دوست دختر پرحشر

سلام به همه ی عزیزان
راستش این داستان مربوط به دو سال پیش من با عشق اولم هستش دختری خوشگل و خوش اندام که اسمش رها بود و واقعا عاشق هم دیگه بودیم و تصمیم داشتیم باهام ازدواج کنیم
مادر رها یه خانم واقعا شکاک از اونا که حتی به سایه خودش ام شک داشت طوری که حتی نمیزاشت رها برای خرید به مغازه ی روبروی خونشون بره خلاصه رها هر روز بهم پیام میداد و بهم میگفت میخوام ببینمت عشقم
از شانس گند من روزهایی که میخواستیم هم و ببینیم یا من دانشگاه بودم یا مادرش نمیزاشت بیاد بیرون (مادرش میدونست من و رها باهم دوست هستیم)

 
خلاصه سرتونو درد نیارم . . .
یه روز وقتی مادرش برای دیدن خانه ی سالمندان رفته بود تهران (ما ساکن کرج هستیم) رها با تلفن خونشون بهم زنگ زد و گفت : عشقم مامانم رفته تهران و مطمنم که تا بعدازظهر نمیاد بابام ام که طبق معمول تا شب سرکاره. . .
خلاصه منم همون تیریپ معمولی و زدم و از خونه زدم بیرون خلاصه بعد از ده دقیقه رسیدم دم خونه رها زنگ در خونشونو زدم جواب داد و گفت : بیا بالا عزیزم
منم رفتم بالا تو پله ها پیش خودم فکر کردم مثل همیشه لب گرفتن ساده مالوندن رون پاهاش دیگه . . .
رسیدم به واحدشون در خونه باز بود منم کفش هامو در آوردم گرفتم تو دستم و رفتم داخل (همسایه ها با دیدن کفش هام شک میکردن) همینکه وارد خونه شدم دیدم یه حوله جلو در حموم و خود رها ام تو حموم داره آواز میخونه . . .
منم زیاد اشتیاقی به دیدن تن لخت رها نداشتم آخه اول اینکه تا حالا با هیچکس سکس نداشتم و زیادم خوشم نمی اومد از سکس

 
خلاصه رفتم نشستم رو مبل و منتظر شدم تا رها از حموم بیاد بیرون بعد از ده دقیه دیدم در حموم باز شد و رها که فقط سرش و موهاش معلوم بودن از پشت در بهم گفت : عزیزم میشه این حولرو بدی من ؟
منم از رو مبل بلد شدم و حولرو دادم بهش و گفت :
مرسی عشقم برو تو یخچال میوه بردار از خودت پذیرایی کن
منم با گفتم :
چشم عشقم … یه جورایی میخواست دکم کنه تا بره لباس بپوشه
بعد از چند دقیقه رها خانم خوشگل من با یه تاپ صورتی رنگ که البته سوتین ام زیرش نپوشیده بود و با یه شلوار تنگ و جذب اومد تو آشپزخونه . ..

 
طبق معمول از هم لب گرفتیم و نشستیم کمی در رابطه با دانشگاه حرف زدن از اینجور حرفا بعد بلند شو که چای بریزه تو همین موقع بود منم بلند شدم و از پشت دستم انداختم دور گردنشو آروم در گوشش گفتم : عاشقتم عشقم و لاله ی گوششو خوردم و میک میزدم که دیدم دستمو گرفت گذاشت رو سینه هاش تو همون حالت از آشپزخونه رفتیم تو اتاق مادرش و پدرش خوابیدیم رو تخت لب هاشو رو لب قفل کرد هنوز میشد رطوبت بدنشو واسه حموم رفتش حس کرد که واقعا سکسی ترش میکرد . . .
یه کم که لب گرفتیم بهم گفت : عزیزه موافق سکس هستی ؟؟؟
اول چیزی نگفتم آخه من اونو واسه ازدواج میخواستم و نمیخواستم تا موقع عروسی سکس داشته باشیم البته کاملا میشد حشری شدن و تو برق چشم های رها احساس کرد
بعد با سرم جواب مثبت و بهش دادم . . .

