ساپورت

سلام به شما عزیزان. من اسمم ماهانه و الان 21 سالمه. پسر قد بلند نسبتا درشت جثه ای هستم که اتفاقا بعضی از دوستا بهم bear هم میگن ! خاطره ای که میخواهم بنویسم مربوطه به یک سال قبله وقتیکه ترم 3 دانشگاه بودم. اونموقع تازه داشتیم با دخترای کلاس گرم میشدیم که یه روز یکی از دخترا اومد پیشنهاد داد یه برنامه کوه بگذاریم. ما هم که از خدامون بود قبول کردیمو رفتیم. راستش من با این دختر خانوم از قبل خیلی صمیمی بودم طوری که با من حرف زدنی بهم تو میگفت و خجالت نمیکشیدیم از هم. وقتی رفتیم کوه حرف از کلاسهای رزمی افتاد که همین خانوم گفتش من چند ماهه تکواندو میرم. منم که خودم چند ساله موی تای کارم گفتم یه خورده سرکاش بگذارم شروع کردم به خندیدین و گفتم که شوخی نکنید و این حرفها که یهو پاشو برد بالا گذاشت رو شونم. اصلا اون لحظه شکه شدم.

 

جلو رو که نگاه کردم دیدم کونش از ساپورت همچین زده بیرون که کاملا مشخص بود. منم به روی خودم نیاوردم و گفتم که اره مثل اینکه یه چیزایی بلد هستید. بعد پاشو گرفتم با یه خورده مکث گذاشتم زمین. فکر کنم خودشم یه چیزای فهمید. رابطه ما با هم هر روز گرمتر میشد تا اینکه قرار شد 4 نفری یعنی من و یکی از دوستام به اسم نیما و این خانم( راحله) و دوستش با هم بریم شمال. یکی از دوستام اونجا یه ویلا داشت که معمولا بهش سر نمیزد. منم کلیدشو گرفتمو رفتیم اونجا. روز اول خیلی نرمال گذشت. از روز دوم بود که شیطنتها شروع شد. اولشم خودم شروع کردم. من معمولا عادت دارم تو خونه کامل میپوشم حتی معمولا شلوارکم نمیپوشم اما اینجا به سرم زد که یکم تیپ بزنم. یدونه شلوارک سفید خیلی سکسی خریدم و یه جفت صندل هم خریدم. اومدم ویلا پوشیدمو یه زیر پوش رکابی هم پوشیدم. همین که چشم راحله افتاد به لباسام احساس کردم حشرش زد بالا. بعد اومد جلو گفت : به به آقا ماهان، تیپ زدی، مراعات حال ما رو هم بکن. یعنی به حدی سکسی شده بودم که نیما هم تو کفم موند!!! اگه گی بود ولم نمیکرد که خدا رو شکر گی نبود. یه چند ساعت گذشته بود که دیدم راحله خانومم یه شلوارک سیاه پوشیده و با سوتین و یه پیراهن حریر جلوم ظاهر شد. منم که از خدا همینو میخواستم زود گفتم شما هم که رعایت حال ما رو نمیکنید . که اونم گفت صابون موجوده!!! یعنی من اون لحظه داشتم فرشو گاز میگرفتم از خنده. فردای اونروز نیما و دوستش با هم رفتم بیرون یه چرخی بزنند و من و راحله با هم تنها شدیم. من داشتم کیرمو دستکاری میکردم که یهو دیدم جلوم سبز شد گفت ماهان جان شما بلدی ماساژ بدی؟ منم از خدا خواسته گفتم بله. متخصصم اصلا.

 

اونم یه شیشه روغن داد بهم و رفت دراز کشید. منم اومدمو بالا سرش گفتم شروع کنم. گفت اره. همون لحظه یه خورده از روغنو ریختم پشتش و یه خورده هم زدم به دستم و کشیدم پشتش. وقتی رسیدم به سوتینش گفتم راحله جان سوتینت روغنی میشه که گفت درش بیار. ( یاد اوری میکنم که من هنوزم باورم نمیشه همچین درخواستی ازم کرده) سوتینشو باز گردم و روعن ریختم رو دستام و کشیدم پشتش. دستامو تا سینه هاش پایین بردم داشتم میزدم به سینه هاش که گفت: یا الله. شیطنت میکنی ها. گفتم ببخشید دست خودم نبود . بعدش شروع کردم پاهاشو ماساژ دادن. خودش بدنشو بالا برد گفت شرتمو در بیار. منم شرتشو در اوردم دستمو کشید لای کونش. کونش بد نبود ( بالاخره بهتر از کف دستی بود!!!) بعدش بهش گفتم برگرد. همین که برگشت چشمام موند رو کسش که برخلاف کونش خیلی خوشدست بود. سینه هاشو داشتم چرب میکردم که بهم گفت اینطوری لباسای خودت روغنی میشه. درشون بیار. منم زود زیر پوش و شلوارک و شورتمو در اوردم. ماهان کوچولو هم کاملا قیام کرده بود. تا دیدمش خجالت کشیدم.

 

اونم گفت ایرادی نداره. بگذار تو حال خودش باشه!!! اومدم که بقیه روغنو بمالم دیدم کیرمو گرفت دستش و با ولع زیاد دستمالی میکرد. یه خورده از روغن ریختم رو کوسش و شروع کردم به کار اصلی. دستامو که کشیدم رو کسش صداش در اومد. منم 180 درجه برگشتم و به حالت 69 کسشو ماساژ دادم. اونم کیرمو میمالید. بعد نمیدونم چی شد که پام لیز خود با کیرم رفتم تو دهنش. اونم که منتظر همین موقعیت بود کیرم نگه داشت و ول نکرد. منم که دیدم موقعیت مناسبه یه لیس محکم به کسش زدمو شروع کردم به لیسیدن کسش. همینطور ادامه دادم تا ارضا شد. اونم اینقدر با دستش برام کیرمو مالید که ابم اومد. ازش خواستم ابمو بخوره ولی نخورد. منم ریختم رو شکمش. بعد با هم رفتیم حموم و تو حموم کونشو فتح کردم…از اون موقع به بعد بعضا با هم حال میکنیم.

 

نوشته: ماهان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>