پسرخاله‌های حشری

سلام. من نسیمم و22 سالمه.جریانی که میخوام تعریف کنم واقعیه و از اینجا شروع میشه که من 2 تا پسر خاله دارم که هر دوشون منو دوست دارن. ما از بچگی همش با هم بودیم و اون دو تا که از من 3-4 سالی بزرگترن همیشه هوای منو داشتن. 18 رو که رد کردم ابراز علاقه هاشون شروع شد و منم هر دو رو تو کف میگذاشتم.یه مدت با این حرف میزدم یه مدت با اون چت میکردم.

 

هر دوشون خوب بودن.همیشه خونه مادرجونم که جمع میشدیم ما با هم یا تو اتاق یا تو حیاط بازی میکردیم. بزرگتر که شدم این بازیها تبدیل شد به بغل و بوسه های یواشکی و …
حامد و علیرضا هردوشون سعی میکردن همو کنار بزنن.منم از این وضعیت لذت میبردم.
تا 2 سال پیش.عید بود و مادرجون واسه عید همه رو دعوت کرده بود خونه اش. شب همه اونجا موندیم تا فرداسال تحویل کنار مامان جون باشیم.من تو اتاق مامانجون طبقه بالاخوابیدم ومامانم وخاله هام تو یه اتاق و بابام و شوهر خاله هام تو 1 اتاق دیگه طبقه پائین. حامد و علیرضا هم تو اتاق کوچیکه طبقه بالا.
ساعت2 بود داشتم با گوشیم بازی میکردم که حامد اس داد اگه بیداری بیا پیش ما!؟ ما هم بیداریم داریم فیلم میبینیم با گوشی علیرضا!

 
آروم پاشدم رفتم تو اتاق اونها.خونه ساکت بود و معلوم بود همه خوابن.دیدیم اونها تو جاشون دراز نشستن و به دیوار لم دادن و فیلم میبینن. رفتم کنارشون وسط خودشون برام جا باز کردن.رفتم نشستم و تکیه دادم به دیوار و شروع کردیم فیلم دیدن .فیلمش یکم صحنه داشت که باعث شد هر سه مون داغ بشیم.علیرضا آروم از زیر گتو دستشو گذاشت روی رونم و شروع کرد مالیدن.حامد هم دستشو گذاشت رو سینه هامو ویکم فشار داد.گاهی اینکارو میکردیم و منم خوشم میومد چون خیلی داغم.
علیرضا دم گوشم گفت میخوای امشب یکم حال کنیم؟ گفتم سه تایی؟ حامد گفت اگه تو بزاری! یکاری میکنیم که حسابی حال کنی!
دوست داشتم بیشتر تجربه کنم.20 سالم بود و هنوز سکس نداشتم.

 
لبهامو گذاشتم رو لبهای حامد و شروع کردیم خوردن لبهای همدیگه.علیرضا شروع کرد باز کردن دکمه های بلوزم و مالیدن سینه هام.تو همون حالت سوتینمو که از جلو باز میشد باز کرد و هر دو سرشون و گذاشتن رو سینه هامو شروع کردن خوردن و مالیدن.علیرضا نوک سینه مو با زبون قل قلک میداد و حامد هم سینه مو با دندون میکشید و ول میکرد و مک میزد. حسابی حال میداد.سرشونو گرفته بودم تو بغلمو خوردنشون تماشا میکردم. حامد بلند شد و رفت نشست جلوم و شروع کرد مالیدن کسم از روی شورتم.علیرضا بلوزمو در آورد.حامد دامنمو که تا زانوم بود داد بالا و سرشو کرد اون زیر و از روی شورت شروع کرد به گاز گرفتن و بوسیدن کسم.با انگشتهاش کسمو میمالید. خیس شده بود شورتم علیرضا بلند شد ورفت بیرون.وقتی برگشت یه شیشه روغن زیتون از تو آشپزخونه آورده بود.گفتم این چیه؟گفت میفهمید.حامد از رو کسم بلند شد و نشست پشت سر من و منو توبغلش گرفت و شروع کرد مالیدن سینه هامو گفت میخوای بهمون کون بدی؟گفتم نه درد داره! گفت نگران نباش ما میدونیم چیکار کنیم که لذت ببری.بعد شروع کرد خوردن گوش و گردنم. منم بیحس شده بودمو و خودموسپردم دستشون.علیرضا شورتمو در آورد و یکم کسمو خورد.بعد با زبون شروع کرد لیسیدن و خیس کردن سوراخ کونم.حامد هم یکسره سینه هامو میمالید و نو کشونو فشار میداد.علیرضا یکم روغن ریخت رو کسم و با انگشت کشید سمت سوراخ کونمو و کونمو با روغن میمالید.اروم یک انگشتشو کرد تو کونم .

