به خواهرم فهموندم که پسرا چی‌ ازش میخوان

سلام دوستان میخوام اولین باری که سکس با خواهرم رو تجربه کردم براتون تعریف کنم.
اسمم یاشاره 30 سالمه خاطره ای میخوام بگم برمیگرده به 11 سال پیش دقیقا شبی که یاسی تک خواهرم 17 سالش شد
یاسی نه که خواهرمه تعریف کنم ولی یه دختر گندومی و قدش 160 بود و وزنش 48 کیلو با سینه هایی تو اون سن 70 . صورت کوچولو و گردی جذابی داشت که هر پسری ارزوش رو داره منتها یاسی تا 1ماه قبل تولدش به پسری توجه نکرده بود دورادور حواسم به تک خواهرم بود…

 
اون روز یاسی دبیرستان بود و من و مادرم داشتیم واسه شب جشن تولد یاسی رو محیا میکردیم ساعت 4 بود باید با عجله اومد و گفت عزیز (مادر بزرگم ) حالش بد شده و باید حتما بریم گرگان. من که واسه کارم گفتم نمیتونم بیام مامان گفت یاسی هم فردا امتحان داره خداست به خونه و خواهرت باشه. ما 2روز دیگه برمیگردیم.
ساعت 6بود بازی با یه شور و ذوق تولدشه اومد خونه وقتی فهمید پکر شد رفت تو اتاقش در رو بست گفت اینم از تولد ما ههه رفتم تو اتاقش گفتم داداشت که نکرده بزور حاظری کردم و رفتیم 1رستوران ایتالیایی و باهم شام خوردیم و بد فرحزاد و قلیون و اینا نزاشتم بر بگذره بهش
ساعت 2شب بود برگشتیم خونه راستی یادم رفت بگم کلا تو خونه راحتیم باهم یاسی اومدیم خونه بغلم کرد و یه بوس از لپم کرد گفت یاشار خیلی بهم خوش گذشت شب خوبی بود مرسی داداش خوشگلم.

 
یه تیشرت و شلوارک پوشیدم و دراز کشیدن دیدم از تو اتاق یاسی صدای گریه میاد رفتم تو اتاق دیدم گوشیش رو پرت کرده و رو تختش خودش رو جمع کرده گریه میکنه به نام و شلوارک قرمز پوشیده بود تا من رو دید اشکاش رو پاک کرد گفتم چیشده گفت بیخیال رفتم رو تختش سرش رو گذاشتم رو شونم گفتم نبینم خواهرم بخاطر چیزی خودش رو اینطوری داغون کنه گفت میدونم فهمیدی 1ماهه با علی رفیقم امشب زنگ زده گفت فردا باید برم خونشون اگه نیای بلا میارم سرت. من نمیدونم چی فکرکرده راجبم اینو میگه.
گفتم غلط کرده همونطوری که بغلم بود خواباندم رو تحت دستم رو گزاشت البته بی منظور رو سینش نفهمیدم چی شد که منم گردنم رو گزاشتم رو گردنش و شروع کردم آروم چندتا بوس از گردنش اول فکرکرد منظوری ندارم ولی وقتی با لبم گوشش رو ماساژ دادن خواست خودش رو ازم جدا کنه گفت یاشار که خوابیدم روش و گفتم هیچی نگو کاری نمیکنم فقط میخوام متوجه بشی یه پسر چی از 1دختر میخواد شروع کردم ازش لب گرفتن اونم کم کم شروع کرد لب دادن بهم و نام و سوتینش رو درآوردم باور نمیکردمالبته با سماجت چون اول حاظر نمیشد که تاپ و سوتیئنش رو درارم وقتی درآوردن باورم نترسد تا سینه بزرگ و سفید و گرد با نوک صورتی میدیدم …

 

شروع کردم از گردنش بوس میکردم و لیس زدن تا رسیدن به سینه هاش اول با زبونم روی سینهاش رو مالیدم که یاسی چشماش رو بست و شروع کردم به خوردن اون سینهای استثنایی که حس کردم داره تحریک میشه چون آروم آه و ناله هاش داشت شروع میشد نوک سینهاش رو با لبام فشار دادن که گفت ووووای تند تند نوک سینهاش رو میخوردم و فشار میدادم که کیرم بد سیخ شده بود و روی جناق ازش فشار نیاورد و ازیتش میکرد گفت یاشار اون که بزرگ شده داره ازیتت میکنه گفتم بزار فقط شلوارکت رو درارم بزارم ولی پاک که ازیت نشی و قبول کرد گفت فقط شلوارک دیگه که شورت و شلوارک رو باهم یدفعه دراوردم و سریع تا نتونه عکس‌العمل نشون بده.

