من و پسر عموم و کس زنامون

سلام.

 

من علی هستم و یه پسر عمو دارم که یه سال از من کوچیکتره من از وقتی یادم میاد با اون بودم چه دوران بچگی مون چه الباقی دوران ها بزار اینجوری بگم هم باهم پوشکمون کردن هم باهم توپ بازی کردیم هم باهم رفتیم مدرسه هم باهم جغ زدیم هم باهم مشروب خوردیم و هم با هم زن گرفتیم و اون خیلی آدم کله شقیه یعنی وقتی پیششی یه کارایی میکنه که آدم فکر میکنه آدم بیشعوریه ولی در اصل یه آدم داناست که فقط به فکر منابع خودشه ولی خدایش تا حالا سرمن کلاه نزاشته خلاصه بگزریم منو اون تاحالا باهم قبل از اینکه زن بگیریم چند بار گی کرده بودیم تا اینکه زن گرفتیم البته او مغازه کیفو کفش زنانه داره منم مهندس عمرانم ولی اون چون از همون بچگی از من زرنگتر بود الان دوبرابر من سرمایه داره خب بریم سر اصل مطلب راستی اینم بگم که اون یه بار شکست عشقی خورده و به زور ما تونستیم برگردونیمش اون موقع هر جفتمون مجرد بودیم یه بار تو وان هموم رگ خودشو زده بود که اگه من از رو شوخی که میخواستم بترسونمش درو باز نکرده بودم تا الان هفت کفن پوسونده بود ولی به هرحال من تونستم زندش کنم در اصل اون یکم بیش از حد قیرتیه شاید دلیل این که من تونستم اونو واسه سکس ضربدری رازی کنم همین بود چون به زنش زیاد علاقه نداشت قصه از اونجا شروع شد که تو اون مهمونی های ایی که یا من ممدو(همون پسر عموم)دعوت کرده بودم یا اون منو دعوت کرده بود به هر حال دیگه حرفی از اون دختره که به ممد ضربه زد نبود آخه هردفعه این بحثو پیش میکشیدو و کلی قصه میخورد.

 
به هرحال اون اون از زندگی ممد رفته تو خاطرات ممد و ممد دیگه اونو بروز نمیداد من سر صحبتو از اونجا با ز کردم که به ممد گفتم ممد یادت میاد بچگی ها باهم گی میکردیم اونم گفت اره مگه میشه یادم بره بچگی من با تو سپری شده من بهش گفتم ممد برنامت چیه خسته نشدی اینقد یه زن تکراری رو کردی گفتش من زیاد نگینو(زن ممد)نمیکنم من به ممد پیشنهاد کردم که من یه رفیق دارم که چندتا شماره جنده ی خوب داره میریم ازش یه دونه که تا حالا کم داده باشه رو ردیف میکنیم ولی ممد قبول نکرد عین همون بچگی هاش همش میگفت خطر داره شاید جنده ایدز داشته باشه خلاصه من گفتم پس چیکار کنیم من الان حشریم من میخواستم بزارم اون تصمیم بگیره ولی مد نظرم سکس ضربدری بود چون زنش یه زن کوچولو یه کمی چاق بود و برنزه ای همون جوری که من دوست داشتم و اونم این موضوع رو میدونست که من چه جوری دوست دارم ولی تا حالا به سکس ضربدری فکر نکرده بود اونم همیشه از لا ب لای حرفاش معلوم بود زن لاغرو تره ای دوست داره سفیدو خوشکل البته اون فکر میکنه هر زنی که صورتش کشیده باشه خوشکله دقیقا عین زن من طبق معمول پریسا با نگین یا تو آشپز خونه یا تو اتاق میرفتن واسه حرف زدن اون بار تو آشپز خونه رفته بودن من متوجه بودم که پریسا از ممد خوشش میاد و همیشه سعی میکنه تو حرفایی که با ممد میزنه باهاش شوخی کنه ولی زن ممد من از طریق پریسا فهمیده بودم که نگین کمبود سکس داره و هر دفعه که میومدن خونه ی ما پریسا ازش داستان سکسیو عکس سکسی و فیلم میگرفت و به من نشون میداد

