حال دادن های زنم

سلام بچه ها، من 2 3 ماهی میشه که ازدواج کردم و همسرم بسیار زیبا و خوش هیکله! همیشه لباسای تنگ و نازک میپوشه و وقتی میریم بیرون کلافه میشم انقد ملت دنبالمون راه میوفتن!! بارها شده جلو من به کونش دست میزنن اونم هیچی نمیگه خوشش میاد. تو این چند ماهه کونش حسابی گردو گنده شده و انقد نرمه که توی مانتو ریون همش میلرزه و کیر همه رو راست میکنه!یه روز که میرفتیم بیرون دیدم یه ساپورت نازک پوشیده با یه مانتو ریون مشکی که فقط کونشو می پوشونه!!! کونش و پاهاش به حدی تحریک کننده بود تو اون لباس که من فوری راست کردم. یقه مانتوشم خیلی باز بود و نصف سینه هاش بیرون بود و یه روسری کوچیک که فقط خط وسط سینشو می پوشوند!! گفتم اینجوری میای؟ گفت اره مگه چیه!! گفتم بابا ملت راست میکنن واست خیلی سکسیی، دیدم ناراحت شد گفت مگه من جندم چرا اینجوری میگی اصلا نمیام بیرون!! منم رفتم بغلش کردم یکم دستمالیش کردم گفتم بیا بابا همینجوری میریم، سینه هاش کلا بیرون بود هیکل کاملا سکسی و پر. سوتینش کامل معلوم بود زیر مانتو.”

 

 

همینکه اومدیم تو آسانسور دیدوم 3تا از مردای همسایه داخلا خلاصه به زور جا شدیم!! من کنار در رو به دکمه ها وایسادم خانومم پشت سرم، یکی دو طبقه که رفتیم تو ایینه دیدم اوهو یکیشون چسبونده به خانومم! اونم که کفش پاشنه بلند پوشیده بود همچین کونش قنبل شده بود!!! جالب بود زنم هیچی نمیگفت ، دیدم اروم چرخید رو به در و بغلش رو به اون مرد شد گفتم حتما ناراحت شده! دیدم نه بابا داره از رو شلوار براش میماله حالا اون یکی کیرشو به کونش میماله!! منم راست کرده بودم اساسی!! خلاصه رسیدیم پایینو خانمم گفت ماشین نمی بریم با اتوبوس میریم گفتم اوکی،ایستگاه اتو خیلی شلوغ بود ماهم واسادیم تا اتو بیاد. همه نگاشون به کونو سینه های زنم بود،باد که میومد کل سینه هاش دیده میشد!! اتوبوس که اومد موقع سوار شدن یه بچه 15 16 ساله چسبونده بود به زنم قشنگ داشت هلش میداد!

اتوبوس پر بود و جای نشستن نبود ما هم وسط وایساده بودیم. خانومم هی مغازه ها و ماشینارو به نشون میداد فک کنم داشت سرمو گرممیکرد ولی دیدم که دزدکی داره مانتوشو یکم میده بالا! از زیر قشنگ گردی کونش زده بود بیرون ، اون چند نفری که کنار ما بودن حسابی راست کرده بودن واسش آخه ساقش از اون نرما بود که رفته بود لای کونش منم که آدم حساب نمیکردن و با هر گاز و ترمزی کونشو دستمالی میکردنو کیرشونو بهش میمالیدن دیگه کامل مانتوش رفته بود بالا و کونش بیرون بود! موقع پیاده شدن زنمو جلوتر از خودم فرستادم هیچکی راه نمیداد رد بشه همه میمالیدن بهش منم که میدیدم نزدیک بود آبم بیاد، خلاصه رفتیم واسه خریدو تو شلوغی حواسم بود که هی بهش تنه میزننو از پشت که میان رد بشن به کونش دست میکشن زنم چشاش کاملا خمار بود معلوم بود بد جور تحریک شده منم که خیلی حال می کردم با این سکسی بودنش…

