سکس با دختر دایی زنم

باسلام اسمم مسعوده 22سالمه ساکن یکی از استانهای مرکز ایران قدم 190وزنم 90 کیلو 1 ساله که بدنسازی کارمیکنم 3ساله که ازدواج کردم از زندگیم هم واقعا راضی هستم 3 ماه از ازدواجمون گذشته بود که دایی زنم اینا رفته بودن کربلا وقتی برگشتن رفتیم دیدنشون اونجا بود که سرنوشت زندگیم رقم خورد نشسته بودم رو مبل که دیدم دختردایی خانومم زل زده تو چشمام و اصلا متوجه حضور پدر و مادرش نبود که دارن نیگاش میکنن هر باری هم که من نگاش میکرم خجالت میکشیدم ابروهای پیوسته وصورت سفیدش که دیگه نگو رفت بره که میوه بیاره نگاهش کردم وای کمر باریک باسن بزرگ من کلا ادم شهوتی هستم کیرم شروع کرد به بلند شدن منم خودم را جابجا کردم خوشبختانه کسی نفهمید بجز خانومم که اونم خیلی روشن فکره

 

هیچی نگفت خلاصه زهره چایی اورد خم شد چایی تعارف کنه که سینه هاش و دیدم دیگه داشت اوضاع خراب میشد بونه دستشویی کردم و رفتم تا کیرم خوابید وبرگشتم خلاصه اون روز گذشت و بعد یه مدتی اونا اومدن خونه ما زهره رفته بود تو اشپز خونه کمک خانومم بعد دوتاشون اومدن تو حال و نشستن کمی بعد من رفتم برم دستشویی که زهره زودتر از من بلند شد بره اب بخوره بین حال ما و اشپز خونه اپن قرار داره رفت و منم پشت سرش رفتم که برم دستشویی اخه حمام دستشویی ما از اشپز خونه رد میشه که یهو وسط اشپز خونه خم شد ومن بهش برخورد کردم نگاه ملیحی کرد و رفتم دسشویی خلاصه داشتن میرفتن که من شمارمو رو کاغظ نوشتم و دنبال موقعیت بودم که داشتن میرفتن اون زودتر راه افتید ومنم به بهانه رشن کردن چراغ راه پله دنبالش رفتم و تو راهپله شمارمو بهش دادم و رفتن 2.3روز بعد اس نیمه سکسی داد و اس بازی ما شروع شد و گفت باور نمیکردم این قد جرات داشته باشی و خلاصه رابطه ما 1سالی همینجور ادامه داشت که خانومم واسه زایمان رفت بیمارستان منم موضوع را باهاش در میون گذاشتم

 

قرار شد فرداش خونواده رو بپیچونه و بیاد خونم منم شبش رفتم حموم و کلی به خودم رسیدم و خونه را مرتب کردم تا فرداش لحظه شماری میکردم ساعت 2 از سر کار اومدم خونه سریع رفتم حموم واومدم بیرون تا ساعت 4 واینا بود معطلش بودم که ایفون خورد دیدم مادرزنم اومده لباسهی بچه رو ببره به شانسخودم لعنت میدادم سریع بهش اس دادم مادر زنم اومده گفت مشکلی نیس منم تابیام نیم ساعت دیگه میشه خلاصه رفت بعد ده دقیقه اون اومد و میوه و چای اوردم وبهش گفتم مشغول شه ازش پرسیدم که قلیون بذارم گفت نیکی و پرسش منم سریع اماده کرد وقتی برگشتم دیدم مانتو و شلوار جینش و در اورده و فقط بولیز و شلوارک پاشه نشستم و قلیون و چاق کردم و شروع کردیم به کشیدن که گفت سرم داره گیج میره سریع اب قند واسش درست کرم حالش بهتر شده بود سرش رو گذاشته بود روی پام وناز میومد که منم دستم رو بردم تو موهاش و نوازش میکردم کم کم دستم رو بردم رو سینه هاش مالش میدادم دیدم عکس العملی نشون نمیده لبم رو گذاشتم رو لبش اونم همراهی میکرد زبونشر رو تودهنم میچرخوند ومنم لبای خوشمزش رو میخوردم

 

خداییش 2 ماهی بود تو کف مونده بودم پس باید نهایت استفاده میبرم کم کم دستم رو بردم پایین تا رسیدم به کسش خیلی اب انداخته بودنم اروم شلوارکش و شورتش را کشیدم پایین و با دستم شروع کردم به بازی کردن با چوچولش و اومدم پایین وشروع کرد به خوردن کسش ناله های خفیفی میکرد بولیزش رو دراورم و گفتم عزیزم تو مال من و نمیخوری انگار منتظر حرف من بود سریع اومد و من و لخت کرد و افتید به جون کیرم اول تخمام و مکید بعد شروع کرد اول سر کیرم و بعدش تا نصفه میخورد کیر من 17 سانت قطرشم دورش 8سانتی می شه خیلی با حال ساک میزد گفتم عزیزم اپنی گفت نه منم ازش اجازه گرفتم واسه کردن کون خوش فرمش خدارو شکر کردم که کسش اپنه چون من عاشق کونم رفتم و روغن زیتون اورم داشت ساک میزد که من شروع کردم با کونش ور رفتن اول چربش کردم و بهش گفتم هر وقت دردت گرفت بگو اول با انگشت اشاره شروع کردم و بعد دو انگشتی یکمی که لیز شد سه انگشتی کردم که دادش در اومد گفتم عزیزم تحمل کن الان تموم میشه بعد سر کیرم و چرب کردم و دو زانوش کردم و بالش گذاشتم زیر شکمش و کیرم و گذاشتم رو سوراخ کونش و یکم فشار اوردم کلاهک کیرم رفت داخل گفت مسعود خواهش میکنم ادامه نده بزار جا باز کنه منم یکم صبر کرد و کم کم فشار رو زیاد کرد که نصف کیرم جا شد تو کونش

 

کم کم شروع کردم تلنبه زدن که لیز شده بود دیدم داره حال میکنه دوتا دسم را انداختم روی روناش و محکم می کوبیدم بهش میگفتم دوس داری میگفت خیلی عالیه منم سرعتمو بیشتر می کردم و همچنان چوچولش و میمالیدم داشت تو اسمونا سیر می کرد لبش رو شروع کردم به خوردن و میکوبیدم داشت ابم مکیومد که گفت مسعود بریز توش منم سرعتمو زیاد کردم و همه ابم و خالی کردم تو کونش گفت مسعود سوختم منم میخندیدم کیرمو کشیدم بیرون اب کیرم داشت از کونش میومد بیرون دسمال دادمش خودش و پاک کرد و اومد یک لب حسابی گرفت و گفت مرسی این بهترین سکس زندگیم بود من بهش گفتم منم همینجور تا حالا زنم از کون نداده بوده و خیلی حال کردم اون رفت حموم و رفت خونشون و منم بعد رفتم حموم و خوابیدم بیدار شدم رفتم بیرون و شام خوردم اومدم خونه و فرداش خانومم فارغ شد ورفتیم بیمارستان دایی زنم و اینا هم اومده بودن شیرینی تعارف میکردم که زهره لبخندی روی گونه اش بود که نشانه رضایتش بود . رابطه ما تا حالا ماهی دوسه بار ادامه داره ولی تازگی ها خوستگار واسش اومده خودش میگه بعد از ازدواجم باید من و از کس بکنی و منم از رابطه با زن شوهر دار خوشم میاد 🙂 ببخشید که طولانی بود امیدوارم باعث رضایتتون شده باشه ….

 

مسعود

7 Replies to “سکس با دختر دایی زنم”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*