 
خب برگردیم به مهمونی من تو همین حالو اوضاع که داشتم با ممد بحث میکردم یه چندتا عکس سکسی نشونش دادم و اونم شق کرده بود اون روزم یه شلوار پارچه ای پوشیده بود و کیرش زایه معلوم بود یه چند لحظه گذشت و اونم شروع کزد با کیرش ور رفتن که من متوجه شدم پریسا از تو آشپز خونه داره به ممد نگاه میکنه بعد ممد خودش گفت علی یادت میاد نو جوون که بودیم من همش میگفتم دوست دارم زنم چجوری باشه دقیقا عین باران(باران همون معشوقه ی سابق محمد بود که یه علت یه سری مشکلات به هم نرسیدن)ولی الان دقیقا برعکس اون چیزی که میخواستم گیرم اومده منم گفتم آره توهم دقیقا عین منی منم اون چیزی رو که میخواستم گیرم نیومده بعد من با کیر شق شده رفتم از تو آشپز خونه مشروب بیارم بخوریم که یه لحظه احساس کردم نگین داره به کیرم نگاه میکنه من خودمو زدم به اون راه وسرمو گرفتم بالا که مثلا دارم تو کابینت نگاه میکنم و دستم اوردم طرف کیرم و مالوندمش واسه یه ثانیه من مشروبو بردم که بخوریم ممد گفت من میخوام برم حموم میدونستم میخواد بوه جغ بزنه بعد من پریسا رو صدا زدم که بیا حمومو آماده کن و اونم رفت تو حموم هنوز پریسا حمومو آماده نکرده که ممد پشت سرش رفت تو حموم فهمیدم که ممد رازی شده بعد من رفتم جلوی دیار پشتی حموم و یه ذره سرمو از پشت دیوار حموم کردم تو دیدم ممد قشنگ لخت شده و فقط شرتپاشه تو رخکن وایساده بود وکیرش یه مقدار شق شده بود که پریسا بره بیرون پریسا که خواست بیاد بیرون ممدو اونجوری دید جا خورد و فکر میکرد من در جریان نیستم و فوری دستشو شست منم رفتم رو کاناپه نشستم اونم رفت تو آشپز خونه من هی میرفتم در میزدم ممدو اذیت میکردم جغ نزنه و بتونم واسه سکس ضربدری حشریش کنم

 

