چطور شد که دختر خجالتی بابا جنده شد

سلام .من اسمم مریمه. وکیل دادگستری هستم، دختری باموهای بلوند هستم …این داستان روکه میخام براتون تعریف کنم عین واقعیت است ، قضیه ازآنجایی شروع میشه که من تازه درازمون وکالت پذیرفته شده بودم و برای گرفتن وکیل سرپرست ، دنبال وکیل سرپرست میگشتم ، توکانون اسم چندتاوکیل سرپرست راداشتم .به اولی که زنگ زدم گفت فعالیت نمیکنه به یکی دیگه تماس گرفتم وبعدش ادرس گرفتم ورفتم پیشش، گفت اگه میخای وکیل سرپرستت بشم وبامن کارکنی بایست دوست دخترم بشی وخلاصه هرجاکه من رفتم بیایی ،این بودکه بهش گفتم اشتباه گرفتین وانجاروترک کردم ، توهمین اثنابودم که به یک وکیل خانم زنگ زدم بنام مینا.رفتم پیشش وایشان قبول کردوکیل سرپرست من بشه .

 

من ومینا رابطه مان هرروز بهترمیشد وخیلی بهم نزدیک شده بودیم .مینا طلاق گرفته بود و با یک مرد 43ساله رابطه داشت . خلاصه همینطورکه بامینا همکاری می کردم تودفتر بودیم که دیدمن خیلی ناراحتم ، گفت :چراناراحتی؟گفتم چیزی نیست یک مقدارافسرده ام وسپس سرصحبت که باز شدبهش گفتم احساس تنهایی می کنم والانم که تواین دوره زمونه حالا،ازدواج کمه وپسرها هم همش فکر زدن ورفتن وخیانت هستندخلاصه گزینه موردنظرم روپیدانکردم .مینا بهم گفت خوب بایکی دوست شو،منم گفتم وا!همین مونده که آبروم بره ،گفت نه عزیزم چرا آبروت بره بایک نفرمطمئن دوست شووسعی کن نیازهات رو فعلاًباهاش برطرف کنی تا شخص موردنظرت روپیدا کنی .من گفتم کی آخه؟ گفت : اگه کسی رو نمیشناسی من برات پیدامی کنم وخلاصه یکروز که با اون دوستش رفته بودخونه بهم زنگ زدوگفت علی یکنفررومیشناسه که همسرش فوت کرده وفقط یک بچه داره و سوپرمارکت داره ، آدرسش روبهم دادوازقضا نزدیک منزل مابود ومینا گفت : اسمش محمداست و خیلی خوش تیپ وهیکله ، کمی اکراه داشتم آخه تابه حال با کسی رابطه نداشتم وهمش تودلم ترس داشتم که نکنه منوببینه ونخادویا اینکه ازش خوشم نیاد، ازسکس فقط چندتافیلم دیده بودم که باعث میشد بسیارتحریک بشم طوریکه بعضی وقتا خودم رو جای دختری که درحال سکس باچندنفربودتجسم کنم و…

 
خلاصه مریم گفت همین حالاکه بعدازظهراست برو، منم رفتم درب مغازه و دید سرش خلوته وخلاصه رفتم داخل وتا خاستم خودم رومعرفی کنم بهم گفت شمامریم خانم هستین؟گفتم آره ومنوبه پشت دخلش دعوت کردو صندلی برام گذاشت ونشستم وگفت:مریم خانم شما واقعا زیباهستین فکرنمیکردم اینقدر خوش تیپ باشید منم گفتم ؟ممنونم لطف دارین .روم نمیشد ازخجالت حرفی بزنم ولی دل تودلم نبودکه دیدم محمددرراازپشت قفل کرد وآمدسمت من!
منم واقعاً هول کرده بودم ومحمد بهم گفت نترسیدمریم خانم راحت باشید ، من بهش گفتم آبرودارم ووکیل هستم و…که دیدم محمددستش روانداخت دورگردنم وروسریم رو برداشت وگفت میدونم همه اینارو واینکه تابه حال باهیچکس نبودین و…مغازه محمدبه منزلش راه داشت ومحمدیک لیوان اب بهم دادوخوردم وکمی ازاسترسم کم شد وسپس نمیدونم چطور راضی شدم باهاش به منزلش برم ؟؟
همش توذهنم اون فیلمها ی سوپرتداعی میشدواینکه محمدبهم میگفت >شما خیلی زیبایین و…

