چهار پایه

سعید هستم 22 ساله قدم 185 وزنم 75 و سبزه نسبتا هم حشری نمیخوام از خودم تعریف کنم ولی تو خوشگلی و خوشتیپی بدک نیستم .اگه خاطره من و بیتا جوووونم رو خونده باشید گفتم که حدود 5 سال به خاطر کار پدرم مجبور شدیم به یه شهر دیگه بریم تو این شهر آشنایی پیدا کرده بودیم که با هم رفت آمد خانوادگی داشتیم .اون روز که این اتفاق برایه من افتاد مادرم به خاطر زایمان خانمه آشنامون رفته بود کمکش کنه .

 
منم تو خونه نشسته بودم و داشتم با کامپیوتر ور میرفتم که زنگ خونمون رو زدن .آیفون رو برداشتم پروانه دختر همسایمون بود(پروانه 24 سالش بود قد متوسط ولی توپر بود و خوشگل پوسته سفید مثل برف چشم هایه مشکی خلاصه بگم یه هلویه به تمام معنا.البته ازدواج کرده بود ولی تو دوران عقد از شوهرش جدا شده بود ) گفت سعید میشه چهارپایتون رو بیاری میخوایم پرده هامون رو درست کنیم گفتم باشه وایستا بیام چهارپایه رو بهت بدم گفت نه زورم نمیرسه خودت بیار خونمون منم گفتم باشه .لباس هامو پوشیدمو آماده شدم چهار پایه رو بردم زنگ زدم درو باز کرد و گفت چهار پایه رو بیار داخل خونه .منم گفتم باشه .وقتی درو باز کرد یهو خشکم زد مادرش(آرزو)با بلوز و شلوار بدون رو سری خودشم بلوز دامن بود بدون روسری از خجالت داشتم آب میشدم رفتم چهارپایه رو گذاشتم کنار پنجره و میخواستم برم خونمون که مادرش اصرار کرد بمون یه شربت بخور منم نشستم مادرش برام شربت اورد و رفت تو اتاق خواب وقتی اومد بیرون دیدم لباس بیرون تنش کرده .گفت سعید تو بمون کمک پروانه کن پرده هارو باز کنید تا منم برم چندتا حلقه برایه پرده ها بخرم و بیام منم هول شده بودم ولی با تکون دادن سر گفتم باشه و مادرش رفت .

 
چهارپایه رو گذاشتم کنار پرده ها میخواستم برم بازشون کنم که پروانه گفت سعید تو نمیتونی گره هاشو باز کنی بذار خودم برم. تو چهارپایه رو نگه دار منم گفتم باشه موقعی که پروانه داشت از چهارپایه بالا میرفت شیطون رفت تو جلدم گفت حالا که دامن پوشیده تو هم دید بزن حالشو ببر .همین که نگاهم افتاد به زیر دامنش دیدم به به زیر دامن هیچی تنش نیست نه شورتی نه شلواری نه شلوارکی فقط یه کوس سفید اون زیر بود که التماس میکرد بیا منو بکن بیا منو بکن .من دیگه داشتم از شدت شهوت دیوونه میشدم که پروانه از چهارپایه اومد پایین و من چهارپایه رو بردم اونسمت پنجره موقعی که پروانه خواست از چهارپایه بره بالا با دستم پایین دامنشو گرفتم جوری که وقتی رفت رو چهارپایه تا نصفه کونش معلوم شد ووووواااااااای یه کون سفید که آدمو دیوونه میکرد .پروانه هم مثلا هیچ اتفاقی نیفتاده دامنشو کشید بالا و مشغول ادامه کارش شد .

 

منم خواستم کم کم سرصحبت رو باز کنم گفتم پروانه معلومه خیلی گرمته که اینجوری دامنو پات کردی اونم یه نیش خندی زد و چیزی نگفت.تیرم خورده بود به سنگ و ناامید بودم که نتونستم خوب سرصحبت رو باز کنم که یهو پروانه با لحنی شهوتناک گفت سعید خوشگل بود منم مثلا از همه چیز بی خبر گفتم چی ؟؟چی خوشگل بود ؟؟؟.گفت کونمو میگم دیگه به نظرت خوشگل و ناز بود ؟؟؟منم که دیدم بعله این از من پایه تره گفتم آره صددرصد عالی بود خاک تو سر شوهرت که همچین نعمتی رو بیخیال شده .با لحنه شهوت و انگیر و چشمایه خمار گفت سعید من خیلی وقته تو کفم .واز چهارپایه اومد پایین .گفت دوس داری از کف درم بیاری .من هنوز میخواستم بگم آره که دیدم دستاشو حلقه کرد دور گردنم و لباشو گذاشت رو لبام چوری لب هایه همدیگرو میخوردیم که صدایه ملچ و ملوچمون تو خونه پیچیده بود دستمواز رویه پیراهن گذاشتم رو سینه هاش و شروع به مالیدنش کردم در همین حال اونم کوسشو میمالید به کیرم .کیرم جوری شق شده بود که داشت شلوارو پاره میکرد. بلوزشو در اوردم سوتین نداشت شروع کردم به خوردم و گاز گرفتن سینه هاش .
پ:مگه هاپویی که گاز میگیری گاز نگیر دردم میاد بخورشون.