من موفق شدم و اون حشرش نخوابیده بود طوری که هنوز کیرش شق بود ولی نه به طور کامل وقتی اومد کیرش زایه از تو شلوارش معلوم پریسا هم یه کله هواشو داشت منم با دیدن این قضیه کیرم شق کرده بود پریسا هی با بهونه های مخطلف میومد بیرون از آشپز خونه تا به کیر ممد نگاه بندازه ولی نگین هنوز تو آشپزخونه بود منم به بهونه لیوان واسه مشروب اوردن زفتم آشپز خونه موقعی رفتم که پریسا بیرون از آشپز خونه بود لیوانه دقیقا تو کابینت بالای سر نگین بود منم رفتم بالا سر نگین با کیر شق کرده دیدم اصلا نگاه از رو کیرم بر نمیداره منم کسخل شده بودم یه لحضه با خودم گفتم بزار دلو بزنم به دریا هرچی شد شد من که چراق سبزو از ممد دیدم کیرمو که دقیقا جلو صورتش بود دراوردم اونم دید که پریسا نیست کیر منو گرفت تو دستش وای یه لحظه از شق درد داشتم میمردم حرارت دستاش داشت دیوونم میکرد اصلا تو حال خودم نبود یه دفعه در اتاق باز شد و پریسا اومد نگین فوری کیرمو کرد تو شلوارم و زیپشم بست منم رفتم پریسا داست میرفت که نگاه از رو کیر ممد برنمیداشت حواسش نبودو با پا زد کل مشروبو ریخت زمین منم سرش داد کشیدمو بلند شدم که بزنمش ممد دستشو گرفتو بردتش تو اتاق نگینم از پشت دست منو گرفته بودم میکشید ولی زورش نمیرسید من به حالت اعصاب خوردی نشستم بعد یه دو دیقه گذشت که ممد از اتاق نیومده بود بیرون منم کنجکاو شدمو رفتم از لایه در نگاه کردم دیدم پریسا داره تو بغل ممد گریه میکنه ولی از دروغ اصلا اشکش نیومده بود من برگشتم رفتم پیش نگین و بعد ده ثانیه که نشسته بود بهش گفتم نگین ازت ممنونم که نزاشتی پریسا ما رو تو اون حالت ببینه اگه کیر منو مدید که جلویه صورت تویه برام بد میشد گفتش قابلی نداره بعد ممد اومد بیرون و گفتش چته کونی واسه یه بطری مشروب دل یه دخترو میشکونی منم گفتم به تو چه پریساهم پشت ممد وایساده بود ممد اومد جلو تر و رو به روم وایساد نگینم پشت من در امد و میگفت ممد به توچه تو چرا دخالت میکنی ممدم یه چک محکم زد تو گوش نگین نگینم شروع کرد گریه کردنو نشست رو کاناپه من گفتم تو چرا دختر بیچار رو میزنی ممد گفت اون حقشه ولی این نمیخواست که مشروبو بریزه

 

 

پریسا دست ممدو گرفت و کشید و بردتش تو اتاق منم نشستم پیش نگین وشروع کردم به دلداری اون یه کم باهاش ور رفتم دیگه گریه نکرد بردمش تو آشپز خونه و گفتم بشین من الان میام میخواستم مطمن شم که ممد شروع کرده رفتم از از جای کلید نگاه کردم دیدم پریسا نشسته ممدم نشسته جلوش و سر ممدو چسبونده به سینش و داشت ممد آروم میکرد ممد گفتش پری گردنم شیکست دراز بکش اونجوری بهتره پریسا هم دراز کشید ممد خوابید روش پریسا یواش یواش داشت حشری میشد که ممد گفتش پری ممه هات خیلی نرمه ها پریسا گفت آره ولی یکم کوچیکه ممدم گفت من اینجوری دوست دارم منم دیگه وای نیستادم دیدم اونا دارن وارد کار میشن منم رفتم شراغ نگین رفتم یه لیوان آب از یخچال براش ریختم و آوردم دستاش میلرزید منم خودم لیوانو بردم جلود دهنش با یه دست زیر چونشو گرفته بودم اون یکی دستمم به لیوان بود بعد که آبشو خورد بغلش کردم و آرومش کردم بعد که آروم شده بود دیدم یواش یواش خودش داره شروع میکنه یه لحظه نگاش کردم و گفتم ممد کدوم طرف زد گفتش راست منم لپ راستشو بوسیدم و همون جوری اومدم پایین تا رسیدم به گردنش شروع کردم به خورن گردن که اون منو بغل کردو فشار داد روسینش بازم من کنجکاو شدم ببینم تو اتاق چه خبره این دفعه رفتم تو اتاق به بهونه ی برداشتن بالش وقتی رفتم تو دیدم ممد زن منو لخت مادر زاد کرده و داره کس پریسارو میخوره و خودشم داشت لخت میشد منو حتی پشم کیرشونم حساب نکردن با دیدن این صحنه من هم حشری شده بودم هم عصبی برگشتم تو آشپز خونه دیدم نگینم لخت شده من رفتم وایسادم بالا سرش و کیرمو دراوردم جلو صورتش اونم شروع کرد به خودن کیرم وای دهنش چه حرارتی داشت اصلا یه جوری بود که نمیتونم توصیفش کنم خیلی عالی ساک میزد اونم خیلی حشری شده بود و با حرص ساک میزد زبونشو میمالوند رو نوک کیرم میمالوند دور کیرم دستشو میزاشت پشت پای من و کیرمو فشار میداد تو دهنش کیرم تا آخر تو دهنش بود گرما دهنش داشت دیوونم میکرد خیلی عالی بود بعدش کیرمو درآورد و گذاشت لای پستوناش و بالا پایین میکرد بلندش کردم و شروع کردم به خوردن سینه هاش

