نامادری

دو سالي بود که با علي رفيق شده بودم هميشه از باباش بد ميگفت از زن باباش خوب
نميدونستم هميشه همه از پدر يا مادرشون خوب ميگفتن بعد از زن بابا و شوهر ننه بد ميگفتن
اما اين برعکس بود واسه اينکه ته و توي قضيه رو دربيارم بيشتر باهاش صميمي شدم و رابطم رو باهاش بيشتر کردم
تا اينکه ديگه يه مدلايي با هم رفيق فابريک شديم و درد و دل ميکرديم و خلاصه بعد از يه مدتي دعوتم کرد خونشون …
تو اتاقش نشسته بودم که صداي چند تا مرد رو شنيدم که دارن با علي چک و چونه ميزنن کف گوز مونده بودم که علي چيکارس که ما نميدونيم؟
خلاصه بعد از يه 5 دقيقه اي اومد تو اتاق :
- خوار کسده خر….يه سيگار بده بينيم
- بابا مامانت خونست تابلو
- سيکتير پيليز بده بياد
-بيا…. ببينم علي قضيه اينا چي بود؟؟ تو کاسب بودي و ما نميدونستيم؟؟ جاکش مگه ميخواستيم بيايم تلپ شيم تو مغازت که آمار ندادي؟؟
- فعلا خفه شو بعدا واست ميگم عرق داري؟؟
- آره بايس بريم از خونه بياريم
- پس پاشو
بلند شديم رفتيم عرق رو آورديم و شروع کرديم به خوردن حالا نخور و کي بخور؟(!!!)
بعد از اينکه حسابي مست و پاتيل شديم گفت قراره خانم بياد ميکني؟؟
- جلوي مامانت؟؟
تو کاري به اين کارا نداشته باش اون نيست
- باشه من که از خدامه
- پاشد رفت بيرون و زود اومد تو .. يه دقيقه اي نگذشته بود که ديدم يه زن حدود 35-40 ساله آخر خاله خانم خوشگل و فوق العاده خوش هيکل با يه تاپ و
دامن اومد تو و سلام کرد واسم عجيب بود اولش علي خيلي عادي سلام کرد بعد يهو پاشد و درست حسابي طرف رو تحويل گرفت
خلاصه خدش رفت بيرون و ما هم دست به کار شديم خيلي يارو کار درست بود :
- علي آقا گفته بايد خيلي بهت حال بدم راستش رو بگو چيکار کردي واسش که اينقدر هوات رو داره؟؟
- ما هم که انگار طرف جنده زير خوابمونه برگشتيم گفتين تو کاري به اين کارا نداشته باش بده و پولت رو بگير و برو
آقا همينجوري که داشت شلوارمون رو در مياورد ديدم دست کرده از زير تخت اسپري علي رو برداشته گفتم: مثل اينکه به علي زياد دادي
جاي همه چي رو هم بلدي
- اينم به تو ربط نداره
کلي خورد تو راهگوزمون زنيکه جينده واسه ما شاخ و شونه ميکشه
آقا کيرمون رو گرفت تو دستش و خيلي ماهرانه باهاش ور ميرفت يه جوري که احساس کردم آبم داره مياد اما انگار يه چيزي جلوي اومدنش رو گرفته
بعد شروع کرد با تمام ولع و قدرتي که داشت ساک زدن جوري که اگه من يه همچين ساک زدني رو از دور ميديدم آبم ميومد
اما اسپريِ کار خودش رو کرده بود
بعدش پاشد و تاپ و دامنش رو درآورد و خوابيد
دستم رو کشيد جلو يه جوري که بشينم رو شکمش و کيرم رو بزارم لاي پستوناش
منم کيرم رو انداختم لاي پستوناش با وجود اينکه خوابيده بود و پخش شده بود اما اندازه کلم سينه بود
بعد با دستاش سينه هاش رو جمع کرد و منم شروع کردم عقب جلو کردن همين جوري که عقب و جلو ميکردم دهنش رو باز کرده بود
که کيرم وقتي ميرفت جلو مک ميزد
ديگه داشتم ميترکيدم کيرم ميخواست شليک بزرگي بکنه
بلند شد و چهار دست و پا پشت کرد بهم و کونش رو قمبل کرد و داد بالا

