دخترای عمو مسلم

سلام به همه حشریا. امیدوارم خوب باشین میخوام داستان سکسمو با دوتا دختر عموهام که با هم خواهر هستنو براتون تعریف کنم…

***

از خودم بگم که قدم 180 هستش و لاغر اندامم نه زیاد خوشگلم نه زشتم ولی یه کیر دارم که 17 سانته و تقریبا کلفته خیلی جیگر خنک کنه خیلیم حشریم و داغم.داستان از اونجا شروع شد که من از همون اول بچگیم کلا دوست داشتم همرو بکنم از وقتیم که با ایت سایت اشنا شدم این حس دو برابر شد یه عمو دارم که 6 تا دختر داره که یکی از یکی دیگه کس تر من خیلی دوست داشتم این خواهرا رو بکنم و همیشه سوژه جقام بودن و اخر به مراده دلم رسیدم یکی از این خواهرا اسمش مژگانه و چهلو خورده ایی سنشه شوهر داره ولی از این ادماست که با خیلی مرد در ارتباطه و اینم بگم بچه دار نمیشه.شکله ظاهریش اینه که سینه هاش سایزش 85 تپله وسفید کون گرد گنده پاهای تپلی داره که کیره هر مردی رو سیخ میکنه.این مژگانه چند ساله پیش خونه ی خواهر بزرگه ی من بود و مشغول اماده کردن خونه برا یه دوره همی بودن و داشتن لباس میپوشیدن که ببینن کدوم خوبه برا فردا چندتا لباس پوشید که اخریش یه لباسه قرمزه یقه گرد استین حلقه ایی بود که تا بالای زانوهاش بود اینو که پوشید وقتی دیدمش یهو کیرم سیخ شد یه چرخ تو خونه زدو یهو از من پرسید این خوبه گفتم خیلی معرکه شدی گفت خداییش گفتم خیلی ببخشید سکسی شدی کلی تعریف کردم ازشو اونم حال میکرد…

 

این ماجرا تموم شد تا چند وقت بعد تو یه مهمونی خونوادگی بودیم که کلی مشروب خورده بود که رو پاش بند نبود اومد یهو با لباش لبامو بوس کرد گفت خیلی دوست دارم منم جلو خونوادهشوکه شدم و رفته بودم تو اتاقم نشسته بودم که اومد بره سر کیفش منم دیدم موقعیت خوبه گفتم چرا منو تو جمع ماچ کردی گفت خوب دوست دارم گفتماااا الانم بوسم میکنی گفت اره چرا که نه در اتاقو بستم رفتم جلو اومد از لپم بوس کنه گفتم نه لبام گفت خوب باشه اومد لبامو بوس کنه که چسبیدم بهشو لباشو گرفتم و شروع به خوردن کردم اونم هیچی نگفت و همکاری کرد وقتی تموم شد گفت بد نگذره گفتم مگه به تو بد گذشت گفت نه دو یه چشمک حشری زدو از اتاق رفت بیرون دیگه دل تو دلم نبود فرداش بهش زنگ زدم گفتم کجایی گفت چطور گفتم بیا کارت دارم میخوام چیزی بهت بگم گفت الان بگو گفتم نه کلی اصرار کرد اخر گفتم من میخوام با هم باشیم گفت لب دیشب کار دستت داد گفتم اره گفت خوب من شوهر دارم گفتم عیب نداره گفت خوب باشه چند وقت با هم میرفتیم اینور اونور خبری از سکس نبود فقط یه لب ساده بود یه روز زنگ زد که دیدم حالش بده گفتم چته گفت هیچی بعد که گیر دادم گفت دیشب علی نصفه کاره کارمونو ول کرد الان دارم دیونه میشم گفتم میخوای من کاملش کنم گفت خخخخخخخخ تو گفتم امتحانش مجانیه گفت الان میام میبینیم

 

 

