من و عشقم استاد

 

از همون برخورد اول كه ديدمش جذبم كرد . نگاهش خيلي جذب كننده بود . بعدها فهميدم كه اونم تو همون برخورد اول از من خوشش اومده. هر وقت به من ميرسيد بلند ميخنديد و منم با لبخند بهش سلام ميكردم.
يه روز كه واسه تعيين عنوان پايان نامم رفتم پيشش از اونجايي كه عصباني بود يكم بحثمون شد خيلي ناراحت شدم تا اينكه هفته بعدش وقتي ديدمش رفتم اتاقش ازش بابت اونروز عذرخواهي كردم . چشماي خوش رنگي داشت از پشت عينك زول ميزد به ادم انگار كه تا اونجاي ادم داغ ميشد ! نگاش كه ميكردم صورتم سرخ ميشد. اونروز همينطور كه تو اتاقش بودمو باهاش حرف ميزدم كم كم حالش بهتر شد و موضوع بحث و جدلمونو از دلش در اوردم يه چشمك بهم زد و گفت خانومي من هيچوقت از شما ناراحت نميشم . حرارتم زده بود بلا نفهميدم چي شد ولي يه لحظه ديدم كه دستش رو دستمه . يه لبخند بهش زدم . گفت خيلي دوس داشتم يه روز با هم باشيم.منم معطلش نكردم گفتم كي استاد؟ گفت هر روز تو بگي. حالم خيلي بد بود . گفتم امروز شما وقت دارين گفت اگه تو بخواي اره . گفت من ميرم تو هم نيم ساعت ديگه راه بيوفت . ادرسشون رو بهم اس داد . خلاصه رفتم خونش. يه جاي جمع و جوري بود . زنش چند سالي ميشد كه جدا شده بود و پسرشم با مادرش زندگي مي كرد. در رو به روم باز كرد . اصلا نميدونم ولي يه ذوق خاصي داشتم كه تا به اون روز با هيچ كدوم از رفيقام نداشتم. بغلش كردم و رفتيم تو . لباساي بيرونم رو در آوردم . نشستم روي مبل. يكم با هم صحبت كرديم رفت دو تا ليوان آبميوه آورد و خورديم. پيشم روي مبل نشسته بود . بهم نزديك شد . دستشو انداخت دور كمرم گفت راحتي. گفتم اره فقط يكم خجالت ميكشم . گفت فكر كن من رفيقتم با اسم كوچيك صدام كن باهام راحت باش .

 

من 25 سالم بود و اون 40 سال. خلاصه دست ميكشيد روي رونام ديگه طاقت نداشتم عينكشو برداشتم تو چشماش نگاه كردم لباشو بوسيدم اونم خودشو بهم چسبوند و شروع كرد به لب گرفتن. حس خيلي خوبي داشتم . دستمو گرفت تو دستشو گذاشت روي كيرش منم واسش ميماليدم.نفساي گرمي داشت. همينطور كه لبامو ميخورد دستاشو روي سينه هام حس كردم كه داشت ميماليد. رفت پايينو شروع كرد به ماليدن كسم. اروم دستشو برد تو شورتمو با انگشتش چوچولمو ميماليد داشتم بيهوش ميشدم تا حالا همچين حسي نداشتم من ادم دير ارضا بودم و معمولا خيلي دير تو حس ميرفتم اما اونروز واقعا اوضاع عوض شده بود.احساس كردم عاشقشم. فهميد كه حالم بد شده . بلوزم رو در آورد و سوتينم رو باز كرد و شروع كرد به خوردن سينه هام . با زبون نوك سينه هامو ميليسيد و كامل ميخورد. بهم گفت كه رو مبل دراز بكشم. شورت و شلوارمو در آورد . پاهامو باز كرد و سرشو گذاشت لاي پام شروع كرد به خوردن كسم . وافعا محشر بود . چوچلمو بين لباي نازش حس ميكردم. با زبون لاي كسمو ميليسيد انگشتشو ليسيد و اروم اروم با سوراخ كونم بازي ميكرد. كه يه لحظه بدنم لرزيد كسم باد كرده بود كه يهو خالي شد .

 

خيلي كم پيش اومده بود كه اينجوري آبم بريزه بيرون خيلي عالي بود . هر چي ميگذشت حس ميكردم بيشتر دوستش دارم. يكم با دست برام بازيش داد و كسمو ليسيد. دستمو انداختم دور گردنشو بلند شدم رفتم رو پاهاش نشستم و شروع كردم به خوردن لباش. گردنشو خوردم. بلوزشو در آوردم. نوك سينه هاي كوچولوشو خوردم و شكمشو ليس زدم . هميشه دلم ميخواست كيرشو بخورم از تو شلوارش قلمبه ميشد .هر وقت ميديدمش نگاهم ميوفتاد روش. منم كه چش چرون! جوووووووووون. ديگه از خود بيخود شدم. شلوارشو خواستم كه در بياره . از رو شورت حسابي كيرشو بوييدم . بوسيدم و از روي شيطنت يه كوچولو گاز گرفتم . بهم لبخند زد. شورتشو در آورم . خيلي لحظه خوبي بود. كيرشو گرفتم دستمو حسابي سرشو خوردم . سرشو ميكشيدم روي لبام. به سوراخش تف ميماليدمو ميليسدم. علاوه بر چهره صداي خيلي جذابيم داشت. صداي آه گفتنش بيشتر حشريم ميكرد. كيرشو تا ته كردم دهنمو تند تند واسش ميخوردم . طعمش فوق العاده بود. ازش خواستم پاهاشو باز كنه تا بتونم تخماشو بخورم. با دست بازيشون دادم. كردمشون دهنم خيلي داشت حال ميكرد آب دهنمو ريختم رو تخماش و همينطور كه ميخوردمشون كيرشم ميماليدم . قدش خيلي بلند نبود اما كير خوش تراشي داشت هم از نظر اندازه هم كلفتي. حسابي سيخ شده بود . سر كيرشو ميماليدم به نوك سينه هام خوشش ميومد كيرشو گذاشتم لاي سينه هامو عقب جلو ميكردم واسه شيطنت به سر كيرش زبون ميزدم صورت و بدنش سرخ شده بود احساس كردم كه ديگه وقتشه ازم خواست كه بريم رو تختش .

