سرزمینی به نام کیرستان

دوست دارم در شهر کیرستان زندگی کنم. شهر رؤیایی من…

 

در شهر کیرستان همه چیز عالی است و عشق کیر همیشه در دل همه سوراخداران شعله می کشد. در این شهر، مردم بر دو دسته هستند؛ کیرداران و سوراخداران. گروه سوراخداران خود مشتمل بر مرد و زن است. زنان شهر که همه در خدمت کیر هستند ولی مردانی هم هستند که سوراخهاشان (کون و دهان) را وقف خدمت به کیر کرده اند. خب واضح است که حکومت این شهر، از نوع کیروکراسی است، یعنی کیرسالاری. مذهب رسمی این شهر هم کیرپرستی است و تمام کتابخانه های شهر پر است از کتابهایی در وصف زیبایی و رعنایی و دلربایی کیر و فواید کیر و آب آن برای انواع سوراخها. در این شهر، کیرداران مکلف به انجام کار خاصی نیستند جز کردن، ولی سوراخداران همه روزی سه مرتبه باید سوراخهای تمیز و لیز و نرم و تنگ خود را به اولین کیری که در نزدیکی شان وجود دارد عرضه کنند.

 

بگذارید یک روز زندگی یک زن نمونه ی کیرستانی را برایتان تعریف کنم؛ رعنا یک زن 25 ساله ی کیرستانی ست. او از سن 18 سالگی وارد مرکز پرورش سوراخهای درخشان شده است. مرکزی که تمام دختران شهر بعد سپری کردن دوران نوجوانی به آن وارد می شوند و دانشگاهی است برای تربیت سوراخهای جوان و تنگ و با استعداد. در این دانشگاه، آموزش ها فشرده است و سوراخها در سریعترین زمان ممکن برای خدمت به کیر پرورش داده می شوند. هر فردی علاوه بر گذراندن آموزش های پایه، در یک رشته ی خاص هم می تواند آموزش تخصصی ببیند که البته اجباری نیست. مثلن رعنا علاوه بر گذراندن دروس پایه ای همچون کیرشناسی، نگهداری و مراقبت از سوراخ، پستان پروری و زیبایی اندام، به طور ویژه در زمینه ی لرزاندن کون و باز و بسته کردن سوراخ کون آموزش دید تا بتواند در آینده با کون خود به کیرهای شهر خدمت کند.

 

همانطور که گفتم آموزشهای این مرکز، کاربردی و فشرده است و رعنا شش ماه بعد از این آموزشگاه فارغ التحصیل شد و آماده شد برای رفتن زیر کیر. شاید فکر کنید در کیرستان بر سر تصاحب رعنا خون و خونریزی شد، ولی نع! انقدر سوراخهای تر و تازه و تنگ و نرم و همیشه لیز در این شهر هست که رعنا اصلن به چشم نمی آمد. رعنا خیلی عادی وارد جامعه شد، یک کار اداری گرفت به عنوان منشی یک شرکت با یک حقوق عادی. شاید فکر کنید در این شهر همه کیرداران برای داشتن سوراخداران حسابی پول خرج می کنند، ولی باز هم نع! هر سوراخداری باید خودش زندگی خودش را تأمین کند. در واقع این شهر با یک شهر عادی تفاوت چندانی ندارد و تنها تفاوتش در این است که هر زنی و هر مرد سوراخی باید همیشه آماده ی خدمت به کیر باشد. مثلن رعنا وقتی صبح ها در سرویس اداره شان می نشیند، معمولن صبح ها در مسیر یکی از آقایان همکارش کیرش را در دهان او قرار می دهد و دیگری هم از پشت پستان هایش را می مالد.

 

رعنا که خیلی حشری و خیس شده تازه وقتی وارد اداره می شود آماده ی خدمت به رئیس اداره است. وقتی اولین نامه های صبح را برای رئیس می برد؛ روی میز رئیس دمر شده و سوراخ کون خود را به آقای رئیس عرضه می کند تا اگر او دلش خواست تو کون رعنا بتپاند. این را هم اضافه کنم که وظیفه ی چرب و لیز کردن سوراخ به عهده ی خود رعناست. خلاصه تا عصر که کار رعنا تمام می شود ممکن است دو یا سه بار از کس و کون گائیده شود…

 

