زنم بی حیا شد

 

سلام من مهدی هستم واسم زنم نرگس که قد بلند وسینهای تو پوری داره و کون گرد گوشتی که فقط بدرد کردن میخوره. زن من اوایل خیلی خجالتی بود و در محیط دوستانه لباسهای باز نمیپوشید وهمیشه لباسهای بلند تنش بود یک روز از خونه زنگ زد که مهمان داریم زود بیا منم کارمو زود تعطیل کردم وامدم خونه گفتم کیا هستند گفت حمید و مژده خانمش گفتم چی شده یاد ما کردند نرگس شونهاشو امژدهخت بالا گفت منم مثل تو نمیدونم

 

حدود ساعت 7 بود که امدند وطبق همیشه نرگس با لباس بلند و یک دامن بلند تنش بود ومن همیشه با این موضوع مشکل داشتیم وحتی وقتی میرفتیم بیرون مانتو چادر میپوشید. خلاصه همیشه دعوا داشتیم بگذریم مژده گفت من میرم لباسامو عوض کنم وقتی مژده امد دیدم مژده با یک دامن کوتاه ویک لباس یقه باز تنشه که وقتی نشست روی مبل شورت ابیش معلوم شد تو دلم گفتم خوشبحال حمید که مژده گفت من دارم لباس ومانتو میفروشم که داداشم از ترکیه میاره واصله اگر نرگس میخواد بیارم ببینه که نرگس قبول کرد وحمید رفت از تو ماشین اورد بالا وداد به مژده ونرگسو. مژده رفتن تو اتاق که حدود 1 ساعت حرف میزدند که از صحبتهای مژده فهمیدم که نرگس داره ازلباسها ایراد میگیره که خیلی بازند. پس از کشاکش صدای نرگس اروم شد بعداز چند دقیقه نرگس منو صدا کرد رفتم تو اتاق چه میدیدم نرگس یک تاپ نازک سفید که از زیرش نوک سینهاش معلوم بود ویک دامن کوتاه جذب که خط شرتش معلوم بود تنش کرده بو طوری که گفتم الان که دامنش پاره بشه وقتی چرخید دیدم دامنش از پوشت چاک داره که از باسنش 4 انگشت فاصله داره

 

 

کفتم چه کردی با خودت که نرگس زد زیر خنده حالا نرگسو مژده مثل هم شده بودند وقتی امد بیرون حمید شوکه شده بود چون حیچوقت نرگسو اینجوری ندیده بود وقتی نرگس نشست دیدم حمید داره به نرگس نگاه میکنه رفتم به هوای میوه گذاشتن برای حمید کهدیدم شورت نرگس زده بیرون بله شورت قرمز نرگس معلوم بود. رفتم یواشکی به نرگس گفتم که شورتش معلومه که نرگس گفت هر کس خربزه میخوره پای لرزش مشینه منم که شوکه شده بودم چیزی نگفتم. بعداز چند ساعتی دیدم نرگس ومژده دیگه ریلکس شدند طوریکه دامنشون کامل بالا رفته شورتشون معلومه منم سریع رفتم لوازم قلیونو اماده کردم ویه شیشه شراب اوردم وشروع کردیم به خوردن ولی نرگس لب نمیزد ومیگفت حرامه. مژده وحمید حسابی داغ شده بودند ولی نرگس نمیخورد که حمید اشاره کرد که به زورم شده به نرگس بدم که از مژده کمک گرفتم وبه زور یکمی به نرگس. دادیم یواش یواش نرگس ههم خوشش امد شروع کرد به خوردن دیدم نرگس داره مست میکنه واز خود بیخودشده یواش دستامو کردم تو تاپش سینهاشو مالوندم که دیدم از ته دل اهی کشید ومژدهوحمید هم دارند لب مگیرند منم شهوتم زد بالا وسینهای نرگسو در اوردم وشروع به خوردن کردموقتی مژدهرودیدم. به حمید اشاره کردم که جاهامنو عوض کنیم اونم قبول کرد. وقتی سینهای مژدهرو میخوردم حمید نرگسو بغلکرده ودستاشو کرده زیر دامن نرگس که مربم اول مقاومت کرد ولی تسلیم شد وحمید با یک حرکت شورت نرگسو کشید پایین و کیرشو کرد تو کس نرگس و با تمام وجودفشار داد نرگس جیغی کشید وحمید همچنان تلمبه میزد ومنم کیرمو دراوردم وکردم توکس مژده و میگفت تا تهش بکن تو پس از چند دقیقه اب من حمید روی زنامون ریختیم ونرگس از ان بعبد دیگه راحت لباس میپوشه وگاهی وقتها منو حمید زنهامونو برای 3 روز عوض مکنیم دیگه نرگس خجالتی نبود هر وقت میریم بیرون مانتو کوتاه وبا ساپورت نازک میگرده. زنم بی حیا شد.

نوشته:‌ مهدی

2 thoughts on “زنم بی حیا شد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>