نون زیر کباب

با سلام مسعود هستم ۳۰ سالمه ۵سالی هست ازدواج کردم
قبل ازدواج وقتی با خانومم دوست بودم یه چند باری خواهرشو دیده بودم اون موقع تازه زایمان کرده بود و حسابی چاق شده بود
سعیده خواهر زن بزرگه منه بعد اون چند بار که دیدمش‌ دیگه ندیده بودمش تا یه سالی از اون وقت گذشت تا من رفتم واسه خواستگاری و از همونجا بود که جرقه عشق شهوتناک من رقم خورد
قد بلند ۱۷۵ بدن کشیده و رو فرم پاهای جذاب و عالی مخصوصا وقتی ساپورت میپوشه که نگووووووووو
بگذریم بعد عروسی ما خیلی تو کفش بودم و فقط دوس داشتم ببینم اونم مثل من شهوتی هست یا نه واسه همین کلی حرف از زیر زبون خانومم تونسته بودم بکشم بیرون ۱.شوهرش که باجناق منه خروس بوده و نمیتونسته سعیده جونو ارضا کنه و اصلا بهش اهمیت نمیداده و از این جور چیزا همینم باعث شد که بیشتر به سعیده جوووووون نزدیک بشم
تو این مدتم خیلی کارا کردم تا بلکه چراغ سبزو نشون بده

 
تو مهمونیا یا عروسیا که قاطی میشد سریع خودمو میرسوندم پشتش و مثلا حواسم نیست دست میزدم ب کونش و پاهاش خداییشم چیزی یا کاری نمیکرد اینا همه گذشت تا چند وقت پیش خانومم تو حرفاش گفت که سعیده با شوهرش دعواشون شده حدود یه دو ماهی هست بهش نداده اقا منو میگی در جا کیرمممممم بلند شد و ته وتو قضیه رو در اوردم یه روز که من سره کار نرفته بودم و خونه بودم واسه تعمیر ماشینم خانومم زنگ زد گفت سعیده میخواد بیاد خونمون تا از سره کار اومدم بریم خرید اگه زود تر از من اومد پذیرایی کن تا بیام من خانومم همیشه ۶.۳۰ میومد خونه و اون موقع‌ ساعت ۱ بود منم به خانومم گفتم اوکی خیالت هیچ فکریم تو سرم نیومد چون اصلا احتمال اینکه منو سعیده تنها باشیمو نمیدادم چون همیشه دخترش و میاورد ۷ سالشه و میدونست خانومم کی میاد از سره کار….

 
منم تو خونه داشتم فیلم میدیدم ساعت حول و هوش ۱.۴۰ بود که دیدم زنگ خونرو زدن جواب دادم واااااااااای سعیده بود پس چرا اینقدر‌زود اومده
درو باز کردمو منتظر شدم بیان بالا طبقه سومیم تا دیدم از پله ها رسید بالا وااااااااای که من فدات بشم چقد ناز و جذاب
یه ساپورت جذب مشکی با ه مانتو ناز مشکی که کل خشگلیاشو نشون میداد بعد احوال پرسی دیدم تنهاس خودش فهمید زودتر گفت که دخترش تو خرید اذیت میکنه بردتش پیش مادر خانومم خوابوندتشو پیچونده اومده….
بالاخره اومد تو نشست واااااااای من و سعیده تنها تمام اون چیزایی که میدونستم ازش تو مغزم میچرخیدن
واسه سعیده جونم یه شربت درست کردم و دادم بهش نشستم رو مبل روبروش بعد یخورده گپ زدن گفتم حالا کلی مونده تا بخواید برید خرید میخوای لباس عوض کن راحت باش که گفت لباس نیاورده که گفتم لباسای ابجیت هست دیگه یهو گفت ای بابا من به این چاقی اون لباسا که تنم نمیشه منم اولین تیرو زدم وسط خال گفتم اختیار داری خیلیم خوش هیکلی کی گفته چاقی یهو دیدم سرخ شد و گفت لطف داری ولی وقتی شوهر ادم نپسنده یعنی چاقم دیگه…….
جونم سر حرفو خودش باز کرد منم سریع جواب دادم ای بابا حیف بعضی از مردا فقط خروس همسایه واسشون غازه…..
بعد اجازه ندادم جواب بده و سریع گفتم یه جورایی خبر دارم که بینتون یه خورده شکر ابه اخه حیفه خواهر خانوم ما نیس همچین ادمی….تا اینو گفتم انگار داغ دلش تازه شده باشه شروع کرد به درد و دل اعتمادشو جلب کرده بودم وسط حرفاش گفتم بذار برم یه چند دست لباس اماده کنم هرکدومو دوس داشتی بپوش که بعد یخورده تعارف قبول کرد رفتم تو اتاق و شروع کردم جدا کردن چند تا لباس که به خانومم گشاد بود ولی صد در صد به سعیده تنگ بود دامن و تیشرت و شلوارو از اینچیزا تو همین حین اونم داشت حرف میزد واسه خودش منم سریع گوشیمو جاساز کردم که از لباس عوض کردنش فیلم داشته باشم بعد لباسارو مرتب گذاشتم رو تختو اومدم بیرون که داشت میگفت خیلی خسیسه اصلا به فکر نیست که پریدم تو حرفشو سریع گفتم اخه بعضی مردا فقط فکر میکنن همه چی لباس و خرد و خوراک واسه زنا اینو نمیدونن که بابا زنا بیشتر توجه میخوان محبت میخوان وسط حرفام معلوم بود کلی کیف کرده یخورده دیگه کسشر گفتمو یهو گفتم ای بابا لباس گذاشتم مثلا شما برو عوض کن منم یه شربت دیگه میارم سعیده رفتو منم از اکنجا که خیالم راحت بود گوشیم داره کاره شو میکنه رفتم واسه شربت درست کردن….

