داستان سکس با زن داداشم

سلام به همه سکسیا.امیدوارم کیراتون پر کس کساتون پر کیر.میخوام داستان سکسمو با زنداداشم که اسمش سرور هستش رو براتون بنویسم…

***

من یه پسره 26 ساله قدم 180 لاغر اندام با یه کیر کلفت و دراز که طولش به 18 سانت میرسه. زنداداشمم یه زن 39 ساله با سینه هایی به سایز 85 سفید عین برفو یه کون سفتو تپل که کیر هر پسری رو راست میکنه برم سر داستانم از اون اول که داداشم با این خانوم ازدواج کرد هر وقت که میومدن خونمون من کیرم بلند میشدو منم یه جق مفصل به یاد کس وکون سرور جونم میزدم میدونستم که داداش ما ازپس زنش بر نمیاد منم که دستم از دنیا کوتاه بود و نمیتونستم کم کاری داداشمو جبران کنم ولی دورا دور با شرتو سوتیناش خودمو ارضا میکردم ماجرا به همین روال پیش رفت تا اونا اومدن تو طبقه ی بالایی ما ساکن شدن وشهوته من چندین برابر شد یه روز که داداشم رفته بود سر کار سرور تنها بود.

 

نزدیکای ظهر بود که دیدم داره منو صدا میزنه اقا بهنام چند لحظه میای بالا منم از خدا خواسته رفتم بالا وقتی از در رفتم تو چشمم به یه چیزی افتاد که کیرم یهو عین انتن بلند شد سرور با یه تاپ و دامن که تا سر زانو هاش بود جلوم ظاهر شد من که تا بحال سرورو تو اون وضعیت ندیده بودم کیرم حسابی راست شد و خود نمایی میکرد بعد کلی معذرت خواهی که تورو خدا ببخشید شرمنده گفت یه چوب لباسی خریدم میخوام قبل اومدن محسن نصبش کنم گفتم خوب بریم من اماده ام رفتیم تو اتاق دیدم تمام ابزارایی که نیاز بودو اورده بود گفتم کجا نصبش کنم گفت اینجا اومدم یه میخ بزنم که چوب لباسیه از دستم در میرفت که سرور فت بیام کمک گفتم شما بیا این رخت اویزو بگیر تا من میخاشو بزنم اومد جلوی من رخت اویزو گرفت و منم از پشت سرش یه میخ زدم یهو هواسم جمع کونش شد که تو اون دامن مخمل خود نمایی میکرد و داشت دامنو جر میداد یکم خودمو برم جلو یه کمکی گرمای کونشو حس میکردم فکر کنم اونم متوجه این کاره من شده بود هر میخی که میزدم یه ذره میرفتم به سمت کونش

 

تا انقدر رفتم جلو تا قشنگ کونشو با کیرم لمس میکردم دیگه کاملا دوزاریش افتاده بود که من قصدم چیه یهو برگشت با عصبانیت گفت اقا بهنام خوش میگذره نکنه منو با دوست دخترات اشتباه گرفتی من زنداداشتم بیشعور اگر به محسن نگفتم که منم رنگم پریده بود و کپ کدرده بودم که یهو یه جرقه تو ذهنم خورد که من که تا اینجا پیش رفتم و قراره که به محسن بگه بذار لااقل یه دل سیر بکنمش که اگرم گفت من به مراده دلم رسیده باشم همون جا که روبروی من وایساده بود چسبیدم بهش و با دستام دستاشو گرفتمو لبامو گذاشتم رو لباش تا یه فرصت گیر میاورد صداشو میبرد بالا و فحش میداد که من شوهر دارم و زن داداشتم با یه دست دوتا دستشو گرفتمو با اون یکی دستم شروع کردم سینه های گنده ی سفیدشو مالیدن و فشارشون میدادم همزمان لباشم میخوردم از مالیدن سینه هاش دست کشیدمو دستمو بردم پایین به سمت کسش از روی دامن قلمبگی کسش رو میشد فهمید شروع به مالوندن کسش کردم..

