد و هیچی نمی گه
هی صدای نفس هام رو تندتر کردم

 

یواش یواش ناله می کردیم هر دمون اروم دم گوشش گفتم خیلی خوردنی هستی خوش به حال جواد
گفت اوووم و هی ناله میکرد
یواش پتو رو دادم کنار دیدم اون یکی دست خودش رو کوسش بود
گفتم اجازه هست نازت کنم ؟ خندید یواش
و من اروم دامن شو از پاش هی می کشیدم پایین تر هی پایین تر
تمام مدت چشماش بسته بود مثلا میخاستیم بخوابیم
بعدش دیدم کوسش یه کم مو داره بهش گفتم همیشه خودتو تمیز نیگه دار عزیزم گفت اووووم ولی وقتی بوش کردم بوی کوسش مستم کرد اروم هی بوسش کردم شیکمش رو روی کوسش رو هی بوسیدم
هی خوشش می یومد و به کمرش کش و قوس می داد
یهو دستشو انداخت پشت سرم و هی فشارم می داد سمت کوسش منم براش می بوسیدم و یواش زبونم رو لوله کردم زدم بالای کوسش

 

خیلی هیجان داشتیم قلب مون تو دهن مون می زد وستش داشتم کلا همدیگه رو دوست داشتیم دوستای صمیمی بودیم
دیگه دیدم خوشش اومده هی محکم تر زبون زدم و هی محکم تر نرگس هی ناله می کرد و یوایش یواش داد داد می زد که اروم انگشتمو کردم تو کوسش تلمبه می زدم
مثه قلقلک بود براش لذت می برد دوست داشت و هی می خندید و میگفت جوووون یهو به خودم اومد دیدم لخت وسط پاشم و دارم براش میخورم زبونمو برداشتم گفتم نرگس خوشمزه م دارم می خورمت واااای تو رو باید خورد و حسابی محکم براش ساک زدم و دیدم بدنش لرزید و داد می زد …

کوسش خیس خیس شد منم خسته شدم و کوسم آباش راه افتاده بود بعد هم نرگس بیحال شد و هی تشکر میکرد هنوزم چشماش بسته بود و داشت لذت می برد … بهش گفتم بی شرف من چه کنم ؟ گفت میخورم برات یه کم خورد و بقیه شو با دستش برای می مالید و هی پستونامو میخورد

 

منم ارگاسم شدم و بدنم لرزید حالا دیگه هوا کاملا تاریک شده بود و ما برقا رو روشن نکرده بودیم تو تاریکی خیلی خوب بود همدیگه رو نمی دیدم و لذت می بردیم بعدشم که لباس پوشیدیم و بغل هم خوابیدیم با صدای زنگ در بیدار شدیم شوهرامون بودن … شام درست کردیم با هم خوردیم و نرگس اینا رفتن خونه شون …
بعدش دیگه رومون نمی شد تو چشم هم نیگاه کنیم و من هی رابطه مون رو باهاشون کمتر و کمتر کردم تا یه روز که همسرامون سر کارشون توافق کردن از هم جدا شن …

و درست از وقتی از هم جدا شدن من دیگه نرگس رو ندیدم و تا امروز درست 19 ساله از اون ماجرا می گذره ولی من هنوزم گاهی وقتی بهش فکر میکنم حال خوبی بهم دست می ده …

نویسنده : عین . الف

16 thoughts on “لز با دوست خانوادگی

  1. خوبه که همیشه حاضر جوابی
    معلومه که بدجوری سکسی هستی
    ایول خوبه
    خوشحال میشم باهاتون چند کلمه ای صحبت کنم
    09352615428

  2. عین الف .. داستانت خیلی جالب بود . خیلی لذت بردم …. جالبه که جواب نظرات رو هم میدی … من سی و هشت سالمه و اون موقع بچه نبودم .. ولی کاش بودم

    • کامنت تو ندیده بودم ببخش دیر جواب دادم … ممنون شما به لذت خودتون خوندید … عجله ای نوشتم و وقتی روش نذاشته بودم …دیگه کم ما و کــَــرَم شما :))

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>