نجمه خوش شانس

سلام.

اسم من نجمه س. بیست و نه سالمه. چادری هستم و تا حدودی مذهبی. لاغر و اندامیم با پوست سفید و موهای بلند صاف و مشکی. شیش ساله ازدواج کردم یه دختر دو ساله دارم با شوهرمم رابطه نسبتا سردی دارم و ازدواج به نظرم بی معنی شده بود. راستش روز اول به خاطر کارش باهاش ازدواج کردم. تو شهر ما دخترا معمولا بر اساس شغل و خانواده به خواستگاراشون جواب میدن. من یه پسر عمه دارم که دو سه سال از من کوچیک تره. خیلیم خوشکل نیست ولی از بچگی یه علاقه خاصی بهش دارم اونم معلوم بود از من خوشش میاد. وقتی بزرگ تر شدیم این علاقه بیشتر شد. راستش نمیدونم چرا شاید به خاطر نگاهای عمیقش به من بود شایدم به خاطر اینکه هرچی بزرگ تر میشد خوشتیپ تر میشد ویا اینکه چون دور و ورم پسر درست و حسابی زیاد نبود ازش خوشم میومد. با وجود اینکه دختر خیلی محجوبی بودم ولی یه بار قبل از ازدواجم با رفتارم بهش فهموندم که دوسش دارم.

 

یه روز کتاب الگوی خیاطی خواهرشو که دختر عمم باشه قرار بود با ماشین برام بیاره. وقتی رسید دم خونمون تازه از خیابون اومده بودم. داشتم لباس عوض میکردم که صدای زنگ اومد دامن خونگیمو پوشیده بودم ولی هنوز روسریم سرم بود. چادر نماز صورتی و گلدارمو سرم کردم و رفتم درو باز کنم. بعد از سلام و احوالپرسی بهش تعارف الکی و خشک و خالی زدم بیاد تو (چون اصلا شوهرم خونه نبود). گفت یه چند دقیقه بیام با دخترت بازی کنم. منم روم نشد بگم خوابه ترسیدم ناراحت بشه و فکر کنه میخوام نیاد خونمون. اومد تو نشست و فهمید که دخترم خوابه گفت دیگه بیدارش نکنم. هنوز نمیدونستم چی تو سرشه. از یه طرفم بهش اعتماد داشتم چون آدم با شخصیتی بود. خلاصه گفتم ازش پذیرایی میکنم وبعدش پا میشه میره. هر چند به خاطر حسی که از سالها پیش بینمون بود از بودنش تو خونمون وقتی تنها بودم خجالت میکشیدم.

 

رفته بودم توآشپزخونه وسایل پذیرایی رو آماده کنم دیدم اومد پیشم. هیچی نگفتم یهو دیدم از پشت منو بغل کرد شدیدا شوکه شودم با ناراحتی و اضطراب گفتم چیکار میکنی برو کنار پررو نشو. دیدم گوش نمیکنه و محکم منو گرفته و هیچ راه فراریم ندارم از یه طرفم اصلا باورم نمیشد تو بغل پسری هستم که از همه پسرا و مردای دورو ورم برام جذاب تر بود ولی خوب من زن با حیایی بودم و اصلا این جور روابط رو نمی پذیرفتم. از طرفی هم اولین بار بود تو عمرم یه مرد که برام خیلی جذاب باشه بدنش به بدنم میخورد. همه این فکرا تو چند لحظه به ذهنم رسید. بین دوراهی بودم اعتقاداتم یا نیاز به محبتم. حالا که تو عمل انجام شده فرار گرفته بودم دوست داشتم چند دقیقه تو بغل گرم و مهربونش بمونم و نمیخواستم فکر کنم که این کارم گناهه. فقط به عشق بازی با اون فکر میکردم یه آرامش و لذت عجیبی بهم دست داده بود. دیگه به جای ناراحتی خوشحالم بودم که اومده منو بغل کرده.

 

آلتش از داخل شلوار و از روی چادرم بین دو قسمت باسنم بود. همین جوری با دسستش بدنمو از رو چادر نوازش میکرد و منم سرمو آروم میمالدم به سرش. بعد از چند دقیقه احساس کردم لذتم داره بیشتر و بیشتر میشه. برای اولین بار تو زندگیم معنی واقعی شهوت رو فهمیده بودم. باورم نمیشد شهوت یه زن درصورت تحریک انقدر شدید میشه. کارش رو خیلی خوب یاد گرفته بود ولی معلوم نبود از کی چون میدونستم خودش اصلا آدم بی بند و باری نیست. دیگه به جز عشق به شهوتم فکر میکردم. تو همون حالت نشستیم چادرم افتاده بود رو شونه هام و روسری براق و سفید و خوش طرح و نگارم کاملا مشخص بود و با حرکتای بدنم موهای دم اسبیم از زیر روسری به سر و صورتش مالیده میشد. فکر نمیکردم یه مرد انقد بتونه شهوت یه زنو تحریک کنه احساس میکردم که اصلا انگار شوهر من مرد نبوده که نتونسته منو به این حال و روز بندازه. تازه فهمیدم که مردا برای چی ساخته شدن و این فاحشه ها که همیشه لعن و نفرینشون میکردم چه لذتی از زندگی میبرن و تو اون حس و حالم بهشون حق میدادم که با جنس مخالف رابطه داشته باشن.