 
منم بدون توجه به حرفاش کارمو ادامه دادم تو همین حال و هوا احساس کردم داره زیپ شلوارمو باز میکنه .کیرمو در اورد و جلوم زانو زد و شروع کرد به ساک زدن
پ: اووووم اوووم سعید چه کیر خوشمزه ای داری از این به بعد فقط ماله منه حق نداری به کسی دیگه بدی بخوره کیر خوردنیه خودمه.
م:چشم هر چی جنده خانمه خودم بگه.
جوری کیرمو میخورد که داشتم تو ابر ها سیر میکردم تخمامو میکرد تو دهنش با نوک زبونش سوراخ کیرمو لیس میزد حالی که اون موقع داشتم وصف ناشدنیه
دامنشو در اوردم بعد بلند شد و جلوم ایستاد و شروع به لب گرفتن کردیم تو همین حال جوری کوسشو میمالید به کیرم که تمام کیرم از آب کوسش خیس خیس شده بود .
م:جنده زود تر بریم سر اصل مطلب مادرت الانه که پیداش بشه .
پ:باشه بکون بکون جرم بده که دیگه طاقتم تموم شد.

 
رو مبل نشست و من مشغول خوردن ولیسیدن کوسش شدم لامصب کوس نبود بهشته برین بود تو همین حال که داشتم با زبونم با چوچولاش بازی میکرد لرزید و ارضا شد.
پ:سعید بسته دیگه اگه مادرم بیاد ببینه بد میشه .
م:تو که حالتو کردی پس من چی مگه من هویجم.
پ:دفعه بعد از خجالتت حسابی در میام .
منم وقتی دیدم راست میگه و اگه مادرش بیاد آبرو ریزی میشه.خودمو رو جمع و جور کردم که اتفاقا مدت زیادی رد نشده بود که مادرش رسید .پروانه پرده هارو در اورد و حلقه هایه شکستشو عوض کرد در حین کار هم هی بهش چشمک میزدم و اون با در اوردن زبون و خندیدن و چشمک زدن جوابمو میداد هر دفعه که از چهار پایه میرفت بالا یا میومد پایین کونشو میمالید به کیرم .بالاخره پرده هارو نصب کردیمو من خواستم برم خونمون که تو راهرو پروانه شمارمو گرفت و موقع بدرقه یه چشمک ناز بهم زد .منم اون شب تا صبح به یاد پروانه 4 یا 5 بار جلق زدم .

 

یه هفته ای گذشت دقیق یادم نیست ولی فکر کنم چهارشنبه بود که حدود ساعت هایه 5 بعد از ظهر دیدم پروانه پیام داد مادرم رفته بازار لباس بخره و خونه دوستش تا شب نمیاد بابام هم امشب شیفته فردا صبح میاد الان رفت شرکت بیا تا از خجالتت در بیام .
لباس هامو تنم کردم و یه قرض تاخیری انداختم بالا تا زود پنجر نشم و به مادرم گفتم میرم استخر شاید دیر بیام .رفتم در رو زدم پروانه در رو باز کرد وقتی در خونه رو باز کردم داشتم از تعجب شاخ در میوردم .پروانه لخته لخت رو مبل دراز کشیده بود و داشت با کسش ور میرفت و آه آه میکرد .
پ:چرا اینقدر دیر اومدی دارم از شدت شهوت میمیرم بیا که امروز دوس دارم جرم بدی قربون کیرت برم .
منم در رو بستم و تا وقتی بالایه سرش رسیدم منم تمام لباس هامو در اوردم .رویه مبل نشست و کیرمو با دستایه ناز و ظریفش گرفت و شروع کرد به ساک زدن جوری ساک میکرد و کیرمو میمکید احساس میکرد داره خونمو میکشه .
ایندفعه دیگه نمیخواستم سرم بی کلاه بمونه یکمی لب گرفتیمو سریع رفتم سراغ کسش پنج دقیقه ای خوردمش اوووووووم اوووووووووم عجب کوسی لامصب کوس نیست مزه هلو میده .آآآآآآآآآآآه آه ه ه ه ه بخور سعید بخور که همش ماله خودته.
منم جوری چوچولاشو میمکیدم انگار دارم ژله میخورم .دیگه کم کم داشت ارضا میشد میتونستم احساس کنم پس با شهوت بیشتری کوسشو میخوردم تا اینکه یه آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآه از ته دل کشید و لرزید و ارضا شد .