 

موهاش رو گذاشتم رو شونه هام واااای به کس گوشتی صورتی جلوی صورتم بود گفتم یاسی داد میاد این الماس رو ازم مخفی کنی گفت داداش فقط یادت نره هم دفعه اولمه و هم دخترم بیچارم نکنی ها گفتم نگران نباش این رو گذاشتم رو کس داغش واقعا گوشتی بود یخورده خیس شده بود شروع کردم به خوردن چوچولش که اااااه و ناله هاش بلند شده بود تند تند چوچولش رو میخوردم و زبانم رو آروم میکردم تو سوراخ کسش.
واقعا تنگ بود دیگه بازی داشت داد میزد داداش تند تر وووووای اوووووف بخورش محکم تر ووووووای اااااااه
سرم رو فشار میداد فهمیدم داره ارضا میشه بدنش شروع کرد به لرزیدن لبم رو رو سوراخ کسش قفل کردم و شروع کردم به میکیدن اب کسش وقتی قشنگ ارضا شد آبش رو ریختم روی کسش قشنگ سر بشه و خوابیدم روش بازی گفت مردم وووای عالی بود که بخودش اومد. کیرو کردم لای چوچولش گفت یاشار نکنی توش ها گفتم نه آجی فقط برپایی میکنم و سرش رو لای کست میمالم تا هم تو 1بار دیگه ارضا بشی هم من گفت باشه…

 

خوابیدم دوباره روش و اینبار خواهرم بود کهکیرمو رو میخورد و اااااه و ناله میکرد اینقدر سینهاش رو مالیدم نوکشون شیخ شده بود گفت داداش اینبار محکم سینهام رو بخور فشار بده کمرت رو چنگ نینداخت و ااااااووووووف بخوووور محکککککم ووووووای خودش رو سفت کرده بود منم داشتم لای کسش جلو عقب میکردم یدفعه حس کردم قشنگ سر کردم رفت توی کس یاسی که یهو بغلم کرد گفت وووووای مردم تکون نخورد گفت بیچاره شدم اره انگار 2.3سانت کیرم تو کسش هاروم یواش یخورده کشیدم عقب از ترس نزدیک بود خودم رو خراب کنم گفتم پرده یاسی رو زدم پاره کردم ولی دیدم از اون خبری نیس نگران شدم همونطور که سر کیرم تو کس یاسی بود پرسیدم مرگ من اولین باره سکس میکنی گفت اره گفتم پس چرا پردت پاره نشد گفت مامان یبار بهم گفته بود بکارتم حلقویه من که نفهمیدم منظورش رو یعنی چی ؟
خیالم راحت شد گفتم نگران نباش قسمته که کامل بکنم بده توی کس تنگت گفت نه هم درد داره هم مردم که بهش توضیح دادم اینطوری پاره نمیشه و باید وقتی ازدواج کرد با دستگاه پاره کنن…

 
اروم آروم کیرم رو تا آخر کردم توی کس یاسی همونطور که کیرم داشت توی کس تنگ یاسی فرو میرفت دیوانه وار سینهاش رو فشار میداد یاشارررررر مررررردم وووووای خیلی کلفتهههههه اااااوف چیکارکنم وووووووای
تا ته که رفت قلبت نگهش داشتم تا دردش بخوابه شروع کردم به خورررردن سینهاشششش اااااااوف بخووووور شروع کردم به آروم تلمبه زدن که شهوتش زد بالا و گفت محکمتر ددداشی بکنننننن کس خورده جررررم بده تا تههههه تا تتتتته بکن وای

 
بعد نیمساعت تولمبه زدن جفتمون داشتیم ارضا میشدیم که محکم بغلم کرد گفت وووووای ببببببککککن ارررررره واااای محکم تر که کیرم تو تو کسش گرم شد اره ارضا که شد با یه فشار تا ته کردم تو کسش و تموم آبم رو تو کس یاسی خالی کردن خوابیدم روش گفت سوختم داداش ریختی توش گفتم اره…. یخورده از هم لب گرفتیم و بعد پاشدم  2 تا قرص دادم خورد واسه محکم کاری

 

بعداز اون جریان دیگه شده بودیم دوست دختر دوست پسر ه‌‌ر وقتهم  که موقعیتش پیش میومد باهم سکس میکردیم

 
نوشته: سکس آزاد

دیدگاه بسته شده است