 

 

سینه های نرم گوشتی بزرگ آویزون برنزه فکرنکنم بعد از اون لذتی باشه بعد نشستم و پشتشو کردم به خودم و یه پاشوگذاشتم رو کابینت و خودم رفتم لایه پاهاش و شروع کردم خوردن کسش خیس خیس بود من تند تند میک میزدم زبونمو میکردم توش اونم انقدر حشری شده بود که کسش باد کرده بود و جیغ میزد و هی یه خورده زانوشو خم میکرد و خودشو میداد پایین برا این که کسش قشنگ بیاد تو دهنم فقطم جیغ میزد قطرهای آب از کسش میومد تو دهنم که یه مزه خاصی داشت و بدتر حشریم میکرد بلند شدم وایسادم و تو همون حالت کیرمو میمالوندم به کسش و یه دفعه کردمش تو یه جیغ بلند زد که اصلا دیوونم کردو تند تند تلمبه میزمدم وبا حرص اونم آه آهش کل خونرو گرفته بود و صدای پریسا هم از تو اتاق میومد مثل اینکه اونم خیلی حشری بود من عین سرعت برق کیرمو عقب جلو میکردم بعدش بردمش تو حال و نشوندمش رو کاناپه و به پهلو خابوندمش پشتشو کرم به خودم و پاهاشم به هم چسبوندم از پشت کیرمو کردم تو کسش و عقب جلو میکردم دیگه دیوونه شده بودم تمام بدنم عرق کرده بود و صدای نگین حشریترم میکرد نگینم تمام بدن خیس عرق بود من پشتشو که خیس خیس بود میلیسیدم و عین دیوونه ها تلمبه میزدم با تمام قدرت و سرعت اینکارو کیردم کیرمو تا آخر میکردم تو کسش کسش خیس خیس شده بود طوری که عین سرسره شده بود کیر منم خیس کرده بود حتی روی شیکمم خیس شده بود کونشو قمبل میکرد طرف من من دیوونه تر میشدم نگین دیگه داشت ارضا میشد که منم ارضا شدم اونقدر فشار آبکیرم زیاد بود که یه لحظه احساس کردم شاش دارم بعد تمام آبکیرموریختم تو کسش شاید به جرعت میتونم بگم حد اقل نصف یه لیوان بزرگ اومد همشم ریختم تو کسش

 

کیرم یواش یواش داشت میخوابید که از تو کسش به آرومی کشیدم بیرون خیس خیس بود با بدن عرق کرده و سروصورت خیس نگینو برگردوندم دستشو گذاشت زیر سرم و یه بیست دیقه همون جوری خوابیده بودیم که بعد بلند شدیم بریم لباسامونو بپوشیم که ممدو پریسا از اتاق اومدن بیرون هر جتشون لخت لخت قطره قطره آبکیر ممد از تو کس پریسا میچکید پایین بعد همون جوری همگی کنار هم.نشستسم و بعد بلند شدیم و لباسامونو پوشیدم منم زنگ زدم به ساقی محله مون و یه چهار لیتری بهش گفتم بیاره نشستیمو خوریمو بعد که مستیشم پرید ممد با نگین رفتن خونه خودشون بعد از اون فضیه ما تقریبا هر دو سه هفته یه بار باز باهم سکس ضربدری میکنیم و ما خیلی از این روش خوشمون اومد طوری که الان حدود نه ماهه که من زن خودمو نکردم از ممدم پرسیدم اونم گفت که منم بعد از اون قضیه دیگه نگینو نکردم.

 

نوشته: علی

3 thoughts on “من و پسر عموم و کس زنامون

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>