 
محمدبهم گفت چیزی میخوری؟گفتم نه .نمیدنستم واقعا برم خونه خودمون یابمونم ؟اما برای اولین باربودکه یک حس خاصی داشتم .به یکباره به بدن محمدوشلوارش نگاه کردم دیدم اززیرشورتش کیرش راست شده .منم تواین افکارخودم به یکباره حس کردم کوسم خیس شده و…محمداومد پیشم نشست و گفت نظرت راجع من چیه ؟گفتم شما خوبین واینکه نمیدونم چه طوربگم اما؟!!! یک دفعه محمد سرش روچسبوندبه گردنم ودستش روگذاشت لای پام که منم تاب مقاومت نداشتم وبه یکباره ول کردم خودم روودراختیارش قراردادم بدنم رو.همونطورکه گردنم رومیخورد به یکباره وناخودآگاه دستم روبردم سمت کیرش که گفت چقدرزود؟؟یعنی الان میخای ببینیش؟منم درحین اینکه صورتش روبه زیرگردنم وسینه هام میمالیدبهش گفتم اینطورکه توکس منومیمالی چراکه نه؟اما من باکره ام .گفت ؟ایرادنداره ونفهمیدم که چطورلختم کردوخودشم باشورت جلوم ایستاد؟بدنش یک دونه موهم نداشت وهمه را زده بود ولی خوب خیلی هیکل درشت بود .بی درنگ شورتش روکشیدم پایین که دیدم یک چیزی محکم بلندشدوبه صورتم خورد وای که نمیشد باورکرد؟ چقدرکیرش بزرگ بود؟ دقیقاً یاد اون فیلم های سکسی می افتادم که مردان سیاه پوست باآلت بسیاربزرگشون دخترای بلوندروجرمیدادن!!محمد بهم گفت چیه؟ترسیدی؟ گفتم نه وکیرش رودستم گرفتم وآروم عقب وجلو میکردم بادستم .

 

یک دفعه محمدمنوبرگردوند طوریکه کونم سمت کیرش باشه وازپشت کیرش روچسبوندوای که چه حال توصیف نشدنی داشت همش بخودم میپیچیدم ازشدت داغی ولذت وصف نشدنیش وقتی اون کیرش رو لای سوراخم میگذاشت وبالاوپایین میکرد با دستش گویی تمام دنیا مال من بود و…منوبرگردوندبه سمت دیوارتکیه دادوکوسم رونگاه کردوگفت وای چه بدنی چه کوس ناز وسقیدوقشنگی چه قدربدنت لطیفه آدم میخاداون کون نازولطیف رو جربده که گفتم محمدباکره ام واون مال تونیست و…که گفت ازرومیگذارم وهمینطورکه به دیوارتکیه داده بودمنو کیرش رو گذاشت لای پام که به یکباره ازشدت داغی بیش ازحد واینکه ازمن قدش وهیکلش درشت تربود بی اختیارشدم واونم همینطورباقربون صدقه رفتن کیرش رو لای پام عقب وجلومیبرد .تواسمونا سیرمیکردم فکرنمیکردم بین افسردگی ولذت یک صبح تاظهرفاصله باشه همینطورکه نوک سینه هام رومیخورد وصورتش رو به تمام گردن وبدنم میکشیدمنوبرگردوندوگفت بخواب روی زمین وباچهاردست وپا بشین .منم نشستم وگفتم چه کارمیکنی؟گفت ازعقب می کنم که گفتم نه شنیدم دردداره وهمینطوری خوب بودکه گفت نه توخودت رومیبینی نه منو.خلاصه بحالتی که میخاست نشستم واومد تف زددرکونم که گفتم نه که محکم زد روی باسنم وگفت اروم باش .

