دوباره تونست گولم بزنه

من همه چیزش رو دوست داشتم، لهجه بامزه جنوبیش رو، قد بلندش رو، تنه ی محکم ولی ظریفش، حتی زبون چرب و نرمش که خامم کرده بود… اما همه چیز به هم خورد. سر یه بازی مسخره ” شجاعت و صداقت” که پسورد فیسبوکش رو خواستم و دیدم با چندتا دختر چت کرده و شماره داده و شماره گرفته. به هم زدیم، یه مدت افسرده بودم ولی بعد یادم رفت…سیمکارت جدید، آدمهای جدید، جمع های جدید، کارای جدیدتر…

 
یه روز بعد از دوسال که اصلاً انتظارش رو نداشتم بهم زنگ زد. لعنت به حافظه ی قوی! اگه شماره ش رو نمیشناختم جواب نمی دادم ولی عصبانیت و کنجکاوی باعث شد بردارم. بهم گفت شمارم رو از دوست صمیمیم گرفته و شروع کرد داد و بیداد که من حق نداشتم اون جوری بذارمش و برم و سوء تفاهم شده و زود قضاوت کردم و خلاصه خامم کرد! اینجوری شد که به اسم دوست اجتماعی هفته ای یکی دوبار همدیگه رو میدیدیم و منم حسم داشت کم کم بهش بر می گشت. نزدیکای بیست و دو بهمن شد که تعطیلات سه روز پشت سر هم افتاده بودن و پدر و مادر منم طبق معمول منو تنها گذاشتن و رفتن مسافرت. شب اول اومد من رو برد بیرون کل شهر رو گشتیم و شام خوردیم و قول داد فردا بیاد و من و دوتا از دوستام رو ببره بیرون.
فرداش به هوای اینکه میخوایم بریم بیرون کلی به خودم رسیدم و در حال آرایش کردن بودم که زنگ خونه مون رو زد. در رو براش باز کردم که بیاد بالا تا من حاضر میشم و اونم بی سر و صدا اومد و نشست توی هال. گفتم منتظر بمونه… نمیدونم چند دیقه گذشت یا چطوری شد که دیدم اومده تو اتاقم و داره کتابامو بررسی می کنه. گفتم برو میخوام شلوارمو عوض کنم. گفت نمیخوام ناراحتی برو. گفتم خجالت میکشم بروووووووو دیگه! اونم گفت نه که من دیدنی ها رو قبلاً ندیدم! اصلاً میخوای خودمم شلوارمو دربیارم؟
گفتم آره در بیار!

 
اونم شلوارش رو کشید پایین. کیرش نیمه راست، به سمت چپ خم شده بود و روی شورتش یه ذره خیس بود. اونایی که این تجربه رو دارن حس من رو درک می کنن، کسی که قبلاً عاشقش بودید و با هم سکس داشتید، همیشه براتون سکسی و تحریک کننده میمونه. منم مثلاً تریپ کل کل شلوارم رو کشیدم پایین. اون بافت و تی شرتش رو درآورد. منم تی شرت و سوتینم رو درآوردم. هر کسی یه نقطه ضعفی توی سکس داره، به خصوص دخترا، و نقطه ضعف من هیکل پسره. من اصلاً دست پسر قد بلند و لاغر بهم بخوره از خود بیخود میشم.

 
اونم که از قبل اینو ممیدونست دست گذاشت روی سینه هام. منم دست گذاشتم رو سینه ش. دستش رو کشید آورد پایین تا کسم. منم دستشمو کشیم تا کیرش که دیگه سیخ سیخ شده بود. اون شروع کرد از روی شورت مالیدن کسم ولی من اینقدر دیگه از خودم بیخود شده بودم که دیگه کیرش رو نمالیدم گذاشتم کارش رو بکنه. اون هم قشنگ همه جاهای حساس منو بلد بود. میخواست شورتمو بکشه پایین ولی نذاشتم. هی گفتم نه، نه. ( نمیخواستم ادا تنگارو درآرم ولی پشم داشتم خب نمیدونستم قراره اونجوری بشه. اونم همیشه منو تر و تمیز و بی پشم دیده بود ترسیدم بدش بیاد.)
نمیتونستم کلاً بیخیال شم و نمیتونستم بذارم اونجوری کسمو ببینه. میخواستم از دستش فرار کنم که خوابیدم توی اتاقم کف زمین روی موکت. از زیر پرز موکت میرفت توی تنم و از رو ریشای اون! داشت سینمو می خورد. دوباره تا رسید به کسم نذاشتم. گفت خب چتههههههه؟ منو نمیخوای؟
گفتم چرا میخوام ولی نمیشه.
گفت: الان که پریود نیستی!
یعنی حال کردم که هنوز یادش بود من اول ماه پریود میشم. گفتم نه نیستم ولی…
گفت: شیو نکردی؟!
قرمز شدم از خجالت. اونم گفت عیبی نداره فقط دستمو میکنم تو شورتت. میخوام احساسش کنم دلم براش تنگ شده. گفتم باشه…

 

باشه همان و دیوونه شدن من همان. من نشستم بغلش و قمبل کردم اونم خوابیده بود رو زمین. کونمو گرفته بودم سمت صورتش. شورتشو کشیدم پایین و بدون اینکه کامل درش بیارم، شروع کردم لیس زدن و ساک زدن. اونم هی انگشت وسطش رو کوچولو کوچولو دم سوراخم فشار می داد و هی کسمو با چهارتا انگشتش می مالید یه جور که انگار یه کیر دیگه لای کسمه. هر باری که می مالیدمن دلم هوری می ریخت (من از این مدلام که توی سکس هرلحظه ش اندازه ارضا واسم لذت بخشه.)
منم هرچقدر حشری ترم می کرد تند تر واسش میخوردم. آخرشم بدجنسی کرد و بدون اینکه بهم بگه همه آبشو ریخت توی دهنم. منم خواستم کوفتش نشه بهش لبخند زدم ولی حالم داشت از بوی وایتکس آب کیر به هم میخورد.

 

 

اون شب من و اون و دوستام رفتیم شام بیرون خوردیم و قلیون کشیدیم و شب اومد پیشم موند و تا صبح با همون پشما منو یکی دوبار دیگه کرد و ساعت 7 صبح رفت . (چون نمیدونستیم بابام اینا کی میان و گفتیم بپرسیم هم تابلو میشه.) دوماه بازم با همدیگه دوست بودیم و تا مرز پرده زدنم هم رفتیم چون اینبار داشتم بهش زیادی اعتماد می کردم تا اینکه گوشیش رو نگاه کردم و دیدم با یکی به اسم نگین سکس اس ام اس کرده…
بااینکه لاشی بود ولی همین الانم وقتی به بدنش فکر می کنم قلبم براش تندتر میزنه…

 

نویسنده:مهگل

2 thoughts on “دوباره تونست گولم بزنه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>