کيرم رو چپوندم تو کسش ورفتم فضا
يه سه چهار دقيقه نرسيد که با تمام قدر خالي کردم تو کسش جوري که ديگه جا واسه خود کيرم نبود
اما هنوزم شق شق بودم
پاشد و خودش رو تر و تميز کرد و گفت همين ؟؟ علي رو صدا کن اگه ديگه نميخواي …
بلند شدم و بغلش کردم و خوابوندمش رو تخت
به شيکم خوابونده بودمش دوباره به حالت قبل درش آوردم و اينبار چپوندم تو کونش واي که چقدر تنگ بود
معلوم بود که زياد از عقب نداده چون واقعا کونش کردني بود
اينبار يه 10 دقيقه اي تلمبه زدم و حواسم بود که خالي نکنم تو سولاخش
همون موقع علي از در اومد تو خواستم بلند شم که زنه نزاشت علي هم لخت شد و رفت بالا سر زنه وايساد
کيرش رو انداخته بود تو دهن زنه يارو هم حسابي داشت ميساکيد
بعد اوم زير زنه خوابيد و کيرش رو از جلو فرو کرد
بعد از چند ثانيه تلمبه زدنامون هماهنگ شده بود من که ميکردم تو اون ميکشيد بيرون و بالعکس
علي اسپري نزده بود واسه همينم آبش به نسبت زودتر ميومد
بعد از يه 3-4 دقيقه اي من پا شدم و علي هم پشت سرم پاشد زنه هم به کمر خوابيد
جفتمون خالي شديم واي که چه لذتي داشت زنه به معناي واقعي داشت گاييده ميشد همينم واسم لذت بخش بود
دو تا کير با هم کرده بوديم تو دهنش و آب جفتش هم با هم خالي شد علي که کشيد بيرون زنه اومد دهنش رو باز کنه که آبا رو بريزه بيرون من
تا ته کيرم رو هو دادم تو دهنش و با دستم دهنش رو گرفتم و بهش فهموندم که بايد تاآخرش رو بخوره
بدبخت همه آب کيرا رو خورد وقتي هم که داشتم کيرم رو از دهنش ميکشيدم بيرون متوجه شدم داره حالش بهم ميخوره و بالا مياره
بعد از يه چند روزي يه کار خيلي واجب با علي داشتم هر چي هم زنگ ميزدم خونشون کسي تلفن رو جواب نميداد
رفتم دم خونه علي اينا زنگ زدم بعد از يه دو دقيقه اي همون زنه اومد دم در تا من رو ديد سرخ و بور شد گفتم تو اينجايي؟؟
ميشه علي رو بگي بياد کار دارم مزاحمتون نميشم
گفت علي نيست
گفتم مگه ميشه؟؟ پس تو اينجا چه غلطي ميکني؟؟
رفتم تو و خونه رو گشتم ديدم واقعا از علي خبري نيست گفتم تو هم منتظر علي هستي؟؟
گفت نه اون رفته شمال
ديگه داشتم شاخ در مياوردم گفتم : پس تو…. آخه تو اينجا…؟؟
- بله من همون نامادري علي هستم
داشتم از خجالت آب ميشدم ميخواستم فرو برم تو کون زمين اونم که فهميده بود اومد جلو و دستش رو صاف گذاشت رو کيرم…………….

پایان

2 thoughts on “نامادری

  1. من هم یک نا مادری به اسم نرگس دارم بچگیم خیلی کتکم میزد اما حالا تا میتونه برای کم کردن عذاب وجدانش بهم همه جوره از عقب و جلو حال میده بابام که خونه نیست اون مال منه هم از عقب میکنمش و هم از جلو

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>