سکس عاشقانه ی من و شوهرم

سلام.

اسم من شیرین این داستان  سکس عاشقانه خودم و شوهرمه …

***

من از بچگی عاشق سکس بودم همیشه پورنو میدیدم و قبل از ازدواجم یکمی شیطونی میکردم وقتی ازدواج کردم اول با شوهرم سرد برخورد کردم تا متوجه داغ بودنم نشه ولی کم کم باهاش راحت شدم یواش یواش بهش گفتم پورنو میدیدم و سکس دوست دارم چون تو عقد بودیم خونه نداشتیم یک روز که مامان بابام برای چند روز رفتن شهرستان فهمیدیم که وقتشه خودم و از صبح آماده کردم و هیچ مویی هیچ جایی از بدنم نموند دیگه ست شورت و سوتین قرمزم پوشیدم اینم بگم که من اندامم خوبه از نظر خودم سینه هام 75 هستند و باسن معمولی ینی زیاد بزرگ نیست پوستمم سبزه است یک لباس خواب قرمزم پوشیدم شوهرم عصر اومد از راه که رسید ی لب حسابی ازم گرفت ولی من اول ازش پذیرایی کردم که خستگیش در بره لیوان شربت که خورد دیگه تحمل نکرد دوباره لب تو  لب شدیم…

 

منو محکم بغل گرفته بود و دستش روی کونم حرکت میکرد و کونمو تو مشتش فشار میداد همونجا رو مبل لباس خوابم کند گردنم و مک میزد و لاله گوشمو گاز میگرفت و منم داغ شدم و صدای آه گفتنم و نفسام خونه رو برداشته بود سوتینمو باز کرد و سینه هامو تو مشتش گرفته بود و فشار میداد نوک سینه هامو با انگشتاش فشار میداد از زبون شو از گردنم به سینه هام رسوند نوک سینه ام رو مک میزد و زبون میزد گاهی گاز میگرفت بهش گفتم از گاز گرفتن خوشم میاد اونم برام سنگ تموم گذاشت سینه هامو مث گشنه ها میخورد خیلی حشری شدم دستم و به یقش گرفتم و کشیدم اصلا دلم نمیخواست وقتمو هدر بدم محکم کشیدم دکمه هاش کنده شد لباسش در آوردم رکابی رو هم قبل اینکه پاره کنم خودش در آورد دستمو بردم کمربندشو باز کردم خودش کمکم کرد شلوارش در آوردیم اون فقط شورت داشت منم شورت کیش حسابی راست شده بود و منم خیس شده بودم دیگه دستشو از روی شورت گذاشت رو کسم و میمالید همزمان لب میگرفتیم تو گوشم گفت آماده ای منم گفتم آره منو بغل زدو رفتیم رو تخت به پشت دراز کرد و رفت پایین زبونش که به کوسم خورد از شدت حشریت ی آه بلند کشیدم گفت جون قربون آه کشیدنت نفسم منم دیگه از لذت داشتم میموردم زبون شو میکرد تو کوسم و در می آورد چوچولمو مک میزد دیگه آه کشیدنم شده بود جیغ دیگه نمیتونستم تحمل کردم داد زدم منو بکن زود باش پاره ام کن دور زد 69 شدیم فهمیدم میخواد یکم ساک بزنم منم تا جایی که تونستم کیرتو تو حلقم کردم جاشو تغییر داد اومد لبامو خورد و پاهامو باز تر کرد همزمان که لبامو میخورد کیرشو آروم کرد تو کوسم سرش که رفت یکم سوخت یکدفعه تا نصفه کیرشو که نزدیک 16 سانته فرو کرد تو کوسم

 

احساس کردم پاره شدم یه درد شدید جیغ زدم ولی دوباره شروع کرد به خوردن لبام ولی من خیلی درد داشتم و نمیتونستم هیچکار بکنم دوباره فشارداد و همه کیرشو کرد تو کوسم شدت جیغم آینده اینقدر زیاد بود که شوهرم فقط تو گوشم میگفت عزیزم آروم باش نفسم تحمل کن آروم میشی شروع کرد به خوردن لبام حرکتی نمیکرد یکم که دید آروم شدم یواش یواش تلمبه میزد دیگه زیاد درد نداشتم داشتم لذت میبرم هر بار که کوسم با کیرش پر میشد حس خیلی خوبی داشتم احساس کردم یه چیزی تو بدنم جریان داره یه حس خیلی خیلی شیرین گفتم جووووون سجاد بکن منو آه ه ه ه تند تر بکن جرم دادی دیگه داشتم ارضا میشدم تنبه های سجاد تند بود فهمیدم میخواد ارضا بشه با ناخونام بازو هاشو چنگ انداختم و حس کردم تموم شدم دیگه داغ شدم سجاد آبشو با فشار تو کوسم خالی کرد و افتاد تو بغلم خندیدم و با دستام موهاشو ناز کردم و لباش با عشق بوسیدم وقتی به خودمون اومدیم دیدیم رو تختی پر خون شده کیر سجادم خونی بود بلند شدم بریم حموم که اصلا نمیتونستم راه برم درد داشتم سجاد منو بغل کرد و رفتیم حموم وقتی برگشتیم رو تختی رو انداختیم اون طرف و تو بغل هم خوابیدیم این داستان پرده برداری شوهرم از من بود عاشقشم تا جایی که جون داره برام مایه میذاره منم همین کارو میکنم…

دیدگاه بسته شده است