کس دادن مامان جندم

سلام به همه.

داستانی‌ که می‌خوام  براتون تعريف کنم مربوط ميشه به چند ماه قبل که من ومامانم به همراه خانواده خاله ودايي اينا به باغ پدربزرگ رفته بوديم من يه خاله دارم که الان 28 سال داره ويه شوهر خيلي گل داره که براي من انگار يک رفيقه ….خوب بريم سر اصل مطلب.

***

همه تو باغ نشسته بودن وداشتن صحبت مي کردن که اين شوهر خاله ما به مامان گولم گفت ميشه چند لحظه باهاتون صحبت کنم و رفتن که مثلا با هم صحبت کونن بيان خيري ازشون نشد حدود يک 30 دقيقه شد خبري نشود ازشون کسي به فکر اونا نبود تا من گفتم که برم ببينم چي شود که خبري از اونها نشده که هي ديدم خالم نميزاره برم گفتم يعني چي بعد البته کسي متوجه جريان من وخالم نشود بعد من به اون گفتم خاله گفت چي گفتم مي خوام برم خلا ميزاري البته من با خالم خيلي شوخي داريم اين دوتا اکثر روزا خونه ما هستن خلاصه به هزار کلک ازدستش در رفتم

 

اومدم از اونجا بيرون وارد ساختمان باغ که شودم ديدم هيچ خبري از مامان وشوهر خالم نيست گفتم يعني چه ؟ بعد شروع به گشتن داخل ساختمان و اتاقاش کردم تا رسيدم به حمام ديدم يه صداي مياد رفتم جلو در بسته بود ديگه مطمئن بودم که مامانم و امير شوهر خالم اون تو هستن ومشغول ذکر هستن رفتم يه صندلي آوردم گذاشتم از بالاي ذر حمام که يک دريچه داره تو رو نگاه کردم واي خدا چي ديدم امير داشت از کون مامانمو مي کرد آخه از حرفاي مامانم فهميدم که ميگفت درد داره بکش بيرون از کوس منو بکون اونم ميگفت از کوس مرجان هم ميده تو از کون بده بله اونم چه صحبتي اين امير اقا با مامانم مي کردن

خلاصه ديگه حسابي داشت اونو از کون ميکرد که ديدم يه صداي مياد از بيرون سريع رفتم بيرون ديدم مرجان خالم اومد تو تا منو ديد مثل مضطرب شوده باشه گفت کجا بودي گفتم هيچي بعد من از دنيا بيخبر که کيرم باد کرده داره خودنمايی ميکنه خالم گفت چيه انگار اميد کوچولو بازم فضولي کرده که صداي اه مامانم اومد خالم که فهميد بخاطره چيه گفت پس فهميدی؟ گفتم چيو؟ گفت که امير داره مامانتو مي کونه من تعجبم برد چون فکر کردم اون نمي دونه گفتم آره الان ديدم گفتم مگه تو ميدوني گفت اره اخه خودم باعث شودم که اون مامانتو بکونه منم که متعجب بعد گفت تو منو بکوني ولي امير مامانتو نکونه اخه من با خالم از قبل از ازدواجش سکس داشتم که توي يک موقعيت جريان اونم براتون مينويسم

 

بعد باهم رفتيم از پشت دريچه به اون دوتا نگاه کرديم که حسابي دلم مي خواست جاي امير باشم و مامانمو بکونم. امير حسابي از کون کوس مامانمو کرد اخر سر هم ابشو ريخت توکونش مامانم اون روز تا شب ديگه نتونست راه بره هرکه از وان مي پرسيد چته مي گوفت که تو پله پام گير کرد به سنگه پله وخوردم زمين منم خندم مي گرفت تا اینکه مهمونی تموم شد رفتیم خونه بابام هم سرکار بود من و مامانم تنها بودیم مامانم از درد به خودش میپیچید گفتم چی شده مامان باز گفت از پله افتادم من هم گفتم آره خوب! گفت یعنی چی منظورت چیه؟ گفتم هیچی فقط به من دوروغ نگو رنگ از رخش پرید و گفت چی میگی تو… گفتم صبح با امیر دیدمتون داشت از کون میکردت اینو گفتم با ترس گفت به کسی که چیزی نگفتی گفتم فعلا نه گفت یعنی چی فعلا نه گفتم اگه به من هم از کون بدی حرفی به کسی نمیزنم(آخه من خالمو از کس میکردم و من دیوونه ی سوراخ کون بودم )مامان گفت باشه بعد الان سوراخم میسوزه گفتم به من چه من الان شق کردم گفت باورم نمیشه پسرم ازم کون بخواد گفتم با امیر آره با ما نه گفت باشه بکش پایین ببینم چقدر داره پسرم گفتم خودت کیرمو در بیار

 