عصرها که رعنا از اداره بیرون می زند معمولن می رود بازار برای خرید. در بازار همه ی مردها را می بینیم که با زنان در حال خرید می لاسند و آنها را می مالند. گاه هم در گوشه و کنار مردی در حال گائیدن زنی دیده می شود. یک روز وقتی رعنا در حال خرید بود حس کرد چیزی به سوراخ کونش مالیده می شود. البته این برای رعنا غیرمنتظره نبود و در واقع لبخندی به لبش آمد. این مالش را می شناخت. فروشنده ی چهل و چند ساله ی مغازه که عاشق سوراخ کون رعنا بود داشت با موزی در سوراخ رعنا را مالش می داد. رعنا که کارش را خوب بلد بود بلافاصله خریدها را روی زمین رها کرد، دامن را بالا زده و جوراب شلواری را پایین کشید تا سوراخ همیشه تمیزش در اختیار فروشنده باشد. فروشنده هم کیر خود را به آرامی به سوراخ رعنا نزدیک کرد و در حال مالاندن کیر به مابین کس و کون رعنا بود که ناگهان چشمش به کس جوان و تازه ای رسید که داشت از روبروی رعنا عبور می کرد. فروشنده ناگهان رعنا را رها کرد و رفت سراغ سوراخ جدیدتر و بلافاصله روی زمین مشغول گائیدن او شد.

 

رعنا با دیدن این صحنه کمی ناراحت شد، ولی خب، یاد گرفته بود که هرچه کیر بخواهد همان اصل است، پس دوباره جوراب شلواری را بالا کشید و به خریدش ادامه داد به این امید که شب وقتی خودش را به کیرداری عرضه می کند مورد تفقد قرار گرفته و گائیده شود. رعنا توی ماشین نشسته و در راه بازگشت به خانه بود و هوا کم کم تاریک می شد و او نگران از اینکه مبادا فرصت نداشته باشد خودش را به کیری عرضه کند و گاییده شدن شامگاهی اش قضا شود.. در این افکار بود که با بوق ماشین پشت سری رشته ی افکارش پاره شد.

 

تصمیم گرفت چند خیابان نرسیده به خانه توی پمپ بنزین توقفی کند و از مأمور پمپ بنزین درخواست گایش کند تا تکلیف خود را به جا آورده باشد. به پمپ بنزین که رسید از ماشین پیاده شد و تصمیم گرفت خودش بنزین بزند. یکی از مأمورها ایستاده بود و یک پسر سوراخدار خوشگل و ریزه میزه سرش را از پنجره ی ماشینش بیرون آورده بود و داشت برایش ساک می زد. مأمور دیگر را دید که دارد به همکارش نگاه می کند و کیرش از زیر شلوار شق شده. سعی کرد موقع بنزین زدن کونش را به سمت او کند و با کون لرزه های تخصصی خودش کیر او را به سمت خودش دعوت کند؛ ولی کیردار محترم انقدر حواسش به ساک زدن آن پسرک برای همکارش بود که اصلن رعنا را ندید. رعنا هم بعد از پر کردن باک ماشین تصمیم گرفت خودش وارد عمل شود. رفت جلوی مأمور شق کرده ی پمپ بنزین؛ روی زمین به حالت چهار دست و پا زانو زد؛ دامن کوتاهش را داد بالا؛ جوراب شلواری را داد پایین.

 

بند شورتش را از لای باسنش درآورد و شروع کرد به لرزاندن کون سفید و باز و بسته کردن سوراخ تنگش. کیر عزیز شق کرده ی ما هم با دیدن این صحنه مثل گاو نر پرید روی رعنا و با یک تپانش ناگهانی کل کیرش را تا دسته فرو کرد تو رعنا؛ رعنا ولی خم به ابرو نیاورد چون برای همچین گایش هایی آمادگی داشت و آموزش دیده بود. بعد از یک گایش نه چندان طولانی، کیردار محترم از رعنا خواست که برگردد و روبرویش زانو بزند و با آب کیرش لای سینه های رعنا را آبیاری کرد. بعد از پایان یک روز مفید، رعنا به خانه برگشت و قبل از خواب، یک دوش آب سرد گرفت و برای دقایقی کس و کون را در تشتی از آب انار قرار داد تا برای شروع یک روز جدید آماده شود…

این هم قصه ای بود از شهر کیرستان…

 

نوشته:‌ کیرچهره

4 thoughts on “سرزمینی به نام کیرستان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>