اومد دنبالم گفتم کجا بریم گفت کلید خونه مهدیه رو دارم بریم اونجا مهدیه اون یکی خواهرشه متولده 60 هستش طلاق گرفته بد کسیه.بدن برنزه سینه های 85 کون سفت برامده بخودش کلی میرسه.خلاصه رفتیم اونجا رفت لباس عوض کرد اومد تو حال نشست و تیوی رو روشن کرد زد یه شبکه پورن یذره فیلم دیدیم بلند شد اومد وایساد جلوم شروع به استریپ تیز کرد دونه دونه لباساشو در اورد یه شرت و سوتین ست قرمز توری که روی اون بدن سفید خودنمایی میکرد اومد دستمو گرفت بلندم کرد برد تو اتاق هلم داد رو تخت افتاد روم و شروع کرد به در اوردن لباسام فقط شرت پام بود که کیرم از زیرش سیخ شده بود کیرمو از رو شرت با دست گرفت و گفت جون خوش بحال دوست دخترات چه کیری داری شیرین گفته بود.شیرین خواهر بزرگمه با مژگان کلی
رفیقه نمیدونم اون کیره منو از کجا دید زده بود.کلی خو رد و لیس زد تا احساس کردم ابم الانه که بیاد بهش گفتم گفت میخوام بخورمش ببینم مزش چطوره برا ابجیت تعریف کنم.چندبار که بالا پایین کرد ابم از تو کیرم فوران کرد ریخت تو دهنش اونم تا قطره اخرشو مک زدو قورت داد.یذره رو تخت ولو شدم که گفت پا شو بریم سر اصل مطلب تا مهدیه نیومده دوباره کیرمو گرفتو شروع کرد به ساک زدن تا دوباره راست شد بعد بلندم کرد و خودش خوابید گفت حالا نوبت تو که بخوریش شرتشو در اوردم یه کس تپل سفید و تروتمیز بدون مو جلو روم بود سرمو گذاشتم بین پاهاشو شروع کردم خوردن اونم با دستاش سرمو فشار میداد وجیغ میزدو اه ناله میکرد که بخور گازش بگیررررررررر جونننننننننن.بعد کلی خوردن گفت پاشو که کیر میخواممممم اومودم بین پاهاشو کیرمو با دست گرفتم میمالیدم رو کسش اونمممم اه وناله میکرد و میگفت جوننننننننننن کیره پسرعموممم چه کلفته میخواد جرم بدهههههههه بهنام جونم جرمممممم بدهههههه من کیر میخواممممممم.

 

 

منم کیرمو یواش یواش کردم تو کسش چقد داغ بود شروع کردم تلنبه زدن اونم اه ناله میکرد بعد چند دقیقه گفت بلند شو بلند شدم به پهلو خوابید و کیره منو از بغل کرد تو کسش یکم که تلنبه زدم بلند شد گفت به کمر بخواب خوابیدم اونم روبه من نشست رومو با دستش کیرمو تنظیم کرد داد رفت تو کسش شروع کرد بالا پایین کردن اون سینه های بزرگ و گردش جلو چشمام بالا پایین میپرید که با دستام گرفتمشون فشار میداد میگفت علی خوارکسده بیا ببین پسر عمو کوچیکم داره زنتو جر میده بیا ببین مژگان داره چه کسی میده و چه کیفی میکنه یه بند جیغ میزد و داد میگفت جوووووووووونننننن چه کیری داری بهنام جون جرمممممممممم بده تا ته کیرتو بکن تو کسه مژگان تو همین حالا هوا بودیم که نگو مهدیه از سر کار زود میاد خونه درو باز میکنه صدای جیغ مژگانو که میشنوه بی صدا میاد داخل و میاد دم اتاق میبینه خواهرش داره کس میدههههه اونم می ایسته تماشا میکنه مژگان بلند شدو برگشت پشت به من نشست رو کیرم تو این حین مهدیه منو میبینه و مژگان شروع به کار کرد مهدیه هم جلوی در کلی حشری میشه لباساشو میکنه و با خودش ور میره مژگان همینجور داد میزد محکم تر تند تررررر جرمممممممممم بده یهو مهدیه اومد تو اتاقو بلند داد زد به شما خوش میگذره یهو منو مژگان جفت کردیم مژگان گفت مهدیه کی اومدی چرا چیزی نگفتی مهدیه گفت خوب پسر عمو رو تصاحب کردیا صداشم در نمیاری میاریش خونه من رو تخت من بهش کس میدی به منم نمیگی تو دیگه اخر تک خورایی و اومد رو تخت پیش من و شروع به لب دادن کرد منم با دستام سینه هاشو گرفتم مژگانم به کارش ادامه داد

 

 

