به خاطر کسم

من تازه نامزد کرده بودم…

تابستون 94 بودکه عقدکردیم مهران پسر خیلی خوبی بود واقعا هم منو دوس داشت ولی خب من فقط با عقلم باهاش ازدواج کردم نه از روی عشق واس همین یکم تورابطمون کم میزاشتم و واقعا واسم سخت بود.هیچ وقت اجازه ندادم منو از لبام ببوسه فقط لپ اونم به زور اصلا رابطمونرو دوس نداشتم. قبل نامزدیمون با ی پسری دوس شدم به اسم محمد که از دانشگا تا خونه با206 افتاده بود دنبالم با دوستاش بود منم بادوستام بودم که یهو از ماشین پیاده شد و اومد جلوی ما واستاد ما سه تا کپ کردیم(من و دوستام) چی میدیدم؟؟؟؟

 

یه پسررر قد بلند خوش هیکل خوشتیپ و از هرنظری عالی من واقعا ازش خوشم اومد دوستامم که بیشتر از من…اومد جلومون و کارتش رو داد و گفت سلام حال شما خوب هستید؟منم گفتم مرسی گفت این کارت منه هروقت خاستید تماس بگیرید. منم کارتو گرفتم و به راهمون ادامه دادیم من رسیدم خونه بهش اس دادم و باهاش حرفیدم چند بار بیرون رفتیم وهمو دیدیم و فقط لب میدادیم تا اینکه یه مدت بعد عید بود ما رفتیم محلمون و مهران اینا ازم خاستگاری کردن و منم اوکی رو دادم. روز سیزده بدر اسمس داد که سیزده بدر مبارک عشقم منم گفتم من نامزد کردم دیه اس نده بهم اولش خیلی ناراحت شد و عصبی اما بعدش خیلی منطقی برگشت گفت باشه عزیزم خوشبخت بشی کاری از دست من برنمیاد بجز ارزوی خوشبختیش اما هروقت خاستی میتونی مثل یه دوست رومن حساب کنی منم گفتم باشه و خدافظ. وقتی برگشتیم کرج من همه چیو فراموش کردم تا تابستون شد و دانشگاهم تموم شد.یه روزی از بی حوصلگی بهش توی تلگرام پی ام دادم دیدم خیلی گرم تحویلم گرفت و حال احوال کرد.خاستم ببینمش و اونم قبول کرد.

 

فرداش رفتیم بیرون باهم طبق معمول دست دادیم و مشغول حرف زدن شدیم.خونه محمد اینا رو به روی دانشگاه ما بود دقیقا رفت سمت دانشگا گفتم کجا میری گفت خونمون گفتم فکرشم نکن که من بیام گفت من کاریت ندارم فقط خسته شدم از صبح تو خیابونام دارم میچرخم خلاصه رفتیم خونشون ماشینو برد تو پارکینگ و ازم خاست پیاده شم منم واقعا میترسیدم و خجالت میکشیدم ولی محمد واقعا فراتر از اون چیزی که فکر میکردم بود خیلی خوب بود خیلی منطقی عاقل باادب و همه چی پیاده شدم و رفتم خونشون و هیشکی نبود خونشون البته که اشنا ها تو حیاط پشتیشون بودن ودیدن و دردسر شد بماند….

من یه دختر 19 ساله با قد 168 و وزن 60 و محمد هم قدش 180 بود
رفتیم خونشون مقنعه و مانتوم رو در اوردم لباسم موند و شلوار لی خودش رفت رو تخت دراز کشید منم چون تشنم بود با اجازش رفتم از یخچالشون اب برداشتم وخوردم خودم هواسم نبود که چه جوری اب خوردم از هولم که ریخته بود رو لباسم و سمت سینه هام بعد رفتم اتاق خودش یه چرخ زدم اتاقشو دیدم که چقد قشنگ بود و کلاسیک خب ما از منطقه ی پایین بودیم اون بالاتر از ما
بعد گفتم چه اتاق قشنگی داری دیدم داره میاد سمتم و به سینه هام نیگا میکنه گفتم چته چرا اینجوری نیگا میکنی؟ گفت چی کار کردی با خودت که من دیدم بعله سینه هام تقریبا خیس شده و محمد سیخ کرده تا سرمواوردم بالا ازم لب گرفت من اولش مخالفت میکردم ولی خب دوسشم داشتم رفتیم رو تخت و نشستیمتو همون حالت لب گرفتم دستشو گذاشت رو سینم من حس بدی داشتم حس خیانت هرچند مهرانو دوس نداشتم ولی نباید اینکارو میکردم اما دیه کار از کار گذشته بود و من گفتم همین یه دفعه و دیگه هیچ وقت اینکارو نمیکنم و منم داغ کرده بودم و شروع کردم به لب گرفتن از محمد