 
تو اشپزخونه تو حال خودم بودم که یهو از پشت گفت دیدی چاقم…
وقتی چرخیدم دیدم به به شلوار استرج و یه تیشرت بلند پوشیده وااااااااااااااای که چقد کوووووووس شده بود بعد کلی چش چرونی گفتم نه بابا هیکل به این خوووووووبی خاک بر سر باجناق من که گوهر شناس نیست زد زیره خنده و رفت تو پذیرایی وای از پشت چه جیییییگرررررری شده بود کیره منم راست کرده بود اساسی همونجوری اومدم شربت گذاشتم جلوشو رفتم تو اتاق واسه اینکه تابلو نشه نگاه نکردم فقط گوشیو برداشتمو اومدم بیرون….
که دیدم داره شربت میخوره بی هوا گفتم نمیدونم بعضیا واقعا دنبال چین دوباره سر صحبت باز شده که یهو گو شیش یه چنتا ویبره زدو خاموش شد گفت ای بابا اینم نمیدونم چه مرگشه خود به خود اینطوری میشه بعد گفت میشه یه نگاه بندازی ببینی چه مرگشه ….
رفتم کنارش رو مبل ۳ نفره با یه خورده فاصله نشستم بعد گوشیو دوباره روشن کردم بالا که اومد پسورد خواست د گفتم این پسوردش چیه یه خورده اومد نزدیک تقریبا کناره هم بودیم رمز گوشیو در حالی دسته من بود زد منم یه چرخ الکی زدم بعد گفتم کلا ویبرشو خاموش میکنم شاید درست شه که یهو گفت ببینم از کجا رفتی اومد جلو تر و پاش چسبید ب پای من واااااااای یهو داغ کردم همونطور که داشتم بهش توضیح میدادم اروم ساق پامو مالوندم به ساقش دیدم حرکتی نکرد بازم تکرار کردم که احساس کردم یه خورده ام سعییده فشار اورد وووووواااااای کیرم داشت میترکید بعد اینکه بهش یاد دادم گفت مسعود جوووون همیشه بهم میگفت اقا مسعود…..منم با یه جاااااااان اساسی جوابشو دادم گفت چه طور میشه تو تلگرام یه کانال و اورد گفتم ایدیشو داری دیگه کامل از کوووووووون نازش تا ساق پا چسبیده بودیم به هم و میمالوندم پامو خیلی اروم بعد اینکه ایدیشو گفت کانال و اوردم دیدم یه کانال روابط زنا شوییه تا اومد گفت میخوام اینو تو گوشیه باجناقت بزنم بلکه یخورده بروز بشه منم گفتم یه کانال دارم خیلی کامله میخوای بزنم‌ برات کلی ذوق کرد و گفت اره بعد نیمه بلند شدم گوشیمو که رو میزه جلومون بود برداشتم موقع نشستن بیشتر چسبیدم بهش بعد ای دی کانالو زدم تو گوشیشو دادم بهش