 
ششششششششش! علیرضا !
گفت آروم باش عزیزم. 3-4 دقیقه با انگشت کونمو باز کرد و بعد 2 تا انگشتشو کرد تو. دوباره دردم گرفت .چند دقیقه بعد شلوارشو در آورد کیر شق شده حامد و میتونستم زیر کمرم حس کنم. کیر علیرضا رو که دیدم یکم ترسیدم. کلفت و دراز بود.کیرشو چرب کرد و مالید به سوراخ کونم. بعد پاهامو داد بالا و سر کیرشو گذاشت سر سوراخ کونمو و فشار داد. سرش به زور رفت تو!نفسم بند اومده بود لبمو گاز گرفتم که جیغ نزنم. حامد محکم تر سنه هامو میمالید.علیرضا یکم دیگه شو کرد تو و ناله من بلند شد.سعی میکردم صدام در نیاد.چند دقیقه بعد کیر علیرضا تو کونم بود و کونم جا باز کرده بود. علیرضا شروع کرد به عقب جلو کردن. من ناله کردم. حامد دستشو گذاشت رو دهنمو و علیرضا با سرعت و فشار کونمو میکرد. حامد یه دستشو گذاشت رو کسم و شروع کرد به مالیدن کسم.حس خیلی خوبی داشتم کیر کلفت علیرضا تو کونم تکون میخورد.حامد چشم از کون من و کیر علیرضا برنمیداشت.7-8 دقیقه بعد آب علیرضا اومد و ریختش رو شکمم.
نوبت حامد بود.علیرضا پاشد و یه سر و گوشی آب داد و اومد نشست کنار من.پامو گرفت بالا و حامد کیر چربشو با زور کرد تو.پتو رو گاز میگرفتم و ناله میکردم آخ چه کیرکلفتی! آخ چفدر سفته. علیرضا با یک دستش پای منو گرفته بود و با دست دیگه اش کسمو میمالید و حامد کیرشو میزد تو کونموو میکشید بیرون10دقیقه هم حامد منو گائید و آب هر دومون اومد.حامد آبشو ریخت تو کونم.یکم بعد بلند شدم رفتم تو دستشویی و خودمو تمیز کردمو رفتم خوابیدم.

 
درد داشتم اما دردش لذت داشت. فردا ظهر بعد از عید,نهار خوردیم و رفتیم تو حیاط به هوای تابی که ته حیاط خونه مادر حون بود.رفتیم یکم تاب خوردیم وبجه ها سینه ها و کسمو و از روی لباس مالیدن.بعد من و حامد رفتیم پشت درخت و حامد منو خم کرد و دامنمو زد بالاتف انداخت رو کونمو و کیرشو با فشار کرد تو و شروع کرد تلم زدن.علیرضا هم کشیک میداد کسی نیاد.منم اه و اوهی میکردم که نگو.علیرضا حشری شده بود و داشت کیرشو میمالید.حامد داشت آبش میومد که کیرشو کشید بیرون و ریخت یه گوشه. شلوارشو کشید بالا.به علیرضا گفتم عزیزم نمیخوای کیرتو بکنی تو کونم؟علیرضا از خدا خواسته گرید پشتمو شلوارشو داد پائین و کیرشو با تف کرد تو کونم.عقب جلو میکرد و بادست کسم و میمالید. آبم اومد و دستش خیس شد.دستشو کرد تو دهنشو آبمو لیس زد. 15دقیقه هم علیرضا کونمو کرد و آبشو ریخت توش.بعد نشستیم رو تاب و یکمم منو مالوندن.
بعد از اونهر وقت یه جا تنها میشیم منو از کون میکنن و منم خیلی بهم حال میده.

3 thoughts on “پسرخاله‌های حشری

  1. جالب بود منم از این کارا با دختر خاله هام میکردم ولی هبجوقت نشد بکنمشون فقط در حد مالیدن بود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>