 

منم بی اختیارایستادم که دیدم یک چیزی رفت توکونم ونگاه کردم دیدم باانگشتش داره کونم رو باز میکنه یکدفعه دوتاانگشتش رو کردتو وگفت ؟جرت میدم وکاری می کنم که نتونی راه بری منم می گفتم نه محمدنه توروخدا که یکدفعه هولم دادخوردم زمین وگفت ؟چرابدقلقی می کنی؟گفتم درددارم ونمیتونم .گفت اروم میکنم قول میدم وخلاصه کرم آوردزد که دیدم کونم چرب شده ودردانگشتهای کلفتش که توکونم میکردکمترشده ویکدفعه اومد جلوروم وگفت:بخور!منم بهش گفتم نه نمیتونم که دیدم گفت توروخدا یک کم .منم بااکراه صورتم رواوردم جلو ویواش کلاهک بزرگ مکیرش رومکیدم وبه یکباره دیدم که کیرش رو کردتودهنم وعقب وجلو کردکه باهق هق زدن من درآوردوگفت ببخشید طاقت نیاوردم ومنم گفتم بزارخودم میخورم که اولش بهم گفت دندون نگیروسپس بهم گفت بخور.کیرش مزه بدی داشت ولی بعدش واسم عادی شدویکدفعه بهم گفت تخماش روبخورم که منم واسش خوردم وبعدش رفت وکیرش رو تف زدوگذاشت در سوراخ کونم وفشاردادکه من سریع دادم هواررفتم ودررفتم بعدش باهزارقربون صدقه رفتن دوباره راضیم کردکه خودم به عقب فشاربدم تااون کیرش بره داخل. واقعا لحظه سختی بود کیرش لیزمیخوردوازبس بزرگ بود من بسختی تحمل میکردم اما داغی لذت بخشش باعث میشد خودم رودراختیارمحمدبگذارم ووقتی با عقب دادن خودم سرکیرش رفت تو یک گرمای عجیبی رو درکونم حس کردم ووقتی اروم کیرش رودادداخل واقعا حس کردم سوراخ کونم داره جرمیخوره وخونی شده که بعدش با چندتاتلمبه اروم کمی کیرمحمدانعطاف پذیرترشدوازحالت سفتی شل ترشدودیدم که محمدمیگه جرت میدم وتندتندنفس میزنه ومنم که سرم روازدردپایین نگه داشتم وبصورتش نگاه میکردم واقعا داشتم لذت میبردم که محمدمثل یک گاووحشی داره منومیکنه .

 

محمدمیگفت: عشق کی هستی؟ گفتم تو.گفت: مال کی هستی؟منم تواوج لذت میگفتم توتوتو.گفت میکنمت مثل جنده ها می کنمت منم گفتم جنده توهستم عزیزم جنده تو.منومثل جنده هابکن .پارم کن جربده تاته بکن تواونم میگفت فکرکردی وکیلی نمیشه کردت؟گفتم چرا میبینی که دارم میدم .گفت میکنمت مادرت رومیگایم و…سپس دستش روبردزیرشکممو منودراز کش خوابوندوبهم گفت قنبل کن ومنم کونم رو اوردم بالاترکه زیرش یک بالشت گذاشت ودوباره کیرش روتفی کردوکردتو ومنم هرسری که بااون کیرکلفت 23 سانتیش میکوبیدروکونم اخ میکشیدم امامحمدتوجه نمیکردوباشدت بیشترتلمبه میزدطوریکه دیدم بچه محمد بیدارشده وازجلودرب داره نگاه میکنه اما به روی خودم نیاوردم وباخودم گفتم بچه 4 ساله چیزی نمیفهمه و..یکدفعه بدنم لرزیدوازشدت لذت زیادبه ارگاسم رسیدم ولی محمدهمینطوربااون وزن زیادش وبدن بزرگش روم بود ومیکردکه یکدفعه گفت جنده منابم داره میاد که منناراحت شدم وگفتم جنده نوامیسته وهرغلطی دوست داری بکنکه دیدم با فشارزیادابش روتوکونم خال کردوگفت چرا ناراحت شدی گفتم من ارضا شدم واگه دیدی اثناسکس پیزی نگفتم بخاطرلذت بیشازحدبودوخلاصه گفت ببخشیدواروم کیرش رودراوردوبلندشدومنم سریع رفتم دستشویی وشستم وازبس سوراخ کونم قرمزشده بودکه بی اختیاراب کیرمحمدبیرون می امدازش.سپس لباس پوشیدم واز محمدشمارشوگرفتم ورفتم خونه .توخونه کسی نبود وخانوادم رفته بودن شهرستان .فقط داداشم بودکه خواب بود . توفکرسکس با محمدبودمهمش واینکه سوراخ کونم داشت دردمیکردو…یکدفعه باز هوس کیر کردم وبه محمداس دادم بیداری؟ اونم سریع جواب دادآره .گفتم کیر میخام گفت منم همش توفکراون کون سفیدومامانی وکوستم .گفتم خیلی دوست دارم لذت کامل روببرم اما…اونم گفت : حاضره باهام عقدبکنه گفتم نه فعلا. گفتم صبح دادگاه دارم ساعت9 وصبرمیکنم داداشم بخابه سپس میام .

