اولین سکسم بعد از ازدواج

من قبلا زنمو خیلی دوست داشتم ولی از روز عروسیمون رفته رفته ، ازش متنفر شدم چهار سال بدین منوال گذشت تا اینکه من یه مغازه خدمات کامپیوتری و اینترنتی داشتم ، از لحاظ مشتری کسب و کارم عالی بود مخصوصا مشتری خانم ولی ادم سر به زیری بودم البته الان هم اینجوری هستم ولی یه کم شلوغتر. ماجرا از اونجا شروع شد که یه روزی یه خانمی اومد مغازه کار اینترنتی داشت ، مقاله ازم میخواست از اینترنت در بیارم ، گفت عجله دارم باید تا یکساعت دیگه به استاد تحویل بدم ، منم گفتم اشکالی نداره ، بفرما بشین پیشم پیدا کنم ، اومد نشست پیشم ، 3 تا هم سیستم دیگه بود که سپردم منشیم به اونا ویندوز بزنه ، خلاصه دختر رو اسمشو بزاریم مریم ، در عرض 3 دقیقه مقالشو پیدا کردم تا اون 3 دقیقه هی به طرف من میومد منم ازش فاصله میگرفتم مقالشو که پیدا کردم اورودم تو ورد تا تنظیمش کنم و پرینت بزنم ، یهو بهم گفت متاهلی ؟! گفتم اره چطور مگه؟ ، گفت هیچی ، منم تو همین فکر بودم که این چرا یهو همچین حرفی زد ، دیدم دستشو گذاشت روی پام ، آروم که منشیم متوجه نشه بهش گفتم برداره دستشو منشی میبینه ، ولی اینو هم بگم یه لحظه اصلا اندامم سست شد ، خوشم اومده بود، از یه طرفی هم ترسیدم که شاید از طرف خانمم اجیر شده که منو حتما آزمایش میکنه ، خلاصه دوباره بهم گفت متاهلی ؟ گفتم اره چطور مگه اخه؟ ، کنجکاو شدم !

 

بعدش بهم گفت فهمیدم جلو منشی نمیتونی صحبت کنی ، بعد گفت بازم مقاله دارم کی میتونم بیام که سرت خلوت باشه ، هم منشیت نباشه واقعا تو بدنم احساس سردی کردم ، من ظهر هم نمیرفتم خونه اخه عزارائیله (زنم) قهر کرده بود رفته بود خونه باباش گفتم ظهر از ساعت 2 تا 4 هیچکش نیست ، گفت ناهار میارم با هم میخوریم منم اصلا مونده بودم چی بگم منشیم اون یکی اطاق بود تو خودم گفتم بزار لا اقل ساعت 2 میاد اونوقت دکش میکنم ، اونوقت هم باهاش صحبت میکنم ببینم حرف حسابش چیه ؟ خلاصه من همه کارامو کردم ساعت یک ونیم هم منشیم رفت ، منم تو دلم ولوله بود ، همه جور فکر به ذهنم میومد ، ثانیه ها ساعت برام میگذشت ، یه ربع به دو دیدم اومد ، وای عجب تیپی زده بود ، یه جوری شدم ، خودتون میدونین دیگه چه جور ، از یه طرفی شک کرده بودم میخواستم دکش کنم ، از یه طرفی هم تو دلم غلغله بود ، دلمو زدم به دریا گفتم بفرمایین ، بعد گفتم مقاله هاتون چی هست؟ گفت مقاله ای در کار نیست میخواستم با شما حرف بزنم ، گفتم سر چه موضوعی ، گفت چقدر عجله داری من از گشنگی دارم میمیرم ، گفت درو قفل کن بریم عقب منظورش اون یکی اطاق دفتر ، هم نهار میخوریم هم صحبت میکنم ، با شک و تردید گفتم باشه ، درو قفل کردم ، رفتیم پشت ، ناهار رو سریع خوردیم چون واقعا هر دو گرسنه بودیم ، بعد ازش پرسیدم موضوع چیه حالا بگو ، گفت تو چقدر احمقی هیچی نفهمیدی خودت؟ منم مات و مبهوت موندم مثل مونگلا !