 

خابید رو تخت و منم رفتم روش اون داشت سینه هامو میمالید و منم فقط لب میگرفتم پیرهنم رو در اورد و منم در اوردم پیرهنش رو نشستم رو شیکمش که بلند شد و بند سوتین رو بازکرد و من نیمه لخت جلو روش بودم و یه نیگا به من کرد و دیدم چشماش اشکی شده و ناراحته بهم گفت مطمینی ؟؟؟ گفتم اره و مث این وحشیا محمدو کشیدم سمت خودم دستشو گذاشتم رو سینه هام و ازش لب گرفتم بعد منو خابوند رو تخت و اومد سمت سینه هام و کلی مالوند و بعدش خورد من واقعا حس خوبی داشتم که هیچ وقت این حسو با مهران نداشتم وای معرکه بود اون لحظه که میخورد و میمالید بعد اومد ازم لب گرفت منم سرشو محکم فشاااااار دادم سمت سینه هام دیدم دستشو اروم برد سمت شلوارم ودیدم داره درش میاره منم چیزی نگفتم حالا اومد بالا و من شلوارشو در اوردم همونطور که داشتیم لب میگرفتیم و دستشو برد سمت کسم و اروم اروم میمالیدش منم دیه کم کم داشت حشرم میزد بالا محمد یه بار دیگه یه نیگا به من کرد و گفت پارمیس مطمئنی؟؟؟؟؟

 

گفتم اره منو برگردوند به پشت و یکم روغن بود کرم بود نمیدونم چی بود د به من و کیر خودش وای کیرش معرکه بود 20 سانت میشد واقعا محکم و کلفت و براق شده بود یه ذره مالوند رو کسم و لاپایی زد و هی عقب جلو میکرد وااااااااااااااااااااای عالی بود حرف نداشت اون لحظه که اومد پشتم خابید و اروم کیرشو داشت میکرد تو کونم واااااااااااااااااااااااااای خیلی درد داشت و من داشتم جیغ میزدم محمدددد بکش بیروووووون جر خوردم وااااااااااااااای درد داره نمیخوام بهم گفتم من که گفتم مطمینی گفتی اره من دیگه داشت اشکم در میومد که کشید بیرون و دوباره یواش یواش کرد توووووو و بازم درد داشت اما دفعه های بعدی خیلی حال داشت جای درد وای اون کیر کلفت 20 سانتیش رو کرده بود تو کونم هم درد داشت هم لذت وقتی تلمبه میزد خیلی داشتم حال میرکردم محمد هم همش میگفت جوووووووووووووووووووووووووووووووون اااااااااااااااااااااااووووووووووم پارمیس میخوامت اووووووووووووف کونت واس منه و مث وحشیا ضربه هاشو محکم تر میزد واااااااااااااای منم دیه داشتم میمردم گفتم محمد کیرت خیلی داغهههههههههه اوووووووووووووووووومممممم اااااااااااااااااخ

 
و اون خیلی با حرفای من حشری میشد تا اینکه گفت داره ابم میاد چیکار کنم؟ گفتم بریز توش و محمد ریخت تو کونم ابشو واااااااااااااای ابش گرم بود وقتی کیرشو کشید بیرون زد رو کونم منو برگردوند و با کیرش زد رو سینه هام و خوابید کنارم و دوباره کلی لب گرفتیم و یکم استراحت که کردیم دیدم داره دیر میشه و من اماده شدم رفتیم خونمون. واقعا اون روز معرکه بود و فراموش نشدنی بعضی وقتا هر چند مدت بهش اسمس میدم مث یه دوست و باهاش میحرفم.

11 thoughts on “به خاطر کسم

  1. سلام.
    ارش هستم.
    تا حالا با دختر سكس داشتم.قبل عروسيم ميخام با يه زن سكس كنم.
    كسي ك ميخاد دليلشو بدونه و سكس داشته باشيم بيام بده تو لاين بهم
    از تهران يا شمال.

    a.68.r

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>