کردن خواهرزنم در روستا

باسلام من تازه به عنوان اموزشیار نهضت سواد اموزی یکی از دهات شیراز قبول شده بودم واز شهر تا روستا حدودا 50 کیلومتر راه بود که با سرویس روستای بغلی رفت وامد میکردم که در 2 کیلومتری روستایی که من اونجا تدریس میکردم فاصله داشت واون 2 کیلومتر را با پای پیاده رفت وامد میکردم پس از 2 ماه تدریس خانمهای این روستا نیز درخواست کردند که برای اونها هم معلم از اداره بخواهم تا به اونا هم درس بدهد منم یه خواهر زن داشتم که درزیبایی بی نظیر بود وخیلی دلم میخواست باهاش یه سکس جانانه بکنم وایشون تازه لیسانسش رو گرفته بود وبیکار هم بود وبه دلیل فقر مالی دنبال کار میگشت که با پیشنهاد من به عنوان اموزشیار کلی ذوق کرد لذا اسمشو دادم به اداراه واداره هم بعداز بررسی مدارکش قبول کرد…

 

خلاصه بعد از 2 روز باهم عازم روستا شدیم که بعد از 2ماه تدریس اتفاقا در یکی از روزها باران شدیدی بارید وچون راه 2 کیلومتری ما خاکی بود نتوتنستیم برگردیم لذا درهمون اتاق معلم که در گوشه سالن مدرسه بود موندیم وبه خونه هم زنگ زدیم تا نگران نباشند ایشون به دروغ درپشت تلفن گفت که میرم خونه یکی از خانمه که بیوه بود و با دختراش زندگی میکرد شب که فرارسید من تازه متوجه دروغ ایشون شدم واروم اروم ازم میپرسید که در وقتهای خلوت با خواهرم چه طور سکس میکنیم خلاصه سر حرفو باز کرد منم کم کم حشریم شد وموقعیت مناسب دیدم وکمی نوازشش کردم که خیلی خوشش اومد … یه تاپ داشت به رنگ زرد که دکمه هاش باز کردم چشمتون روز بد بنبینه چه پستونهای ناز وتپلی اونقد خوردمش که اف اوفش دراومد سپس دستموکردم لای پاهاش خودشو کاملا خیس کرده بود به پیشنهادش اول کیرمو گذاشتم کون تپل وقشنگش بعد من اونجا ارضا شدم وبعد برا اینکه پرده اش پاره نشه لا پایی رفتم تا ارضا شد…

 

 

نوشته: اسد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>