همسایه کون قشنگ

من افشین اسممه 17 سالمه قدم172وزنم60 خوشکل وخوشتیپم داستانم از اونجا شروع میشه که یک زوج به همسایگیمون اومدن منم که خیلی کنجکاو بودم چه جور ادماین از پنجره نگاه کردم وای خدای من چی میدیدم یک زن حدودا28ساله خوشکل هیکل جا افتاده کون قلنبه صورتش خیلی خوشکل بود سینهای درشتی داشت خیلی خوشکل بود حرف نداشت راستی تا یادم نرفته بگم من و مامانم تنها زندگی میکنیم فردای اون روز من تو کوچمون بودم که خانمه رو دیدم داشت جلوی در حیاطو میشست کونش خیلی به چشم میخورد دمپای انگشتی پاش بود پاهای سفید لاک زده وخوشکل وتپلی داشت من هم که عاشق پام تا پاهاشو دیدم زل زدم بهش حالم یک جوری شد کیرم شق شد متوجه نگاهم شد به رو خودش نیاورد کارش تموم شد رفت تو منم رفتم خونه خیلی به عشقش با کیرم ور رفتم تو رویاهام داشتم زیر پاشو لیس میزدم تا که ابم ریخت کیرم15 سانته سفیده وخوشکل حرف نداره

 

روز بعد دیدم شوهرش رفت بیرون منم رفتم اماده شدم برم پارک از در حیاط اومدم بیرون اونم اومد بیرون میخواست بره خرید تاکسیم اومد سوار شدم گفتم به راننده اینم سوار کن اومد تو بازار پیاده شد منم بیخیال پارک شدم همونجا پیاده شدم دنبالش راه افتادم طوری که نفهمه خریدش تموم شد رفتم پیشش گفتم چه جالب باز با هم رو به رو شدیم گفتم وسایلتون رو بدین کمکتون کنم قبول کر وسایلشو باهش بردم کنار جاده تو تاکسی براش گذاشتم گفتم مسیرمون یکیه با یک تاکسی بریم رفتیم اونجا هم وسایلو باهش بدم در خونه با اسرارش رفتم تو گفت بیا یک ابی چیزی بخور بعد برو رفتم وقتی کفشاشو در اورد دوباره پاهاشو دیدم یک جوری شدم

 

متوجه نگاهم شد ابو میوه اورد خوردم منم شمارمو وقتی میخواستم برم رو میز گذاشتم کنار گوشیش البته اون لحظه ندید رفتم خونه یکم نگذشته بود گوشیم یک اسمس براش اومد از خوشحالی تو کونم عروسی بود اسش نوشته بود سلام اقا پسربابت کمکت ممنو من نوشتم خواهش میکنم این چه حرفیه بعدش ساکت شد یک نیم ساعتی گذشت چندتا اس عاشقونه فرستاد منم براش فرستادم شوهرش راننده تاکسی بود شبا دیر میومد خونه حدودا ساعتیازده شب بود من تو اتاقم رو تخت دراز کشیدم یک اس بهش دادم میتونم یکم باهات درد دل کنم گفت اتفاقا من تنها بودم الان میخواستم بهت اس بدم گفتم خیلی به یک همدم ن ودوست نیاز دارم کاش تو قبول میکردی باهام دوست شی گفت ولی من متاهلم گفتم اشکال نداره قبول کرد گرم صحبت شدیم گفتم دوس دارم الان بغلت باشم گفت باشه بیا شوهرم خونه نیست تا 3نمیاد من تنها میترسم منم باورم نمیشد رفتم تو وایخدایک تاب با شلوارک تنش بود بدنش معلوم بود از رو تاب نوک پستوناش معلوم بود بهش زل زدم گفت چی شده افشین به خودم اومدم گفتم خ خ خ خ خ خ خیلی خوشکلی

 

خندید گفت بیا بریم مگه نگفتی دوس داری تو بغلم بخوابی رفتیم اتاق خوابش تو بغل هم دراز کشیدیم هنوز باورم نمیشد پاهاشو به پاهام میمالید بد جور حشری شدم لبمو به لبش نزدیک کردم هیچکدوممون چیزی نگفتیم چشامون رو بستیم لباشو قشنگ مکیدمو خوردم دستشو گرفتم رو کیرم گذاشم البته لباس تنم بود از رو لباس اومدملاله گوششو میبوسیمو لیس میزدم بعدش زیر گردنشو هردومون تو فضا بودیم تابشو اروم در اوردم نوکسینشو تو دهنم کردم میخوردم میمکیدمش دور ورشو لیس میزدم اه نلش شروع شده بو روشکمش هم لیس زدم زبونم تو نافش چرخوندم یک اه بلند کشید شلوارشو پایین کشیدم شرت پاش نبود کسشو بوسیدمو بونم کردم وسطش از پایین به بالا لیسش میزدم میخواست از لذت جیغ بزنه زبونم میبردم تو کسش میچرخوندمش بیرون میاوردم دوباره میبردم تو اونم سرمو به کسش فشار میداد بدنش به لرزه افتاد ابش ریخت تو دهنم مناز تو دهنم ریختمش رو سوراخ کونش وبازبون قشنگ سوراخ کونشو خیس کردم باز شده بودرفتم سراغ عشقام یعنی پاهاش مثل وحشیا زیرشون رو لیس میزدم انگشتای پاشو میمکیدم حدودا ده دقیدقه پاهاشو خوردم بعد کیرمو گذاشتم وسط کف پاهاش عقبو جلو میکردم گفتم بلند شو من دراز بکشم برام ساک بزن

 

بلند شد سر کیرمو با زبونش بازی میداد خیلی حرفه ای بودتا ته میکرد تو دهنش درش میاورد پنج دقیقه ای برام ساک زد میخواست ابم بیاد گفتم میخواد ابم بیاد گفت بهش دست نزن از تو کمد یک اسپریاورد بهش زد کیرم بی حس شدسرکیرمو رو سوراخ کسش گذاشتم اروم فشار دادم یک جیغ کوچولو زد اه وناله میکرد میکرد اروم بکن دادم تاته رفت تو خیلی تنگ بود مثل کسای دس نخورده بودکسش جا باز کرد 10دقیقه ای تلنبه زدم خسته شدم انگار نه انگار خبر از اب نبود دراز کشیدم اون نشست رو کیرم شروع به بالا پایین شدن کرد گفتم کون میخوام خیلی اسرار کردم قبول کرد بازبون سوراخ کونشو باز کردم یک انگشت کردم تو بازتر شد دو انگشت کردم قنبل کرده بود سر کیرمو فشار دادم رفت توجیغ زد درش بیار درد داره انگار اول بارش بود از کون میده تا ته فشار دادم رفت تو دردش به لذت تبدیل شد ده قیقه تلبه زدم ابم با فشار رختم تو کونش بعد کیرمو قشنگ با زبونش تمیز کرد یکم کیر خوابیدمو ساک زد ساعت 2 شده بود گفت دیگه اماده شو برو وقته شوهرم بیاد منم اومدم خونه تایک هفته تو کما بودم بی حس بود بدنم بعد اون ماجراهفته دوبار میکردمش تا سه ماه پیش رفتن شهر خودشون اصفهانی بود خطش خاموش کرد ازش خبری ندارم بعدا داستانای سکس با دوس دخترمو بعدا براتون تعریف میکنم خوشحال میشم نظربدین

پایان

3 thoughts on “همسایه کون قشنگ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>