اولین باری که جندگی کردم

سلام من افسانه هستم از زاهدان بلوچم ١٩سالمه قد ١٧٠ سينه٨٥ باسنم بزرگ هميشه تو ديدم بخاطر خوشكليم و كونم.
املام ضعيفه بار اوه مينويسم درسم زياد نخوندم تا دوم راهنمايي. شوهرم يه مرد حشري كه هفته ٢بار باهم سكس ميكنيم.دو ساله از دواج كرديم.كيرش١٦سانته.
ماجوا از اينجا شرو ميشه كا با شوهرم رفتم مشهد… همون‌جا دندانام درد گرفت وبه اسرار شوهرم يه وقت گرفتم از يه دندان پزشك تو احمد اباد.شوهرم چون كار داشت منو رسوند رفت داخل مطب نوبتم شد اخرين مريض دكتر بودم دكتر يه مرد ٣٤ساله خوش اندام وخوش چهره با خجالت واسش توضيح دادم منو راهنمايي كرد برم روسندلي بشينم تا معاينه كنه دندوناما رفتم نشستم دهنمو باز كردم گفت دوتا دندونتو بايد پر كنم يكي امشب يكيو فردا شب… خلاصه شب اول گذشت ازم فقط اسممو پرسيد وقتي از مطب رفتم بيرون خيلي ترسيدم چون منشيش رفته بود .شب بعد كه رفتم راهنماييم كرد رفتم رو سندلي حشرم رفته بود بالا چون همش دسماليم ميكر بهم گفت چادرت اذييت ميكنه از سرت در بيار قبول نكرم ولي يكم كذشت ديدم خودم اذييتم در اوردم فقط لباس بلوچي تنم بود بايه سوتين قرمز وشرت توري قرمز كم كم دكتر بيشتر دسماليم ميكرد گردنمو پاهامو منم داغ كرده بودم دستشو كشيت از زير دامن رو شلواربروچي رو رونم من چيزي نگفتم

 

ازم يه لب طولاني گرفت يه ١٠ مين ازم لب گرفت شرو كرد به گردنمو خوردن نفس نفس ميزدم دامنو در اورد سوتينمو در اورد افتاد رو سينه هام ديگه من صدام كل مطو گرفته بود چون اخرين مريض بودم كسي تو مطب نبود رفت در مطب قفل كرد شلوارمو كشيد پاير از رو شرت به كسم دست زد گفت خانوم خيس كردي خودتو… شورتمو كشيد شرو به خوردن كسم كرد ارضا شدم ابمو كامل خورد گفت خيلي خوشتمه ازم پرسيد شوهر داري گفتم اره گفت امشب من شوهرتم جنده بلوچ يه جور شدم پشيمون شدم از حال كردن باز شرو كرد به خوردن كسم باز به نفس افتادم اونم لخت شد كيرش ٢٢سانتي بود كلفتم بود چشم چهارتا شد كيرشو تو دهنم كرد من تاحالا كير شوهرمو نخوردم ولي خوشمزه بود سرمو گرفت خودش كيرشوعقب جلو كرد گفت بشين رو صندلي پاهاموداد بالا گذاشتم رو شونه هاش سر كيرشو داد تو كوسم كمكم كل كيرشو داد داخل گفت كست خيلي تنگه جنده خانوم ديگه همش تلنبه ميزد ازم لب ميگرفت بادست با كونم بازي ميكرد منم تو هوابود الان كه دارم داستانو براتون ميگم كسم خيسه همينطور تلنبه ميزدد خيلي حال ميداد يدفه باهم ارضا شديم كل ابشو ريخت تو كسم منم خيلي ناراحت شدم الانم ازش بچه دارم شيش ماهه كه همه فكر ميكنن مال شورمه اون شب از كون منو باز گاييد…

اینم داستان اولین باری که جندگی کردم.

15 thoughts on “اولین باری که جندگی کردم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>