 

کم کم داشت باهام راه میومد دستاشو ول کردمو با اون دستم سینشو گرفتمو شروع به مالوندن کردم بعد چند دقیقه تاپشو از تنش در اوردم سینه هاش داشت سوتین فیروزه ایشو جر میداد به زور جاشون کرده بود کم کم سوتینشو باز کردمو دوتا سینه ی سفید عین برف با نوک قهوه ایی کم رنگ جلوی چشام بودیکی از سینه هاشو به دهن گرفتمو شروع کردم به خوردن همزمان از روی دامن کسشو میمالیدم نوک سینه هاشو مک میزدمو گاز میگرفتم بعد دست بردم پشت دامنش و زیپشو باز کردم و دامنشو از پاش در اوردم یه شرت لامبادای فیروزه ایی که با سوتینش ست بود پاش بود از حولم نمیدونستم کونشو بمالم کسشو بمالم روناشو بمالم انصافا خیلی خوش هیکل بود دستمو از رو شرتش گذاشتم رو کسش شروع به مالوندنش کردم کسش کمی خیس بود دیگه مقاومتی نمیکرد و مقاومتاش به اه ناله های خفیف تبدیل شده بود شرتشو زدم کنار کسشو گرفتم تو دستام به راحتی بهم لب میدادو مقاومتی نمیکرد یه ذره که پیش رفتم جلوی پاهاش زانو زدمو شروع به خوردن کس تپل صورتیش کردم چوچولش با دندون گاز میگرفتم و میکشیدم دیگه بلند بلند اه وناله میکرد با دستاش سرمو محکم به کسش فشار میدادو میگفت بخور جووووووووووووون بخورشششش بعد چند دقیقه بلند شدمو دستاشو گرفتم و بردمش رو تخت و خودمم رفتم وسط پاهاشو شروع به خوردن کس کردم اونم فقط اه وناله میکرد و میگفت جوووووووووووووون بخووووووررررش گازش بگیر یهو از زیر من بلند شدو منو خوابوند رو تخت شلوارکم و تی شرتمو در اورد تا چشماش به کیر باد کردم افتاد گفت جووووووون چه کیر کلفتی داری کاش زود تر این کارو میکردی تا من سیر به این کیر کلفت و دراز کس بدم کیرمو از تو شرت در اورد و یه لیس از پایین تا سرش کشید که نزدیک بود ابم سرازیر بشه شروع کرد به ساک زدن خیلی حرفه ایی کیرمو تا تهش میکرد تو دهنشو اونو میخورد انصافا خیلی قشنگ ساک میزد یه چند دقیقه ایی برام ساک زد بعد بلند شد گفت الان وقتش رسیده کسمو با کیر کلفتت فتح کنی کیرت دو برابر محسنه بره تو کسم جر میخورم …

 

منو خوابوند رو تخت و خودش اومد روم کیرمو با دستاش تنظیم کرد رو سوراخ کسش و با یه حرکت اونو تا ته کرد تو کسش یه اه بلند و از ته دل کشید یه چند ثانیه مکث کرد تا جا باز کنه بعد تند تند شروع به بالا پایین کرد و داد میزد جون به برادر شوهرم دارم کس میدم کیر برادر شوهرم تو کسمه بهنام داره منو از کس جر میده محسن به دادم برس و بلند بلند اه وناله میکرد فکر کنم صداش تا تو کوچه میرفت راستی مامانم هم شهرستان بودو من تنها بودم بهش گفتم بلند شو حرکتو عوض کنیم بلند شد منم چهار دستو پاش کردم وقتی این صحنه رو دیدم ارضا شدم دوتا لپ کون سفید و سفت و گنده که کسه صورتیش از وسطشون مثل تخم مرغ زده بود بیرون داشت خود نمایی میکرد یه ذره کسشو زبون زدم که خیس بشه بعد کیرمو گذاشتم دمه سوراخش میخواستم یواش بوم بره تو که یهو خودشو داد عقب کیره منم تا ته رفت توشو اونم یه جیغ بلند کشید که موهام سیخ شد بلند بلند التماس میکرد میگفت بکش بیرون کیرت خیلی کلفته منم کیرمو نگه داشتم تو کسش تا جا باز کنه بعد شروع به تلنبه زدن کردم که داد میزد میگفت تند تند بزن محکم کیرتو بکن تو کسم جوووووووننننننن برادر شوهرم داره کسمو جر میده محسن بیا ببین سرور چجوری داره زیر کیر داداشت دستو پا میزنه دوست داشتم از کون بکنمش و به ارزوی چندین سالم برسم کیرمو کشیدم بیرونو گذاشتم دمه سوراخه کونش که یهو خودشو کشید جلو گفت نه تورو خدا من به محسن که کیرش از تو خیلی کوچیک تره و نازک تره از کون نمیدم بعد تو با این کیرت میخوای کونمو بکنی فقط کوسمو بکن گفتم من یه جوری میکنم که درد نداشته باشه گفت نه منم بلند شدم رفتم از روی میز ارایشش یه کرم اوردمو یه ذره مالیدم به سوراخش یه ذره مالیدم به انگشتامو شروع کردم با سوراخ کونش بازی کردن …

