در آغوش عشق

واقعا که!!

دیگه خسته شدم از کارات از شجاع بازیات، هرکی کاری داره ب تو میگه شدی محرم اسرار همه شدی مرهم دل همه بسه دیگ بابا منم هستم،من خانوم خونت، زن زندگیت.بسه دیگ بسه.توروخدا عشقم منم ببین چشاتو باز کن.من من میفهمی من….
دو قدم جلو رفتمو با موهای پریشونمو چشای قرمز و پف کردم روبروش وایستادم زل زده بود بهم و چشاش دریای خون بود اروم چشاشو میبستو فقط میگفت عشقم بیا حرف بزنیم با مشتام محکم میکوبیدم ب سینش و میگفتم:
چ حرفی هان چ حرفی کل شبو تو خونه تنهام گذاشتی کجا بودی چشامو ببین مثل ابر بهاری باریدم نگفتی با عصبانیت رفتی نگرانت میشم هان جواب بده بهم،من کیم ما چیا کشیدیم بهم برسیم چرا چرا ارزش ندارم پیشت با این حرفام فقط بهم نگا میکرد و چشاشو از روی تحمل نکردن با دیدن من تو اون حال میبست محکم ب سینش میزدمو هیچی نمیگفت چون میدونست عصبیمو دری وری میگم
مگ بهت نگفتم فقط تورو دارم فقط پیش تو اروم نمیشم کجا بودی چرا رفتی مگ دوسم نداری مگ یادت نیس چ جوری ب دستم اوردی چرا سنگ دلی چرا ب من بی تفاوتی یادت
من کیتم هان جواب بده من کیتم
حرفایی ک خودمم میدونستم ک چرت و پرت ولی از روی بهانه بهش میزدم میدونستم تموم دنیاشم میدونستم اونم فقط منو داره میدونستم ارزشم پیشش خیلی ولی خیلی دلتنگش بودم خییییلی چون چن هفته ای بود نتوسته بودیم پیشه هم باشیم اونم ب خاطره کارای عشقم، هروقت دلتنگش میشم از خجالت نمیتونم بهش بگم فقط قش قرق بپا میکنم اونم خودش میفهمه.
طاها چرا!!چرا ی بار نمیگی دوسم داری چرا هیچ وقت حرفای دلتو بهم نمیگی مگ من غریبه هستم چرا دیشب نموندی پیشه خودم اروم شی مگ از وجودتت نیستم هان
دیگ دستام درد میکرد از هی افتادمو از حال رفتم دیگ چیزی یادم نیس…

 
وقتی چشامو باز کردم دیدم طاها بالاسرم رو تختمون نشسته
گندمم عشقمم تنها دلیل زندگیم منو ببخش،گندم من مقصرم اره چن هفته نتونستم پیشت باشم ولی این دلیل این نیس ک عشقم کم شده.گندم از دلتنگی دارم میمرم کلافه شدم دلم واسه حس کردنت واسه عطرتنت تنگ شده.عمرم دیشب رفتم تا اروم شمو برگردم تو از جونمم بهم نزدیکتری حرفامو بهت نمیگم تا فکرتو مشغول نکنم
طاها چرا چرا نمیگی من باید پیشت باشم تا ب مشکلات غلبه کنی باید ب منم بگی کمکت کنم گندم همین ک هستی همین ک در خونرو باز میکنمو تورو میبینم میپری بغلمو منو میبوسی همه مشکلاتم حل میشه
گندم راحت ب دستت نیاوردم راحت از دستت بدم.عشقم دیگ اونجوری نکن من نمیتونم اشکاتو ببینم خوشگلم تو باارزشترین هدیه زندگیمی تو نباشی من نیستم تو بخندی من میخندم
طاها همسر من بود یه مرد واقعی برای من واقعا منو میپرستید وقتی دعوا میکردیم نمیتونست حتی از خجالت بهم دس بزنه.وقتی میخندیدم چشاش میخندید طاها بهم خیلی وابسته و دلداده بود ولی هیچ وقت ب زبون نمیاورد هروقت میپرسیدم میگفت مگ خوشگل من نمیدونه خودش…

 
از تخت بلند شدم رفتم طرفش ک جلوی شیشه پنجره وایستاده بود از پشت بغلش کردم قد بلندی داره دستامو جلو شکمش حلقه زدم بهم، صورتمو چسبوندم ب پشتش.سکوت همه جارو گرفت طاها فقط نفس میکشید میدونستم بیشتر از منم دلتنگه هردو داشتیم با صدای نفسامون تمنا میکردیم ک همو حس کنیم ولی چن هفته بود رابطه نداشتیم یه خجالتی بینمون بود
طاها برگشت دستامو تو دستام گرفتو بوسیدشون،بصورتشون چسبوند
فرشته کوچولوی من،خوشگل من؟؟!!
منم یه لبخند کوچولو بهش زدمو ب نشانه جانم چشامو بزرگ کردم
اونم لبخند زد و محکم بغلم کرد در گوشم گفت:سوگیلیم!!سنی سوی یوروم “عشقم!!تورو دوس دارم ب زبان ترکیه ای” خودمو کشیدم عقبو بلند بلند داد زدم بند سنی چوک چوک سوییوروم”منم تورو خیلی خیلی دوس دارم”