 
سعیده یخورده خم شد به جلو شروع کرد به خوندن منم مثلا دارم با گوشیم ور میرم‌ تکیه دادم که قشنگ از پشت سر مسلط بودم و اروم شروع کردم ساق پاشو با پام مالیدن بعد یکی دو دقیقه دیدم گفت خیلی خوب و کامله ولی تکون نخورد اصلا منم جواب دادم که مردا باید به روز باشن تا زناشون راضی باشن مثل قدیم‌ نیست که یه شب جمعه ها یا علی و بعدشم‌ هیچی به هیچی که دیدم زد زیر خنده و گفت مثل باجناقت منم سریع دستمو گذاشتم رو کمرشو گفتم چرا نمیگی شوهرت چرا از من مایه میزاری من کارمو بلدم یهو گفت واااااقعا ….منم دیگه دستمو بر نداشتم اروم اروم شروع کردم مالیدن هم با پا هم با دست….
بعد یکی دو دقیقه مالیدن دیدم چشماشو بسته و الکی گوشیو تکون میده اروووووم دستمو بردم پایینتر رو پهلوش که یه تکون کوچیک خورد منم ارو م اروم میمالیدم پهلوشو یواش یواش دستمو از زیر بغلش رسوندم به سینش تا دستم خورد به سینش لبشووو گااااااز کوچیک گرفتو گفت اووووووومممم‌ منم که دیدم همه چی اوکی شده اروم با دسته چپم شالشو از سرش کشیدم ولی سعیده اصلا تکون نمیخورد چشماشم باز نکرد بعد اینکه یخورده با موهاش بازی کردم دادمشون کنار که گردن نااااازش پیدا بشه اروم سرمو بردم جلو یه بوس خیلی شهوتی و با احساس از گردنش کردم که سعیده از شدت شهووووووت یه اااااااااه کشید و گوشی از دستش افتاد منم سریع شروع کردم لیسیدن گردن و گوشش اونم که دیگه وا داده بود قشنگ اه اااااااه میکرد دست راستم که پشتش بود دست چپمو از جلو گذاشتم رو سینشو هلش دادم عقب که تکیه داد به مبل شروع کرم سینشو مالیدن زیر گردنشو لیسیدن دوباره اومدم سمت گوشش و لیسیدمش اروم در گوشش گفتم میدونم چند ماه رابطه نداری من‌در خدمتتم عشقم که یهو چشماشو باز کرد و لباش و گذاشت رو لبام منم شروع کردم خوردن لباش دستمو اروم از زیره تیشرتش رسوندم به سینه هاش و شروع کردم مالیدن بعد یه خورده مالیدن سینه هاش اروم اروم دستمو اوردم پایین که خودش پاهاشو از هم باز کرد جوووووووووون میخواست کوسشووووو بمالم دسمتمو از رو شلوار گذاشتم رو کسش که از شدت شهوت لبمو گاااااااز گرفت یخورده که کوسشو مالیدم خیلی اروم گفت
بریم رو تخت

 
گفتم جووووون عشقم بریم از رو مبل کمکش کردم بلند شد و جلو تر از خودم‌ فرستادمش سمت اتاق خودمم پشتش بودم سریع تیشرتمو در اوردمو از پشت چسبیدم بهش که یهو گفت در نرفتم که دییییییووووووونه مااااااال خودتم وای منو میگی چنان شهوتم زد بالا از رو شلوار کیرمو کوبیدم رو کونش و پرتش کردم رو تخت تا افتاد رو تخت گفت جون عاشقتم وحششششششششی
منم سریع شلوارمم در اوردمو پریدم رو تخت شروع کردم لخت کردنش شلوارشو از بالا کشیدم پایین که شرتشم باهاش اومد پاییین
تا کوسشو دیدم گفتم جووووون حیف این هللللللو نیست دسته یابو
سعیده ام تا این شنید بلند شد تیشرت و سوتینشو در اورد وااااای که سینه هایی بزرگ نبود ولی جوووووووون سفت و سر بالا
بعد منو هل داد و کش شرتمو با دندون گرفت و اروم اروم کشید پاییین وای عاشق این حرکتشم بعد که کامل در اورد کیرمو گرفت تو دستشو شروع کرد مالیدن یه خرده که مالید دیگه طاقت نداشتم گفتم سعیده بیار جلو اون کوس نازو میخوام بخورمش اونم سریع اومد 69 شدیم و شروع کردم خوردن کس نازش وای که چه حالی میداد سعیده که دیگه تو حال خودش نبود مدام داد میزد….

