کون دادن زوری میلاد

سلام من میلاد هستم امیدوارم از این داستان لذت ببرین
از خودم بگم 20 سالمه و قدم 180 و وزنم 70 یجورایی از بچگی تو چشم بودم جایی هم که ما زندگی میکنیم همه تو کف پسرن تا دختر خلاصه سکس زیاد داشتم که اگه وقت داشتم واستون میزارم تا لذت ببرین
شهری که ما زندگی میکنیم کوچیک هست و بیشترا همو میشناسن منم چون قیافم خوب بوده و تیپم ایمو هست یجورایی همه منو میشناسن

 
حدود 2 ماه پیش با بهترین دوستم بد شدم اونم رفته بود به همه گفته بود میلاد دختره تا پسر و کون میده و از این حرفا منم که رو رفیقم خیلی حساب داشتم بدجور افسردگی گرفتم جوری که 1 ماه خط هامو خاموش کردم و از خونه بیرون نرفتم تا یه شب که بابامینا رفته بودن خونه خالم که تو یه شهر نزدیکمون هست حوصلم ناجور سر رفته بود اودم جلو آینه و اتو و سشوار رو برداشتم وموهامو فوق فشن زدم صورتمم موهاش خیلی کمه ولی بازم بند میندازم و یه شلوار جین آبی روشن که همش پاره بود رو پوشیدم ویه تیشرت قرمز که یقش خیلی باز بود 3 تا گردنبند هم انداختم و دستکش ایموما دستم کردم وچندتا دستبند رو هم انداختم خالاصه خودما تو آینه میدیدم یاد این ایموها که تو خارج هستن میفتادم از خونه زدم بیرون و سر راه چند نخ وینستون گرفتم و رفتم پارک ساعت حدود 11 شب بود و خیلی خلوت بود با این حال منم رفتم جایی از پارک که شمشادها خیلی بلند بودن و هیچکس اونجا نمیومد

 
داشتم سیگار میکشیدم که دیدم دارن 2 تا میان اونجا بیخیالشون داشتم سیگار میکشیدم که دیدم اومدن سمت من شناختمشون 2 تا از این لات های اونجا بون که حالم ازشون بهم میخورد اسم یکیشون محمد بود اون یکی هم رضا
رضا خیلی هیکلی بود همه ازش میترسیدن. محلشون نزاشتم ولی اومدن کنار من رضا گفت به به آقا میلاد ستاره سهیل شدی دیگه نمیبینیمت گفتم ولم کن حوصله ندارم گفت این چندوقت که ندیدمت عجب مالی هم شدی آدم دوست داره بخوردت! منم اعصابم خورد شد گفتم خفه شو و اومدم برم که دستمو گرفت گفت کجا میلاد جون تازه اومدیم میخایم با هم حرف بزنیم گفتم ولم کن میخام برم و سعی کردم دستمو از تو دستش در کنم که نشد دستمو پیچند اومدم داد بزنم که در دهنمو گرفت و گفت میلاد من چند ساله تو کفتم دیگه ولت نمیکنم اون یکی هم نامردی نکرد چند تا مشت زد تو شکمم یه لحظه نفسم بالا نیمود و اونا خابندنم رو زمین هرکاری کردم که ولم کنن نشد جایی بودیم که هیچکس تو روزش نمیومد حالا که دیگه شب بود بازن نتونستن بکوننم هی تقلا میکردم که نتونن بکونن که شروع کردن زدنم اینقد زدنم که دیگه گفتم باشه بیا بکونین فقط ولم کنین

 
شلوارمو کشیدم پایین و خابیدم و گفتم خیلی آشغالین که محمد اومد خابید روم همین که گذاشت 2 بار که فشار داد آبش اومد فک کنم خیلی شهوتی بود بعد بلند شدو با دستمال کونمو تمیز کرد و گفت داش رضا بیا نوبت تو هست رضا گفت محمد خاک تو سرت که خروسم دیرتر از تو آبش میاد خلاصه رضا اومد و محمد رفت کنار که نگه بانی بده رضا اومد جلوم و شلوارشو کشید پایین و گفت بخورش منم همین جوری که خابیده بودم و اشک اومده بود تو چشمام سرمو از رو زمین بلند نکردم گفتم نمیخورم گفت میلاد میگم بخور گفتم میگم نمیخورم فهمیدی؟ اونم با دستش محکم گلومو گرفت و فشار داد داشتم خفه میشدم با دستم گرفتمش اونم ولم کرد

 

دیگه ناجور داشتم گریه میکردم داشت حالم از خودم بهم میخورد که رضا گفت جووون کیشو گرفتم تو دست و کردم تو دهنم کیرش خیلی بزرگ بود و جا نمیشد اونم فشارش میداد و میگفت بخورش که الان چند ساله آرزوی اینا داشتم دیگه داشتم خفه میشدم که درش آورد و گفت بخاب منم خابیدم اومد خوابید گفت قنبل کن دید قنبل نمیکنم با سیلی زد در کونم خیلی درد داشت و منم قنبل کردم گذاشت رو سوراخم و گفت جوجویی اینجاست گفتم نکن توش که دیدم محکم دستمو از پشت گرفت جوری که نتونم تکون بخورم و یه فشار داد یه لحظه چشام سیاهی رفت و از درد چمن های پارکو گاز میگرفتم گفتم وحشی جرم دادی تو روخدا نکن آخه کیریش خیلی گنده بود اونم یخورده صبر کرد و گفت الان دردش خوب میشه و دوباره کرد دردش کمتر شده بود ولی بازم درد داشت یه چندتایی تلنبه زد و دیدم آروم خوابید روم و گفت میلاد حیف این کون نیست که به ما نمیدی منم هیچی نگفتم اونم بلند شد و شلوارمو کشید بالا و گفت میلاد جون شرمنده من خیلی تو کفت بودم دیگه نتونستم خودما نگه دارم ببخشید…

 
گفت فکر شکایتم نباش چون خودت میدونی من الانشم فراری هستم فقط آبرو خودتا میبری منم بلند شدم و خودما جمعو جور کردم و دوییدم سمت خود پارک و نشستم رو صندلی و سیگارمو روشن کردم و شروع کردم گریه کردن همه نگام میکردن ولی دیگه واسم هیچی مهم نبود
خاستم برم شکایت کنم ولی دیدم آبروم میره دیگه اومدم خونه و یه تیغ برداشتم و تمام دستمو خط انداختم از خودم بدم میومد دوست داشتم اینقد قدرت داشتم که میزدمشون ولی نه قدرتشو داشتم نه میتونستم به کسی بگم نمیدونستم چیکار کنم و بعدشم هیچکاری نکردم
فقط دوباره تپیدم تو خونه
امیدوارم از داستانم لذت برده باشین
شرمنده اگه تحریرش بد بود آخه اولین بارم بود
امیدوارم به بزرگی خودتون ببخشین
بای

نوشته:‌ میلاد

6 thoughts on “کون دادن زوری میلاد

  1. منم دوست دارم با یه مرد بالای ۴۰ سال باشم خودمم ۲۳،سالمه فقط از تهران تماس بگیرین ممنون اینم شمارمه ۰۹۰۱۵۷۳۶۲۳۲

  2. میلاد جوووونم اگه دوست دار بیا باهم باشیم من به دوست خوبی مثل تو نیاز دارم این شمارمه منتظرت میمونم باهم عشق بازی کنیم رفاقتی.
    ۰۹۳۸۳۹۵۰۶۷۸

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>