چه کونی‌ داد خواهرم

با سلام خدمت همه دوستان.
من اسمم نیما هستش .من بجه یکی از شهرهای ایرانم 29 سالمه و متاهل این قضیه که میگم بر میگرده به زمان مجردیم اون زمان من 24 سال داشتم خواهری دارم بنام محدثه خوشگل و خوشتیپ با صورت سفیدو سبزه از کوچکی ازش خوشم میومد و هر بار دستمالیش میکردم محدثه 17 ساله بچه زرنگ و درس خونه بیشتر از فرم کونش خوشم میومد چون من ازش بزرگتر بودم و دانشجو بودم برا درساش ازم کمک می گرفت منم به بهانه درس دادن میبردمش تو اون یکی اتاق و بهش درس میدادم و باهشم حال میکردم منظور دستمالیه…

 

مثلا یه باردوتامون دمر افتاد بودیم پای لب تاب یواش چاموگذاشتم رو رونش خواست تکون بخوره نذاشتم گفتم اینجور راحتم خندید گفت اره راست میگی چون دیدم شب میای سراغم و از خواب بیدارم میکنی خلاصه من همش تو کفش بودم نگو ابجی کوچیکم دوست پسر داره یه روز گوشیش روشن بود که بله شماره دوست پسرش و دیدم اس ام اساشو خوندم منم همرو انتقال دادام برا گوشیم تا یه روز کسی خونه نبود داشتم درس میخوندم اومد سراغم خواست بهش درس بدم اسم دوس پسرش مهدی بود منم گفت به مهدی بگو گفت چی گفتم بی شعور خودت میدونی چی می گم اول انکار کرد بعد دید نه همه جس میدونم شروع کرد به التماس کردن گفتم به یه شرط به بابام نمیگم که هر چی به مهدی اس دادی با من عملی کار کنی

 

اول شوکه شد ولی ارم شد بردمش تو اون اتق ای خد این منم شلورک و تاپ تنش بو سریع خوابوندش سیر لباشو خوردم لباساشو در اوردم وای خدا عجعب کونی داشت سفیدپهن الان که میگم کیرم راست شد یواش کسشو خوردم گفت بسه گفتم نه میخوام بکنمت گفت دخترم گفتم از کون اول قبول نکرد دید چاره ای نداره رفتم روغن زیتون اوردم و زدم به دم کونش یواش یواش اخ اخ اخ اخ دادم داخل محدثه جونم چهار دستو پا وایساد و یواش یواش کیرمو دادم داخل… البته حدود پنج دقیقه طول کیش اولش زیادی ناله میکرد و وول می‌خورد ولی بعد کونش جا باز کرد و منم تند تند کردمش ای خدا کون خواهرم بود جلوم اینقدر کردم تا ابم اومد همشو ریختم تو  توکونش و خوابیدم روش…

***

از این ماجرا به بعد دوسه بار دیگه از کون کردمش تا ازدواج کردم ولی کون محدثه هر بار که میبینمش خوشگلتر میشه قشنگ تر پهن تر الان محدثه دانشجوه منم تهرانم…

دیدگاه بسته شده است