 
خوابید رو تخت و من و کشید رو خودش همین که سینم خورد به هاش کیرم مثل آجر صفت صده بود و شق کرده بودم گردنشو لیس زدم با سینه هاش از رو تاپی که پوشیده بود بازی کردم آروم آروم همه لباس هاشو در آوردم یه دونه مو ام نداشت بدنش مخصوصا کس ناز و خوشگلش اونم آروم آروم لباس هایه منو در آورد و ناگهانی کیرمو کرد تو دهنش منم همزمان با ساک زدنش با کونش بازی میکردم بعد حالت 69 خوابیدیم و من کس خوشگلشو میخوردم اونم کیر منو میخورد داشت آبم می اومد که بهش گفتم رها آبم داره میاد با صدای آه و ناله هاش جوابمو داد و کل آبمو ریختم تو دهنش خدایی واسم کم نزاشتو حرفه ای ساک میزد منم خواستم تلافی کنم بخاطر همین بعد از چند دقیقه بعد کیرمو کردم لایه سینه هاشو تلمبه زدم در همین حال یه دستمم رو کس رها بود دایم اه اه ناله میکرد به خودم اومدم و دیدم سینه هاش سرخ شدن و داره دردش میاد بخاطر همین کیرمو در آوردم بهم با صدای سکسی و حشری گفت منو بگا عشقم از شانس گند من خانم باکره بود و نمیشد از کس بکنمش بخاطر همین سرم و کردم لایه کونشو تا میتونسم واسش خوردم و زبون زدم سوراخشو اونم صداش داشت سکوت اتاق و جر میداد بعد از اینکه احساس کردم سوارخش کمی گشاد شده و تحمل کیر نسبتا کلفت منو داره

 

یه کم تف زدم به کیرمو آب کس خودشو با دستم آوردم رو سوراخ کونشو کمی سر کیرمو کردم تو کونش دیدم چیزی نمیگه حتی صدای آه ناله هاشم قطع شده بود بعد از با کمی بیرون و داخل آوردم کیرم احساس کردم جا باز کرده کل کیرمو ناگهانی کردم تو کونش که جیغ وحشتناکی بعد از اون سکوت کشید و با دستاش داش ملافه تخت و جر میداد منم چون زیاد دردش نیاد کیرم و در آوردم و آروم آروم تا ته کردم تو کونشو شروع کردم به تلمبه زدن که همراه شده بود با آه و ناله های شبیه به جیغ داشتم ارضاع میشدم کیرمو کشیدم بیرون و کردم تو دهن رها کمی ساک زد باز یه مقدار آبی هم که داشتم تا آخرش و خورد من دیگه کاملا ارضاع شده بودم و دیگه حشرم خوابیده بود رها بلند شد و خوابید روم بعد از لب گرفتم تو گوشم گفت : عاشقتم همسر عزیزم

 
کیرم تو کس داغش بود البته دیگه شق نمیشد و من حشرم کاملا خوابیده بود
رفتم رو کس قشنگشو شروع کردم به زبون زدن تاجکش و رها ام دایما آه آه میکرد و لذت میبرد که دست انداخت رو سرم و پاهاشو دور گردنم حلقه کرد و گفت : بخور زندگیم ،بخور عشقم ،بخورش نفسم
که ناگهان سر مو داد بالا فهمیدم که ارضاع شده
حدود ده دقیقه روهم خوابیدیم و بعدشم رفتم حموم و یه دوش گرفتم لباس هامو پوشیدم و از رها که همینطور لخت بود یه لب گرفتم و گفتم : عزیزم باید برم دانشگاه فعلا کاری نداری ؟؟؟
اول چیزی نگفت بعد شروع کرد به پوشیدن لباس هاشو گفت :
نه عشقم برو به سلامت بهت پیام میدم
منم با بدن خسته و کوفته که حتی حس حال نشستن ام نداشتم رفتم دانشگاه
ببخشید اگه بد بود آخه این اولین سکس من و اولین داستان سکسی من بود
نوشته:هکر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>