 
جوووووووون بوووووووخووووووووررررررررش
اااااااخخخخ کجایی کسککککککش
بیااااااا بیییییییا
ااااااااخ کسسسسسسسسم بخورش مسسسسسسعود
خودشم که کیره منو مثل وحشیا میخورد
منم که شهوتم تو اوج بود هولش دادم اونور رفتم لای پاهاش شروع کردم خوردن کسش زبونمو میکردم تو کسش میلیسیدمش سعیده ام که دیگه جیغ میزد و هی میگفت
جوووووووووون بسسسسسسسه
کییییییییر میخوام کییییییییر
بکن بکککککککن تووووووش
داااااارم میمیرم بککککککککن
منم سریع از لای پاش بلند شدم خوابیدم روش کیرمو میمالیدم رو کسشو سینه هاشو میخوردم سعیده ام که فقط داد میزد
بکن مسعود بکککککککن کسسسسسمو بگگگگگگا
منم که نمیخواستم اذیت شه با یه فشار کل کیرمو تو کس خیییییسش جا کردم که تا رفت تووووووش سعیده گفت جووووووووون کییییییر به این میگن جوووووون بکن
چند تا تلمبه که زدم دیدم به خودش پیچید و با چنان جیغی ارضا شد که فکر کنم کل محل فهمیدن
بعد اینکه یه خورده اروم شد بهش گفتم عششششششقم.
گفت جوووووون دلللللللم شوهره جدیدم
گفتم میشه از پشت ب…….هنوز حرف من تموم نشده بود که یهو گفت
تو جوووووووون بخوا عششششقم کووووووون که قابلی نداره فدات شم وای به ارزوم رسیده بودم …..کووووووون سعیده…….
از زیرم بلند شد و روتخت به حالت سگی خوابید و کووووونشو داده بود بالا و مدام مثل سگ زوزه میکشید و کونشو تکون میداد واسم
اوووووو اوو ااااوووو اووووو

 
وای چه صحنه ایی بود کون گنده سعیده جلو چشام داشت تکون تکون میخورد فقط داشتم کارای سعیده رو نگا میکردم که یهو گفت
مسعوووووود جون بکککککن دیگه
تازه به خودم اومدم
چششششششم فدای این کووووون بشم من
رفتم جلوترو دوتا زدم رو کونش چنان صدایی میداد معلوم بود رسیده رسیدس اماده کردن
یه تف انداختم در کونش و کیرمو مالیدم رو سوراخش سعیده دوباره داغ کرده بود
جووووون بککککن کونمو پااااارش کن مسعود
منم یه فشار دادم که تا سر کیرم رفت توش چنان جیغی زد جووووون یواش یواش کردم توش در اوردم خیلی تنگ بود معلوم بود از کون نداده بیچاره خیلی درد داشت اولش تا اینکه سوراخش عادت کرد منم تلمبه هام تند ترو تند تر شد تا جایی که با یه دست موهاشو با یه دست کمرشو گرفته بودم و تلمبه میزدم
جوووووون کوووونت مال منه جووووون
دااااارم کون عشششششقمو میییییکنم ااااااخ

جووووون بکککککن مسعود بککککککن عششششقم کونم کسم همه جااااااام مال تو

 

 

ابم داشت میومد کمرشو ول کردمو موهاشو بیشتر کشیدم و با چند تا تلمبه وحشیانه ابمو تو کووووون نازش خالی کردم
اووووووف سوختم مسعود وااااای چقد داغه ابت جوووووون
منم که دیگه جون نداشتم کنارش افتادم رو تخت و سعیده ام اومد کنارمو یه خورده لب بازی کردیمو رفت خودشو بشوره
بعد که اومد دید من هنوز رو تختم گفت
شوهره نازم پاشو برو حموم فدای اون
کیییییرت

 

 

نوشته: کج کلاخان

10 thoughts on “نون زیر کباب

  1. يك خانم ٢٥.٢٦ از تهران ميخوام من دبي زتدگي ميكنم اگر خوشكل بلشه كاراش و انجام ميدم كه يباد پيشم يه عشق و حال توپ بكنيم ٠٠٩٧١٥٥٩٩٢٢٤٤٤ اين هم what’s up

  2. گوارای وجود داداش.خوش بحالت.خانومای داغ سن بالای حشری.بی،زنجانی در خدمتم تماس بگیرید حتما پشیمون نمیشید 09905786374

  3. نووووووش خوش بگذره، آرش 43 تهران خانمهای داغو حشری عاشق سکسو ماساژو دوستی گرمو پرحرارت در خدمتم جوری باهاتون حال میکنمو ماساژتون میدم لذت ببرید 09364756970

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>