 

دراز كشيديم اومد روم خوابيد قربونش برم بدن خيلي گرمي داشت. بلند شد و پاهامو باز كرد كيرشو ميكشيد لاي كسم و گاهيم ميكوبيد سرشو به چوچولم. رونامو بوسيد و پاهامو بهم جمع كرد و كيرشو گذاشت لاشو تند تند شروع كرد به عقب جلو كردن.برعكس شدم از پشت هم كيرشو لاي كونم ميكشيد. يكم كه حال كرد دولا شد و از تو كشو يه وازلين آورد بيرون . يه چشمك بهم زد و پاهامو از هم باز كرد . شروع كرد به ماليدن كرم به سوراخ كونم. نميدونم چرا ولي اونروز حالم خيلي بد بود تا اونروز دوستان زيادي داشتم اما به هيچكدوم همچين اجازه اي نداده بودم اما بهش پيشنهادي دادم كه هنوزم گاهي واسم عجيبه اما ناراضي نيستم . ميدونست كه دخترم. بهش گفتم عزيزم دلم ميخوام بازم كني. يه لحظه چشماش گرد شد و گفت نه اينكارو نكن از پشت هم ميتونيم حال كنيم گفتم نه دوست دارم واسه تو باشم. خلاصه با اصرار من از خدا خواسته راضي شد! يكم ترس داشتم اما خواسته ي خودم بود. از توي كشو يه كاندون آورد بيرون. گفتم استاد ماشالا مجهزي! گفت واسه تو نگه داشته بودم.

 

كلي خنديديم. خلاصه پاهامو باز كرد و باز شروع كرد به خوردن كسم . يكم كه خورد كاندومو كشيد رو كيرشو آروم گذاشت رو سوراخ كسم و يكم كرد تو . درد داشتم يه لحظه جيغ زدم. يكم صبر كرد و دوباره يكم ديگه فشار داد . دردم ميومد و آه و ناله ميكردم . كم كم عقب جلو ميكرد . خم شد و صورتمو بوسيد همينجور كه با حرف زدنو چشمكاش حواسمو پرت كرده بود كه يهو ديدم كامل رفت تو يه جيغ بلندي زدم و اونم عقب جلو ميكرد يه لحظه درد بدي داشتم دوس داشتم بزنمش اما به اين فكر كردم كه هميشه دوست داشتم باهاش باشم پس بهتره لذت ببرم چشمامو بستمو خودمو زدم به نفهمي كه حواسم به دردش پرت نشه شونه هاشو چنگ ميزدم و اونم اروم كيرشو تو كسم عقب جلو ميكرد . خون خيلي كمي ديدم دكتر قبلا گفته بود كه حلقويم اما بار اولي بود كه سكس از جلو رو تجربه ميكردم . خلاصه هر دو رفته بوديم تو حس اون اه ميكشيد و من ناله ميكردم با هر بار عقب جلو رفتن كيرش حس ميكردم كه ارضا ميشم . يكم كه گذشت بهم گفت بلند شو و از پشت بخواب. بدنم بي جون شده بود بلند شدمو دستامو گذاشتم رو تخت و كونمو دادم بالا. از پشت درد زيادي نداشتم چون از قبل يكم راهش باز بود .با انگشتش يكم عقب جلو كرد. سر كيرشو نرم نرم برد تو .

 

اخخخخخخ. حال خوبي بود. داشتم بهش كون ميدادم. هميشه هر وقت ميديدمش و ميومدم خونه با اين صحنه خود ارضايي ميكردم خيلي خوشحال بودم كه حقيقت شده. حسابي داشت حال ميكرد . تا ته تلمبه ميزد و گاهي وسطش ميخنديد. تند تر كرد داشتم گاييده ميشدم آه و نالم رفت بالا كه حس كرد دردم مياد انگشتشو گذاشت دهنم كه بخورم اما از صدام كم نشد با يه دست ديگش از زير بدنم چوچولمو ميماليد . يه چند ضربه محكم زد سينه هامو گرفته بود گفتم آبتو بريز تو كونم كه بعد چندتا ضربه حس كردم كه كونم داغ شده و فهميدم كه آبش اومد . خيلي حال كردم . برگشتمو كيرشو گذاشتم دهنمو ته مونده ي آبشو خوردمو واسش ليسيدم. بي حس شده بود . طبق معمول ميخنديد. كيرشو واسش ماليدمو بوسيدمش. اونم مونو بوسيد و رو تخت دراز كشيديم. دستمو انداختم دور كمرش چشماشو بست يه چند لحظه كه گذشت فهميدم خوابش برده . حس خوبي بهش داشتم حسي كه ميشد بهش اعتماد كرد. منم خوابيدم يه نيم ساعتي خوابيديم كه من از خواب پريدم . اونم با تكوناي من بيدار شد. ساعت تقريبا 3 و 4 بعداز ظهر بود بهش گفتم كه ديگه بايد برم . حاضر شديمو تا يه جايي منو رسوند. كلي بوسيدمشو ازش خداحافظي كردم اون روز بهترين روز من بود . هميشه وقتي ميديدمش مث قبل با لبخند بهم چشمك ميزد . خيلي دوسش دارممممممممممم…

یک دیدگاه برای “من و عشقم استاد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>