 

بعد دیدم یهو پرید بغلم حسابی ازم لب گرفت ، احساس آرامش کردم از یه طرفی هم خوشم اومد بدنم سست شده بود ، واقعا انگار تا حالا سکس نکرده بودم برام تازگی داشت چون عزارائیله (زنم) از لحاظ سکسی واقعا افتضاحه اونم تو ماه یه بار ، اونم اگه خونه باباش نباشه ، منم شروع کردم به لب گرفتن ، داشتم تو آسمونا سیر میکردم ، دکمه مانتوشو که باز کردم و دستمو بردم با سینه هاش بازی کنم سینه ها سفید ، بزرگ و ناز ، فکر کنم 10 ثانیه نبود که با سینه هاش بازی میکردم یهو ریختم تو شرتم ، بهش گفتم پاشو خرابکاری کردم ، گفت چه خبرته ، گفتم اخه خیلی وقت بود سکس نکرده بودم ، واقعا حالم بدجوری بود ، خیلی لذتبخش بود ، لباسمو در اوردم ، تا کیرمو دید گفت او…ه گفت چه خبره این کیر برا منه ؟ گفتم نمیخوایی ؟ اخه کیر من حسابی درازه ، نشستم رو صندلی ، جلوم زانو زد ، کیرمو گرفت تو دهنش ، از یه طرفی هم مثل دیونه ها لخت میشد ، اصلا کیرمو ول نمیکرد ، حسابی حشری شده بود ، وقتی لخت شد اون اندام نازشو دیدم ، کیرم دوباره بلند شد ، چند دقیقه ای مثل وحشی ها کیرمو میخورد ، دیگه تاب نیوردم ، آخه سر کیرم مورمور میشد ، به زور بلندش کردم کیرمو ول نمیکرد ، گفتم بیا در آغوش اسلام …

 

نشست رو پاهام ، منم رفتم سراغ سینه هاش ، داشتم میمردم ، کیرم که خورد به کوسش مثل دیونه ها کیرمو میمالوند به کسش ، گفت بکن تو دارم دیونه میشم ، من یه لحظه مکث کردم ، گفت نترس پرده ندارم ، منم اروم سر کیرمو (با ترس) که نکنه دروغ گفته باشه ، وارد کسش کردم ، حسابی داد زد ، خیلی کسش تنگ بود ، گفت جرم دادی ، گفتم تازه سرشه ، محکم خودشو پایین کشید تا ته رفت تو کسش ، چند ثانیه هیچی نگفت بدنش حسابی لرزید ، منم ترسیدم که نکنه رحمش پاره شد ، میخواستم درش بیارم گفت بزار باشه ، بعد مثل دیونه ها هی بالا پایین میبرد بهم گفت اگه زود بریزی داغونت میکنم ، میخوام حسابی جرم بدی ، همینجوری بالا پایین میکرد ، سینه هاش هم تو دهنم بود ، یه ربع همینجوری مثل دیونه ها اینجوری کرد ، داشتم میمردم ، سر کیرم اونقدر حساس شده بود که داشت میترکید ، همینجوری از کسش آب میومد ، بعد گفت دیگه سوختم ، بلندش کردم خوابوندم رو میز تعمیرات ، شروع کردم به خوردن کسش ، لپای کسشو محکم میخوردم ، بزرگ شده بودن ، میگفت دیگه بسه دارم از حال میرم ، تو این فکر هم بودم که چی شده مال من نمیریزه ، اخه اونموقع ها ، زود میریختم ، منم اومدم رو میز پاهاشو از هم وا کردم ، کیرمو کردم تو کسش…

 

دیگه داشت از حال میرفت ، سر کیر من هم حسابی حساس شده بود ، گفت بکن تو کونم ، برگشت به حالت چهار دست و پا قرار گرفت منم سر کیرمو میخواستم بکنم تو کونش اصلا نمیرفت ، با اینکه لیز بود ، گفت بکن دیگه مردم ، میخوام جرم بدی ، گفتم خودت خواستی ، منم محکم فشار دادم ، حسابی جیغ زد ، کیرمو تا ته کردم کونش ، گفت جرم دادی ، بکن ، بکن ، منم تند تند جلو عقب بردم ، داد میزد ، گفتم دیگه نمیتونم دووم بیارم ، خیلی تنگ بود ، بریز تو کونم ، از ته دل ریختم تو کونش کیرمو در اوردم دیدم همه جا خونه ، واقعا وضع کونش خراب بود ، حال پاک کردن خونها رو نداشتیم ، مستقیم رفتیم توالت اونجا ، اونم با آب سرد ، دیدم منشیم دم در ایستاده هی با گوشیش ور میره ، زود موبایلمو روشن کردم (اخه هر وقت میرسم مغازه موبایلمو همیشه خاموش میکنم) ، فرستادمش دنبال نخود سیاه ، بعد نیم ساعت از رفتن مریم منشیم اومد شک کرده بود ، چون تو دفتر فقط بوی کیر و کوس موج میزد بعد این ماجرا با مریم سه بار دیگه سکس کردیم …

 

از اون موقع به بعد دیگه من واقعا از لحاظ سکسی مهار نشدنی شدم ، بقیه ماجراهای سکسیمو اگه وقت کردم مینویسم .
دوستون دارم

 

13 thoughts on “اولین سکسم بعد از ازدواج

  1. پيمان هستم 28 سالمه و از تهران
    زوج هاي عزيز و خانوما و دختر خانومايي كه يه رابطه گرمو و سكسي ميخوان 09382832043

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>