 
بعد هردومون باهم خندیدیم خندش ته دلمو خالی کرد انگار اونم همچین حسی داشت وسط خنده تحمل نکردو محکم منم چسبوند ب خودشش یه اخی از درون گفت ک مردم و چشامو محکم بستم اروم گفت فرشته کوچولوی من بسه دیگ دیگ تحمل ندارم بلندم کرد و بغلم گرفت وقتی میومد ب سمت تختمون گفتم طاااااها دیگ نمیتونم محکم لبامو چسبوندم ب لباش و ابدار و محکم همو میبوسیدیم طوری ک داشتیم همو تموم میکردیم منو گذاشت رو تخت و اومد روم بدون اینکه لبامون ازهم جداشه.طوری دلتنگش بودم ک داشتم با بوسه هاش ارضا میشدم.لباسای همو بی اختیار دراوردیم اخ داشتم بوی عشقمو بویی ک واقعا منو مست میکنه حسش میکرم.اروم اومد روسینه هام با دودست گرفتو و زبونشو میزد منم با دستم التشو حس میکردم کاملا تو فضا بودیم چشامو بسته بودمو داشتم لذت عشقمو میبردم سینمو میفشرد محکم و محکم میک میزد و میبوسید داشت قازای کوچولو کوچولو میگرفت منم اخ و اوخم تو کل خونه پخش بود دیگ طاقتشو نداشتم التشو ب پاهام و کوسم میزدم داشتم واقعا دیوونه میشدم داغ داغ بودیم از درون میسوختم
طاها طاها بسه دیگ دیوونم نکن میخوامش میخوامششششش

چیو عشقم؟

طاها سر بسرم نزار زود باش…

 
التش تو دستم بود وسط کوسم بالا پایین میکردم چشای طاها بدتر از من خمار بود پاهامو داد بالا و اروم سر التشو فرو کرد تو وااای خدا دلم میخواست هرچه زودتر بره تو ولی طاها دس بردارنبود سرالتشو گیر میداد ب بغلای کوسمو ردش میکرد داشتم دیوونه میشدم اروم اروم میبرد تو با دستشم بالای کوسمو میمالوند
کامل رفت تو داشتم میسوختم اروم اروم عقب و جلو میکرد
طاها محکم تر تن تر
طاها منو بغل کرد و خوابید پشتم پامو انداخت روش التشو میمالوند ب کوس و کونمو گردنمو میخورد یه دفع کامل کرد تو و پریدم منو محکم بغلم کرد. میکرد تو و میاورد بیرون کامل بعد چن بار محکم عقب و جلو میکرد تا ته فرومیبرد اخرشم چنتا تقه محکم میزد و محکم سینمو فشار میداد
بلندم کرد نشوند رو التش داشتم اذیتش میکردم

گندددددددمم نکن دیگ بشین روش دختر میکشمتا حالا ک من دارم میکشمت

گندددددددددمم جرت میدما نکن
یه دفعه نشستم روش چشاشو بستو نفس کشید رو التش بالا پایین میشدم تن تن. وقتی ب سینه هام نگا میکرد ک دارن میپرن داشت دیوونه میشد موهامو گرفت و کشید پایین خانووم تن تن تن،کیو خیس کردی هان هان
اقای خودمو عشقمو
اینو گفتمو افتاد ب جون سینه هام سینه هام قرمز بودن نکشونو قاز میگرفتو منم محکم میشستم رو التش
یه لحظه صدای هردومون بلند شد داشتیم باهم ارضا میشدیم نتوست تحمل کنه و خودشم میزد بهم بعد چن ثانیه باهم و تو بغل هم ارضا شدیم ابش داشت میسوزوند ولی بدنم سست بودو افتاده بودم تو بغلش بعد ک ب خودم اودم دیدم تن تن داره بوسم میکنه از همه جام…
چشامو باز کردمو نگاش کردم
گفت مرسی خانومم…

3 thoughts on “در آغوش عشق

  1. گی‌ سن بالا می‌خوام ( دو طرفه اما بیشتر مفعولم) اما بیشتر ۴۰ سال نباشه لطفا. من سی‌ سالمه اما سفید و بیبی فیسم.
    09362144472

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>