از تلمبه تا تلمبه

سلام محمدرضا هستم.اهل اصفهانم 31 سالمه…

***

داستانی که براتون میگم مربوط به سال 92بود که پدرم و مادرم از زیارت اومده بودن-یک هفته ای رد شد که تقریبا مهمونهای درجه یک و دو وسه اومده بودن دیدنی و تک وتوک از آشناها می اومدند.
یه آشنا داشتیم اسمش زهره بود -یک سالی از محلون رفتند- زهره یه پسر و یه دختر داشت و مرتب به من میگفت داماد آینده من- روزی که اومدن دیدنی با شوهرش بود و بچه هاش-دختره که از پسرش یه سه چهار سالی بزرگتر بود تک میپرید به ما حال نمیداد-اوایل دوران جنده بازیش بود- زهره بهم گفت دیگه پسر حجی شدی و دامادیت رادر کنار دخترم ببینم-خلاصه من که تا اون روز کس وکونش را فقط از رو لباس میدیدم رفتم توی نخش و باخودم گفتم زهره جون اول کس خودت میکنم بعد دامادت میشم

 
شوهر زهره گفت فیلم زیارت بابات اینا را بزار ببینیم.بابام گفت محمدرضا برو سی دی را روشن کن و راش بنداز- همینطور که کنار میز تلویزیون داشتم دنبال سی دی میگشتم کاور پلاستیکی سی دی ها پاره شد و چند تا سی دی افتاد زمین-سریع داشتم جمع میکردم که یکیش رفت زیر مبلی که زهره روش نشسته بود-رفتم از زیر مبل ور دارم یواش بهم گفت ناقلا نکنه از اون فیلماست که حال میده ؟
خنده ای زدم گفتم استغفرلا دیگه ما پسر حاجی ایم!!
فیلمشون را دیدن ورفتیم سر سفره شام-روبرو زهره نشستم-باخانواده حرف میزد و گهگاه یه خنده ای به من میزد.
اونشب تموم شد و اومدن که برند خونشون که حدود یه کوچه فاصله داشت یه هو زهره به شوهرش گفت برو داروخانه شربت معده بگیر وگرنه امشب باید درد بکشم-شوهره گفت باشه پس بمون تا من بیام باهم بریم نترسید.حرفش تموم نشده بود زهره گفت محمدرضا میای ما را رد کنی؟؟؟

 
از خدا خواسته گفتم باشه اشکال نداره-خلاصه تو راه که میرفتم فقط به حرف از اون سی دی هاست که زهره گفت فکر میکردم-رفتیم تا خونه شون-درب را باز کرد پسره گفت دارم از شاش میپکم دوید داخل و دختره هم یه چشم خیره ای رفت داخل -
من موندم و زهره-گفتم خب کاری ندارید-گفت دستت ندرده فقط هر وقت خواستی قبلش با هام هماهنگ کن وفیلمی و چیزی داری بیار اینجا نگاه کن!!! داغ کردن-کمی دست وپام لرزید ولی محکم وایسادم گفتم پس شوهرت؟؟؟ گفت از پسفردا شیفت شبه به مدت یک هفته شروع میشه,بعدشم تو خودت تنهایی من هم بچه ها را میبرم…
گدشت سه چهار روزی ولی چه گدشتنی-همه اش به فکر زهره بودم-میگفتم یعنی میشه یه حالی باهاش بکنیم؟؟!!
عصر ساعت حدود 5 بود رفتم در خونه اش دربش را زدم-گفت کیه گفتم محمد رضام!! گفت وایسا تا بیام.. 30 ثانیه طول کشید و اومد درب را باز کرد.. سلام وحال و احول که تموم شد-گفتم تلمبه باد دارید؟؟ واسه موتورم میخام! گفت شوهرم رفته بیرون نمیدونم کجا گذاشته امشب شب کاره ساعت 8 میره.قبلش میگم بذاره دم دست بعد بیا بگیر…   تو کونم عروسی بود.پریدم داروخانه اسپری بی حسی-کاندوم خریدم و منتظر آخر شب بودم…

***

ساعت 10 رفتم در خونه اش-زنگ بلبلی را زدم-اومد دم در گفتم ببخشید تلمبه آماده است؟؟؟چند تا سی دی سوپرم گداشتم توی جیب پیرهنم طوری که سراش بیرون بود>گفت یه تابی بخور و بیا تا بچه هارا ببرم تو اتاق بخابونم تو بیا سی دی هات را ببین!!!!فهمیدم که میخاد!!!
یه تاب 10-15 دقیقه با موتور زدم و رفتم درب خونشون زنگ نزده در را باز کرد گفت یواش بیا تو تا دخترم نفهمیده-اززیر پنجره برو توی اتاق و سی دی را روشن کن و فیلمات را ببین و بعد هم از همین راه برو!!!!گفتم تنها میترسم..گفت برو-تو داماد منی—گفتم یه چایی شربتی چیزی… گفت میارم-برو-رفتم تو اتاق خوابشون سی دی سوپر پاکش کردم زدم تو دستگاه فوجیتالشون و صداش رو قطع فقط تصویر بود–ربع ساعتی گذشت اومد تو اتاق با یه تی شرت و یه دامن-نشست کنارم و کمی تخمه با فلاسک چای اورده بودگفت جدید تر نداشتی؟؟هنگ کردم!!!

 
یواش یواش نزدیکش شدم دیگه طاقت نیاوردم با دست چپ دهنش را گرفتم و با دست راست کمرشو.وفقط بوسش کردم-دستمو به زور برداشت گفت من آرزوم اینه که تو دامادم بشی-گفتم اول مادر باید بکنی بعد دخترا بگیری–دستم را کردم زیر دامنش چه کسی داشت داغ داغ داغ-گفت صبر کن یواش پاشد رفت در اتاق را قفل کرد-منم کشیدم پایین واسپری را زدم-اومد توبقلم-هرکاری که تو فیلم میکردن منم سرش انجام دادم-چه کس داغی-خیلی حشری بود-خلاصه چه شبی بود زهره را دو بار کردم و یه دوساعتی توبقل هم بودیم گفتم تا سه نشه بازی نشه سومین بارم بکنم–گفت چه کمری داری!!! گفتم انشالاه واسه دخترت اولین سکس را من روش انجام بدم-تو دلم گفتم دخترت از خودت جنده تره- بعد از اون 9 سری و هر سری 1 تا 2 بار کردمش تا اینکه یه روز شنیدم دختره میده در حد تیم ملی…فعلا نکردمش ولی رفتم تو فکر دختره.

 

امیدوارم خوشتون اومده باشه… تا داستان بعدی دعا کنید کس دختره زیاد گشاد نشه.

6 thoughts on “از تلمبه تا تلمبه

    • سلام هانیه خانم اگه دوست داشتید بزنگید کیرم ۲۰سانته وکلفته اینم شمارمه ۰۹۱۹۵۵۹۳۶۵۰

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>