 

ساعتهای 2 بودکه دیدم خوابیده شبانه بلندشدمورفتموزنگ روزدم واومددررابازکردورفتم سریع تو.باورم نمیشدکه به این سرعت پیش محمدباشم .بهش گفتم دادگاه فردام چک است وراحته ومیخام تاصبح پیش توباشم .اونم گفت باشه عزیزم وسریع منوبردتواتاق خواب ولخت شدیمورفتیم تورخت خواب.محمدکیرش رودراوردازتوشورتش وگفت بخور.منم با حرص وولع تمام کیرش روکردم تودهنم وحسابی خوردمش .اونم تواین اثنا باسوراخ کونم ورمیرفت و بعدش بهم گفت بخواب.خوابیدم ویکدفعه سرش روبرد لای پام وشروع کردبه خوردن کسم .وای چه لذتی داشت وقتی بازبون میلیسیدوباانگشتش چوچولم رومیمالیدنمیشه واقعا توصیف وتعریفش کرد.طوریکه ازشدت تحریک زیادپام رو بی اختیار بالاوپایین میبردم ودورسرمحمدقفل میکردم . سپس محمدازمن لب گرفت وشروع کردیم به لب بازی وبعدش سینه هام روخوردو…بعدش کرم آوردوبه حالت سگی یاچهارزانوخوابندروی تخت وگفت سرت روببرپایین وباانگشت کونم روچرب کردوکیرش رو کردداخل.اولش بدرفت ودردم اومدولی بعدش عادی شد .محمدتندتندنفس میزدومنومیکرد طوریکه صدای شلب شلب مون کل اتاق رو پرکرده بود ومنم ازشدت لذت صدام فضای اتاق روپرکرده بود. محمدمیگفت: جرت بدم خانم وکیل؟ گفتم دراختیارتم دیگه چرانمیدی؟گفت: میخام این بار مثل جنده جرت بدم گفتم: جنده تو هستم دیگه جرم بده اه اه بکن منو بکن ،منوبااون کیرگندت جرم بده اومدم جرم بدی محمد.جنده خودت روجربده …

 

بااین حرفها گویی محمد بیشترتحریک میشد وتندترتلمبه میزدوهمش میگفت :میکنمت ،پارت میکنم منم واه خدا چه کس وکونی داره من بایست روی این جنده خانم رو کم کنم وغیره ،واقعا از شدت سرعت تلمبه زدنش ونرمی کیرش وداغی اون لذت میبردم .تقریباً 14دقیقه منوکردویکدفعه حس کردم کیرش سفت ترشده وتندترازقبل داره میکنه که باشنیدن نعره صداش متوجه شدم داره ابش میادکه تااومدم بگم نریزی …همش خالی کردتوکونم .سپس من رفتم دستشوییوخودم روشستم واومدم کنارش خوابیدم وتاصبح دوباردیگه منوکرد.الان ده ماهه که باهاش رابطه دارم وباهاش سکس دارم واون دخترمعصوم وباحیا بابایی شده جنده ی محمد آقا…

دیدگاه بسته شده است