 
پ:سعید بکن توش دیگه بکن جرم بده دیگه طاقت ندارم.
منم سرکیرمو گذاشتم رو کوسش و مالیدم اینقدر حشری شده بود که یه بار دیگه هم ارضا شد دیگه کیرم پر آب کسش شده بود کیرمو کردم تو کشس واقعا داغ بود داشتم حال میکردم.آآآآآآآه آآآآآآآآآآآآآهی میکرد که اگه حتی صداشو میشنیدی آبت میومد .چون قرص خورده بودم هر چقدر تلمبه میزدم آبم نمیومد که یهو دیدم پروانه با ناله میگه سعید بس کن بسته دیگه الانه از حال برم فشارم داره میفته لعنتی بکش بیرون ولی من بدون توجه به حرفاش ادامه دادم دستشو محکم رو شکمم فشار میداد و میخواست منو دور کنه ولی من دستشو گرفتم و کارمو ادامه دادم که یهو صدایه ناله هاش قطع شد و از حال رفت .یکم ترسیدم رفتم یکم آب قند درست کردم و اوردم چند قطره آب هم پاشیدم رو صورتش کم کم داشت هوشیار میشد .
م:همین بود حال دادنت هنوز هیچی نشده غش کردی جنده.
پ:ببخشید از شدت لذت دیگه طاقت نداشتم از حال رفتم دوباره بکن
م:چشم رویه چشم.
باز شروع کردم به تلمبه زدن بیست دقیقه ای تلمبه زدم و پروانه جنده آآآآآه آآآه میکرد و با این کارش منو وحشی تر میکرد .دیگه داشتم ارضا میشدم که گفتم پروانه چیکار کنم گفت بکش بیرون یکم استراحت کن از کون بکن و آبتو بریز تو کونم.
منم چنددقیقه ای دراز کشیدم و نفسی گرفتم .همینجوری دراز کشیده بودم اومد رو شکمم نشست و شروع کرد به وول خوردن و مالیدن کونش به کیرم .همین که میخواستم بلندبشم و کیرمو تو کونش کنم با دست هولم داد و گفت تو دراز بکش من خودم اینکارو میکنم بعد با دستش کیرمو گرفت و رویه سوراخش قرار داد و آروم آروم نشست روش یه آهی کشید و کیرمو تا ته کرد تو کونش .معلوم بود زیاد به شوهرش کون داده بود چون کیرم راحت رفت تو کونش.کیرم که داشت از شدت شق میترکید با وول خوردن پروانه جنده رو کیرم انگار داشت میشکست .

 
م:پروانه اینقدر وول نخور کیرم داره میشکنه.
پ:باشه جیگر.
بعد شروع کرد به بالا و پایین کردن خودش 10 دقیقه ای اینکارو کرد دیگه کم کم داشت آبم میومد.
م:پروانه آبم داره میاد بریزم تو؟؟؟؟
پ:آره بریز که میخوام حسش کنم.

 
با چنان فشاری آبموو ریختم تو کونش که هنوز کیرم تو کونش بود آبم از کناره ها ریخت رو سرامیک هایه کف اتاق .از رو کیرم پاشد و مثل سگ شروع کرد به لیس زدنه سرامیک ها و تا آخرین قطرشو خورد .
رفتیم حموم و یه سکس هم اونجا داشتیم همدیگرو شستیم و اومدیم رو مبل نشستیم پروانه نشست رو پام و چنددقیقه ای عشق بازی کردیم .بعد به مادرش زنگ زد تا چک کنه ببینه کجاش و مادرش گفت بیست دقیقه دیگه برمیگرده خونه .منم پاشدم تا برم خونمون موقع رفتن جلو در یه لب جانانه و عاشقانه از همدیگه گرفتیم و من رفتم خونه.بعد از این موضوع چندبار دیگه سکس داشتیم و طوری به هم حال میدادیم که حسشو نمیشه وصف کرد .از وقتی برگشتیم شهر خودمون دیگه خبری ازش ندارم امیدوارم هرجا هست سالم و سلامت باشه .خودم قربون کس هلوش برم .امیدوارم لذت برده باشید .

 
سعید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>