عشق بازی با سیگارم

 

حتی قدرت بلند شدن هم ندارم تمام بدنم سست شده با کلی زحمت از روی تخت خودمو جمع جور میکنم لبه تخت میشینم پاکت سیگارمو برمیدارم نخ اخرو درمیارم این لعنتی هم تموم شد سیگارمو به یاد دود سیگاری که توی موهام فوت میکرد روشن میکنم حتی موقع سیگار کشیدنم اون خاطرات لعنتی رهام نمیکنه روی سرامیکهای سرد کف اتاق دراز میکشم چشامو میبندم یه پک به سیگارم میزنم اره معشوقم شده روزا و شبا باهاش عشق بازی میکنم دستم به سمت کسم میلغزه و پایین میره توی رویاهام خاطرات سکسمو با کابی مرور میکنم حتی فکرشم وسط پاهامو خیس میکنه انگشتمو توی سوراخم میکنم لزج شده با دست چپم سینه هامو چنگ میزنم دارم لذت میبرم لبامو گاز میگیرم و تنها چیزی که میخوام کیر کابی که واسه یه بار هم که شده بیاد و حس زنانگی منو ارضا کنه چقدر خوب این کارو میکرد….

 

اره میکرد اما دیگه نیستش اشک از گوشه چشمم جاری میشه و یادم میره که حتی تا چند لحظه پیش دلم چی میخواست صدای زنگ منو به خودم میاره دستمو از شرتم بیرون میکشم و لباس خواب تور سفیدمو روی شونه هام میندازم و گره میزنم کی میتونست باشه جز امیر سام درو باز کردم منتظر بودم تا بیاد سلام فرشته کوچولو ” امیرسام بده اون نایلکسو ” صبر کن چرا عجله داری ” سیگارمو در میارم دوباره اتیش میکنم دستمو گرفت منو به خودش چسبوند ” لولیتا داری با خودت چه کار میکنی دختر “ولم کن لعنتی تو دیگه دوباره شروع نکن میخوام توخودم باشم میشه ولم کنی به حال خودم ” نه که نمیشه تو داری خودتو داغون میکنی اون عوضی ارزش این همه عشقو نداره ” به سمتش برگشتم از عصبانیت چشام قرمز شده بود تو صورتش نگاه کردمو منو به خودش نزدیک کرد لباشو روی لبام گذاشت ” ولم کن سام نکن تو رو خدا ولم کن روی همون سرامیکای سرد کف اتاق که کلی باهاش خاطره داشتم…

 

دویدم به سمت اتاقم گوشه اتاق نشستم و زانوهامو بغل کردم حتی دیگه اشکی هم واسه ریختن نداشتم تمام بغض هامو با سیگارو ویسکی سرکوب کرده بودم ” سام وارد اتاق شد جلوم وایساده بود فقط پاهاشو میدیم که داشت به سمتم می اومد جلوی پاهام نشست دستمو گرفت اون تنها کسی بود که حتی توی بدترین لحظه ها هم کنارم بود اما هیچ وقت حتی فکر عشق بازی با اون هم به سرم نزده بود اونم با کی با سام هم بازی دوران بچگیم تو افکارم غرق بودم که گرمی بوسش روی دستام منو به خودم اورد ” لولیتا میدونی چه روزای به من میگذره وقتی میبینم داری خورد میشی نمیتونم بشینم نگاه کنم خودتو نابود کنی تو رو خدا واسه یه بارم که شده تو چشام نگاه کن بزار ببینم منو هم اندازه اون عوضی دوس داری حتی یه ذره هم تو زندگیت جایی ندارم صداش به بغض تبدیل شده بود سرمو بالا گرفتم تو چشاش خیره شدم سرشو برگردوند نمیخواست چشای خیسشو ببینم دستمو سمت صورتش بردم گرم بود بعد مدتها گرمای صورت یه مردو داشتم حس میکردم انگشتمو روی لبش گذاشتم و چشامو بستم بوسه ای به انگشتم زد دستش روی پاهام میلغزید بالا اومد و گره لباسمو باز کرد تور سفید از روی شونه هام روی زمین افتاد تنها چیزی که تنم بود یه شرت لامبادا تور سفید بود که واسه عشق بازی با خودم پوشیده بودم و همیشه جلو ایینه با سیگارم عشق بازی میکردم اما الان تو دستای سام بودم