 

از اونجا که دیگه حیای بین من و اون از بین رفته بود توهمون حالت نشسته چرخیدم و روی پاهاش نشستم چون وزنم سنگین نیست میدونستم اذیت نمیشه. کسم کاملا رو ماهیچه رونش بود و با حرکتام روپاش مالیده میشد دستام دور گردنش بود و لذت می بردم و صدای نفس زدنم بلند شده بود. انگار اونم دوست داشت من سراغ مراحل بعدی برم ولی غرور زنانه من اجازه نمیداد اونم که انگار فهمیده بود زیپشو باز کرد و آلتشو در آورد و سر منو برد سمتش. منم چون اولین بار بود معنی واقعی شهوت رو تجربه میکردم کنترلمو از دست داده بودم و آلتشو گذاشتم تو دهنم. هنوز لباسام کامل تنم بود فقط روسریم یه خورده رفته بود عقب و موهام دیده میشد (چیزی که تا حالا تجربه نکرده بودم). موقع ساک زدن دستش رو سرم بود و با عقب جلو رفتن سرم دستش رو روسری لیزم حرکت میکرد و به موهام مالیده میشد.

 

شاید لذت این حالت از خود ساک زدن هم بیشتر بود. میخواستم ولی نمیتونستم صدای آروم ناله هامو قطع کنم. فهمید در چه حالم منو رو به بالا خوابوند چادرم ازکمرمم دیگه افتاد زمین و تی شرت آبی و دامن مشکیم معلوم شد. هیچ مخالفتی با حرکاتش نمیکردم. آروم دامنمو تا کمرم زد بالا وشورتمو زد کنار و کسم مشخص شد. از نگاهش فهمیدم تا حالا همچین چیزی از نزدیک ندیده و من اولین شخصی بودم که تا این مرحله باهام جلو اومده. شروع کرد به زبون زدن بهش صداهام و حالت صورتم مثل دختر بچه های لوس شده بود که خودشونو به گریه میزنن ولی از شدت لذت بود. وقتی بین پاهامو می لیسید دستاشم رو سینه هام حرکت میکرد تحمل این همه لذت رو که تا حالا تجربه نکرده بودم نداشتم. چندتا ناله بلندتر و متفاوت کردم که بفهمه باید بره سمت مرحله بعد.

 

کیرشو گذاشت رو کس من که هردو با لیسیدنامون خیس ولیز شده بود و راحت چندبار کرد داخل و بیرون کشید بدش آروم روم خوابید و کیرشو تو کسم عقب و جلو میکرد. منم پاهامو دور پاهاش حلقه کرده بودم. نظرم نسبت به زندگی عوض شده بود از شدت لذت تو اون لحظات دوست داشتم فاحشه بشم. از روی روسری گردنمو تا پشت گوشم میبوسید و منو میکرد. احساس میکردم آزادی عمل ندارم گفتم بلند شه حالتمو عوض بکنم بلند شدمو باسنمو چرخوندم سمتش و روی کف دستام و زانوهام ایستادم و از پشت کیرشو گذاشت داخلم تو این حالت راحت میتونستم خودمو حرکت بدم و عقب و جلو برم. با ناز و ادای خاصی آه آه میکردم. بعد از چند دقیقه دیگه احساس کردم نیازم بر طرف شده ولی هنوزم لذت میبردم. تا اینکه بعد از چند دقیقه کیرشو درآورد و آبش همچین پاشید بیرون که تی شرت و روسری و دامنم که داده بودش بالا دور کمرم هیچ کدوم از آبش بی نصیب نموندن. بعدش سریع خودشو جمع و جور کرد و رفت و من خوش شانس موندم و یه میل جدید….

12 thoughts on “نجمه خوش شانس

  1. من متاهل سی ساله هستم ازامل اگه خانم متاهلی هستش که بچه شمال باشه و دنبال دردسرنباشه
    درخدمتشم دربست۰۹۳۷۵۶۶۰۶۶۷

  2. سلام گلم
    منم عاشق خانم هات چادری هستم
    آلتم هم بزرگ و سکسی هست می خوای باهم باشیم بهم خبر بده
    خوب ارضات میکنم
    منتظرم09015021552

  3. نجمه حالاباشوهرت چه رابطه ای داری بهتر شدی یاهمونه اگر بهتر شده که خداروشکر اگرهمونطوریه مایل بودی بزنگ مطمینن جای خالیشوبرات پرمیکنم من عاشق سکسم همونطوریکه تعریف کردی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>