مهدیه اومد پاهاشو گذاشت اینور اونور سر منو گفت کسمو بلیس منم شروع به خوردن کردم مهدیه هم صداش در اومد صداشون کل خونرو برداشته بود یکم که گذشت به مژگان گفت پاشو نوبت منه اونم بلند شدو قبل فرو کردن کیرم تو کسش اونو قشنگ خورد و نشست رو کیرم مژگان خوابید جلوش گفت کسمو بخور اونم همین کارو کرد منم کلی داشتم حال میکردم بعد بلند شد 4دستو پاشدو گفت از پشت بزار تو کسم اومدم که این کارو بکنم صحنه ایی رو دیدم که نزدیک بود ابم بیاد یه کون برنزه گنده یه سوراخ کوچیک و یه کس که عین تخم مرغ ازش زده بود بیرون گفتم که این کونو باید بکنم کردم تو کسشو اونم میگفت جون دارم به پسر عموم جلو ابجیم کس وکون میدممممم چه کیری داری عشقم چه کلفته و درازههههههههه دارم زیر نافم حسش میکنممممم به مژگان گفتم بیا روی مهدیه 4دستو پا اونم اومد از کسه مهدیه در میاوردم میکردم تو مژگان بعد چند دقیقه گفتم میخوام کوناتونو بکنم کیرمو در اوردم بلند شدم کرمو از رو میز ارایش برداشتم اومد مالیدم به کون جفتشون یه کمم مالیدم به کیرم و مالیدم به سوراخ مهدیه یهذره بازی کردم اروم فشار دادم تو که کلش رفت تو اونم یه جیغ بلند کشید که گفتم الان همسایه ها میان دم خونه بعد دوباره فشار دادم که کلش رفت تو

 

 

یکم وایسادم بعد شروع کردم عقب جلو اونم فقط و فقط داد میزد و ناله میکرد از تو مهدیه در اوردم گذاشتم دم سوراخ مژگان فشار دادم که کلش رفت تو با یه فشار دیگه همشو کردم تو اونم ناله میکرد بعد دیدم ابم داره میاد کیرمو کشیدم بیرون خوابیدم رو تخت به مهدیه گفتم بشین روش اونم اومد که بشینه اول تنظیم کردو یواش اومد پایین منم یه تلنبه از زیر زدم که کیرم با فشار محکم تا ته رفت تو کسش اونم فقط جیغ میزد و ناله میکرد میگفت جون کیره پسر عمو چه حالی میده از این به بعد زن پسرعمومم جون دارم بهش کس میدممممم کیرشو تو رحمم وزیر نافم حس میکنم جونننن ابم داشت فوران میکرد که گفتم ابم داره میاد چیکارش کنم مهدیه گفت همشو بریز تو کسم وسرعت حرکتشو دو برابر کرد ابم که اومد کیرم مثل سنگ شد که مهدیه یهو محکم اومد پایین و تا ته کیرمو کرد تو کسش وخوابید روم لباشو گذاشت رو لبام چندلحظه بعد بلند شد که مژگان مثل نخورده ها کیرمو گرفت تو دستش و شروع کرد به خوردن باقی مونده ابمو مک زد گفت بچه ها من ارضا نشدم با مهدیه بلند شدیمو من کسشو گرفتم به دهن اونم سینه هاشو کرد تو دهنش خورد کلی مالیدمو خوردم تا دیدم مژگان یهو لرزید و ابش اومد همونجا بغل هم خوابیدیم دوباره دیدم یکی داره با کیرم بازی میکنه سرمو اوردم بالا دیدم مهدیه دار کیرمو با دستاش میماله تا منو دید گفت بلند شو دیگه هیچجوره نمیشه از این کیرت گذشت از این به بعد شوهرم تو باش و بیا منو جر بده…

 

اومد بالا و نشست رو صورتم و کسشو گذاشت دمه دهنم منم شروع کردم به خوردن صداش هی بالا تر میرفت و یه بند اه ناله میکرد مژگان از خواب بلند شد و گفت خوبه یه بکن پیدا کردیم برا خودمون اقلا ابجیمون از کف کیر در اومد و به مهدیه گفت عزیز پاشو میخوام ببرمش کیره خودمه عرضه داشته باش برا خودت دستو پا کن مهدیه گفت ماله منه منم گفتم دعوا نکنین کیرم به جفتتون میرسه و دوتاتونو سرحال میاره دوباره یه سکس کردیمو کناره هم دراز کشیدیم یهو گفتم میشه ابجیای دیگرو جورر کنین من بکنمشون مهدیه گفت این کیر ماله منه و مژگان اونا اگر بفهمن دیگه چیزی به ما نمیرسه مژگان گفت شیرین خیلی تو کفه کیرته میخوای ردیف کنم بکنیش گفتم اره مهدیه گفت هر کی رو از دوستا و فامیلا میخوای جور میکنم الا خواهرام.از اون به بعد شیرین خواهرم و دختر داییش بهاره زنداییش خیلی از دوستاشونو جور کردن کردم که داستانشونو مینویسم براتون.

 

 

نویسنده بهنام

یک دیدگاه برای “دخترای عمو مسلم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>