اومد جلو شلوارمو کشید پایین کیرم تاپو توپ میکرد از رو شرتم کیرمو لیس زد وای چه حالی میداد تا یک ربع با کیرم ور میرت تخمامو میخورد تا اینکه نزدیک اومدن آبم بود گفتم دست نگهدار الان آبم میاد این حسم از دست میره دیدم پاشد رفت از زیر م آشپزخونه برام تاخیری آورد گفت این مال عموت افشینه تعجب پرسیدم مگه با اونم رابطه داری؟! با پرویی گفت آره . گفتم راستو حسینی بگو با کیا رابطه داشتی گفت باافشین،امیر، خواهرم ،وپسرخالت امید اینو گفت اعصابم ریخت به هم گفتم پس تو جنده شدی گفت جنده نه شهوتم بالاست گفتم امید همش 14 سالشه چطور به اون میدی گفت اون پول تو جیبیشو جمع میکنه میده بهم چرا بره غریبه بکنه مریض بشه ماهی 70میده از کس میکنه باورم نمیشه مامانم یه کونی باشه گرم صحبت شدیم تا مامانم گفت کیرت شل شد گفتم آره داشت یادم میرفت قراره بکنمت گفت شروع کن مامانم یه تی شرت تنگ به رنگ زرد با ساپورت براق پوشیده بود اول از رو لباسش شروع به خوردن کس مامانم کردم باورتون نمیشه از رو لباس کوس بخوری حالش بیشتره اونم ساپورت باشه شروع به کردن از رو لباس شدم وای چه حسی داشت کیرم میرفت لای کونش ساپورت هم براق و لیز بود مامان گفت باز یادت رفت گفتم چیو؟ گفت تأخیری رو گفتم خودت بزن من تا به حال استفاده نکردم گفت:بخواب

 

خوابیدم گفت پاهاتو باز کن گفتم نکنه میخوای مارو بکنی خندید گفت همشه دوست داشتم کسمو بچسبونم رو کون یه مرد عقب و جلو کنم ولی روم نشد فقط به تو گفتم،گفتم اگه آرزوتو برآورده کنم چی در قبالش گیرم میاد؟؟؟ با ذوق گفت هروقت دوست داشتی میتونی منو بکنی یا باهم همیشه بریم حموم اینقدر بهت حال میدم که از کس کردن متنفر بشی.قبول کردم و گفت زودباش شلوارمو بکش پایین لختم کن و کونتو بیار بالا گفتم پس زود باش شق دردگرفتم ساپورتو کشیدم پایین وای چه پاهایی باورم نمیشد پوست برنزه یه شورت صورتی که جلوش به شکل قلب خالی بود خط کس مامان پیدا بود شرتشو کشیدم پایین فکرشم نمیکردم بالا کسش رو تتو کرده بود چه کوسی بود بدون مو یه نگین بغل چاک کس تیشرتشو در آوردم وای چه پستونهایی 2 تا خوشکلو ناز مامانم بالا نافو پشت کمرش هم تتو داشت اون موقع بود که مطمئن شدم مامانم یه جنده به تمام معناست یکم باهاش ور رفتم گفت بسه دیگه قنبل کن برگشتم کسشو چسبوند به کونمو باکسش چه تالاپو تولوپی در آورد انگار که کیر داره شاید باورتون نشه از 8:05 شب تا 9:30 داشت با کسش منو میکرد

 

تو حس بودم که که یهو جیغش بالارفت با پاش زد تو تخماممو پرتم کرد از رو تختش پایین ترسیدم گفتم چی شد مامان دیدم انگار شیر آبو باز کردی چنان آب ازش اومد که تمام بدنمو با تختو پر آب کس کرد منم نامردی نکردم پریدم رو کسش شروع به خوردن کردم آبش یه کم شیرین بود وای آب مامان که اومد صدبرابر بشتر حشری شد کیرمو محکم تو دستش گرفت شروع به ساک زدن کرد وای چقدر وارد بود تو کیر خورد انگار ساکر به دنیا اومده دیگه طاقت نداشتم کیرمو گذاشتم تو کونش یه جیغ تخمی زد یادم رفته بود روغن بزنم چون دیدم به عالم و آدم میده دهنشو گرفتم به زور کردمش دیگه داشت گریه میکرد التماسم میکرد محل نذاشتم کردم وای چه سوراخ تنگو داغو آتشین درحد مرگ کونش گذاشتم وای چه شبی بود دیگه خسته شدم از کون گذاشتم تو کسش وای کس نبود پنبه بود نرم نرم انگار دارم کس خارجی میکنم اصلا شباهت به کس خالم یا دوست دخترم نداشت خیلی ماه بود حق دارن تو فامیل هچین کوسی میکنن. دیدم دیگه مامانم داره گریه میکنه گفتم چی شد مامان گفت هم سوراخ کونم آتیش گرفته کسمم پریود بودم خیلی ذجر آوره گفتم زودتر میگفتی ولی خیلی خیلی کوسی اینو بدون شاه کس کردم شبی گفتم پس برام هرجور دوست داشتی ساک یا جق یا با تخمام ور برو تا آبم بیاد با خوشحالی قبول کرد گفت همه جوره باهاشم اول گذاشت لا پستوناش بالا پایین کرد بعد به عشق خودش با دستاش جق برام زد وای چه دستهای نرمی داشت فکرشو بکنید مامانتون براتون جق بزنه دیگه حس آب اومدنم اومد سراغم گفتم داره میاد انگار آب میوه ازش میاد گذاشت تو دهنش تا خرخره کرد تو وای داغو لیز بود موهاشو گرفتم تو مشتم وحشیانه تو دهنش عقب جلو کردم با دستاش هم تخمامو میمالوند تا آبم با فشار اومد خودمو خالی کردم کل آبمو خورد.

 

نوشته:‌ سعید خوش شانس

20 thoughts on “کس دادن مامان جندم

  1. همانا بهترین و لذتبخش‌ترین گاییدن‌ها گاییدن کوس و کون مادران است زیرا که بهشت خداوند لای پای مادران است.

  2. وای امید دستت درد نکنه خیلی با حال بود داستانت
    کاش داداش هم بودیم!!! راستی کی میاد مامان من بشه ؟؟؟نیما از تبریز
    09370861055

  3. عزیزم آگه دوست داری بیام یه حالی با مامانت بکنم پول هم بهت میدم 09016150359 بهم خبر بده کیرم 20 سانته

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>