 

کم کم یه انگشت کردم تو یذهره که جاش باز شد دومین انگشتمم فرو کردم بعد که خوب جا باز کرد کرم مالیدم به کیرمو گذاشتم دمه سوراخه کونش یواش یواش فشار اوردم اونم میگفت تورو خدا درد داره بلاخره سره کیرم رفت تو یه چند ثانیه صبر کردم که جا باز کنه و دوباره فشار دادم تا همش رفت تو اون سوراخ تنگ قهوه اییش درد با شهوت قاطی شده بود و داشت دادو ناله ناله میکرد منم محکم تلنبه میزدم یکم که تنبله زدم احساس کردم ابم داره سرازیر میشه بهش گفتم ابم داره میاد چیکار کنم گفت کیرتو بکن تو کسمو همونجا خالیش کن از این حرفش شاخ در اوردم گفتم حامله میشی گفت قرص میخورم نگران نباش کیرمو از تو کونش در اوردم و با یه ضربه ی محکم کردم تو کسشو اونم بلند بلند دادو بیداد میکرد چند بار از کسش در اوردمو دوباره کردم تو که یه دفعه ابم مثل سیل پاشید تو کسشو اونم میگفت جون چقدر داغه دارم میسوزم چقدر زیاده ابت کسمو پر کرد جوننننننن ابه بهنام جونم تو کسمه

 

بعد کیرمو از تو کسش کشید بیرونو مثل قحطی زده ها کرد تو دهنشو شروع کرد به خوردنه کیرم هر چی اب داشت کیرمو مک زدو قورط داد بعد کناره هم دراز کشیدیمو بعد چند دقیقه بلندم کردو با هم رفتیم حمام که تو حمامم با کیرم ور رفت وقتی که بلند شد شروع کرد به خوردن و ابم که اومد همشو ریخت تو دهنشو قورط داد از حمام که اومدیم بیرون گفت از این به بعد روزا شوهرم تو باش گفتم محسن مگه چند بار تو هفته میکنتت گفت تو هفته یک بار اونم اگر حال داشته باشه تا ابشم میاد میخوابه منم تا صبح به یاده کیره اینو اون با خودم ور میرم تا ارضا بشم گفتم تا بحال بجز من و محسن با کس دیگه ایی سکس کردی گفت اره با شوهر خواهرم و دوستا مرد که تو خیابون با هم اشنا شدیم گفت من خیلی داغم ولی محسن توان نداره از این به بعد تو شوهره دومم باش گفت اگر بتونم یه بار جور میکنم جلو محسن منو جر بده گفتم نه من نمیام گفت اگر جور بشه تو بیا منم خواهرامو بران جور میکنم بکنی بعد یه لبه جانانه از هم گرفتیمو من رفتم پایین و از اون روز به بعد هر وقت که بخوام سرورو جر میدم.

 

نوشته: ابولجقجق سیخونکی

5 thoughts on “داستان سکس با زن داداشم

  1. سلام از شیراز خانمی پایه سکس یا دوستی اگه هست به ش تل 09399169925 پیام بده تبریزی هستم وتو شیراز تنها زندگی میکنم خیلی تنهام

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>