 

 

دیگه خبری از کابی نبود اون لعنتی الانم از افکارم گورشو گم نمیکرد چشامو باز کردم سام به بدنم خیره شده بود و فقط نگاه میکرد پاهامو جمع کردمو گفتم چیه تا حالا ندیدی “دستمو گرفت بلندم کرد گفت دیدم اما تو رو نه هیچ وقت چون بهم این اجازه رو نمیدادی ” منو به دیوار چسبوند و لباشو روی لبام قفل کرد لبامو میخورد و دستشو روی سینم گذاشتم بود با نک سینه هام بازی میکرد “اخ …. سام “جونم زبونش روی گردنم میلغزه و پایین میره به سینه هام رسید سینه مو توی دهنش میکنه شهوت داره دیونم میکنه دستم توی موهاشه و سرشو به سینه هام فشار میدم دستشو توی شرتم میکنه بین پاهام خیس شده سرشو از روی سینم برمیداره و جلوی پام زانو میزنه انگشتشو از شرتم بیرون میکشه به خیسی دستش نگاه میکنه لبامو گاز میگیرم ” شرتمو پایین میکشه و خیره به کسم میشه ” سام میخوام دراز بکشم ” جونم بیا خودم میخوابونمت روی تخت بغلم کرد و روی تخت گذاشتم پاهامو باز کرد و یه بالش زیر کمرم گذاشت با دستش لای کسمو باز کرد و زبونشو روی کسم کشید” آه ه ه ه ه سام بخورش …..

 

 

لباشو روی کسم میکشه و میخوره ابمو روی لباش میریزم “با لبای که طعم کس خودمو میده به سمت لبام میاد و با هم طعم کسمو میچشیم ” دیوونه تو نمیخوای لباساتو دربیاری دکمه های پیرهنشو باز کردمو از تنش بیرون کشیدم حالا کمربندشو باز کردم سفتی کیرشو زیر دستم حس میکردم شلوار جینشو از تنش دراورد فقط یه شرت تنش بود که شق شدن کیرشو واضح نشون میداد دستمو روی بدنش میکشیدم عضلاتش زیر انگشتم حس میکردم بدن برنزه و سکسی سام منو شهوتی کرده بود شهوت از تو چشام بیرون میزد از تخت پایین پریدم لبه تخت نشوندمش و شرتشو از پاهاش بیرون کشیدم و چی میدیدم یه کیر کلفت نمیدونستم دارم چیکار میکنم

 

زبونم روی کیرش غلط میدادم کیرشو هل دادم توی دهنم اب دهنمو روی کیرش ریختم خیس شدنش باعث شد منقبض شدنش رو حس کنم دستمو گرفت و محکم روی تخت منو انداخت دوباره پاهامو باز کرد و شروع کرد به خوردن کسم ” الان فقط یه کیر بزرگ جلوم بود که میخواستم بره تو وجودم “سام میخوامش من اون کیرتو میخوام بکنش تو کسم ” کیرشو روی کسم گذاشت لای کسم بالا پایین میکرد دستمو دور کمرش حلقه کردمو سمت خودم کشیدمش کیرش توی کسم رفت آخ خ خ خ خ کسم لبامو روی لباش قفل کردم لبامو میخوردو توی کس داغم تلمبه میزد کسم از هم باز شده بود اب کسم روی کیرش میریخت ار کنار کسم بیرون زده بود کیرشو بیرون کشید و منو به پشت خوابوند پاهامو بهم چسبوند و از پشت تو کسم کرد کسم تنگ تر شده بود و دردم میاومد دستامو محکم گرفته بود و تلمبه میزد ………. آبشو لای کسم خالی کرد …..

نوشته: لولیتا…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>