 
خانوم که حسابي تحريک شده بودو حال ميکرد ميمالنش همش از جاهاي شلوغو باريک ميرفت منم دنبالش ميرفتم و ميديدم عمدا چه قري ميده و کونشو بالا پايين ميکنه، کمرش باريکو صاف با يه کونه قلمبه و گرد که کاملا از عقب زده بيرون همه رو خيره ميکرد، مخصوصا سفيدي سينش و قسمت بالاي سينه هاش که بيرون بود حسابي ملتو ميخ کرده بود. رفتيم تو يه مغازه بزرگ که هم مانتوهاي فانتزي داشت هم پوشاک زنونه مردونه که ۴ ۵ تا پسر جوون ميگردوننش، همينکه رفتيم داخل يکيشون اومد سمتمون که به بهونه جنس نشون دادن زنمو ديد بزنه، من به بهونه زنگ زدن يکم ازشون فاصله گرفتم ولي کاملا حواسم بهشون بود،زنم همش مانتوهايي رو نيگا ميکرد که نزديک پسره بودو همش ميرفت سمتش، پسره به بهونه مانتو نشون دادن از کنارش رد شدو دستشو به کونش ماليد اونم هيچي نگفت کمي هم بيشتر قمبل کرد براش!! ديگه پسره پررو شده بود و همش به کون زنم ميچسبوند و قشنگ کون زنمو تو دستش گرفته بود البته بقيه اين صحنه رو نميديدن، ديگه گفتم پررو ميشه رفتم سمتشون گفتم اقا مانتو خيلي کوتاهو نازک چي داري؟ اونم شرو کرد مانتوهاي سکسي اوردن ، زنمم همشونو تن ميزد که بدنشو بيشتر نشون بده و چون زير مانتوش فقط سوتين داشت تو اون مانتو ها همه جاش معلوم بود!! ديگه پسره کيرش تابلو راست شده بود منم همش تعریف میکردم از مانتوها و اندامش پسره هم نظر میداد ! خانومم یه مانتو سفید نازک که کشی هم بود انتخاب کرد، مشکل مانتو این بود که هم رنگ سوتینش معلوم بود هم اینکه نصف کونش معلوم بود!! فروشنده انقد بهمون تخفیف داد که مطمءن بشه دوباره میریم پیشش. یکم دیگه که گشتیم تصمیم گرفتیم برگردیم خونه دیگه هوا تاریک شده بودو حسابی خیابونا شلوغ بود بود منم به جای اینکه دست خانوممو بگیرم دستمو دور کمرش حلقه کرده بودمو گزاشته بودم رو کونشو به بهانه تغییر جهت میمالیدمش، پشت سریها قشنگ میدیدن که دارم کونشو میمالم چون حواسم بود پچ پچ میکردن،

 

دوباره سوار اتوبوس شدیم که از قبل هم شلوغتر بود و زن منم بی پرواتر شده بود و خودشو میداد عقب موقع حرکت اتوبوس طرف هم فوری میفهمید که این میخواره دیگه تابلو میچسبوند بهش، یه لحظه اتوبوس ترمز تندی گرفت زنم نزدیک بود بین منو یه مرد دیگه له بشه! جالب این بود که من از طرف عذرخواهی میکردم!خلاصه رسیدیم دم آپارتمان و رفتیم داخل همون دم در زنم شروع کرد لب گرفتنو دسمالی حسابی شهوتی شده بود به زور بردمش رو تخت!! جاتون خالی یکی از بهترین سکسای عمرمونو کردیم اون شب…
از وقتی ازدواج کردم همیشه با اتوبوس میریم بیرون، فقط سوار اتوبوس پر میشیم اخه زنم از بس لختو سکسی میگرده که همه فوری براش راست میکننو کیرشونو میمالن بهش و تو اتوبوس شلوغ کمتر تابلو بازی میشه، یه بار که مانتو سفید پوشیده بود یه ساپورت مشکی نازکم پوشیده بود، لبه شورت قرمزش از زیر مانتو معلوم بود! یه تاب سفید کوتاه زیر مانتو پوشیده بود اما اون باعث نمیشد که لبه شورت و پوست کمرش و سوتین سفیدش معلوم نباشه!! مانتوشم خیلی کوتاهو تنگو نازک بود تازه بغل مانتوشمجمع کرده بود کلا کونش بیرون بود، روبروی من که وایساده بود یکی از پشت چسبونده بود به کونش دست راستشم گذاشته بود رو کمرش و الکی اونورو نگا میکرد که من نفهمم!! جالب این بود که زنم انقد کونشو داده بود عقب که کونش یه وجب زده بود بیرون!! خیلی حال کردم، از اتوبوس که پپیاده شدیم داشتیم تو خیابونا میگشتیمو زنمو به ملت نشون میدادیم، دنبال یه خیاطی میگشتیم که یه مانتو برا زنم بدوزه. هرجا میرفتیم یا خیاط زن بود یا اونیکه اندازه میگرفت!! اخرش یکی پیدا کردیم تو یه زیر زمین. مرده ۳۵ ۳۶ سال داشت و قیافش خیلی مثبت بود، تنها هم بود گفتیم میخوایم برامون یه مانتو بدوزه اونم گفت اخههمکارم که اندازه ها رو میگیره و خانومه نیستش، منم از خدا خواسته گفتم مگه خودتون بلد نیستید؟ گفت چرا ولی بخاطر شما میگم، گفتم اشکال نداره شما کارتو بکن. طرف بدجور تو کف زنم بود ولی خجالت میکشید همش نگاهش به کونو هیکل زنم بود.

 
خیاط: چه مدلی باشه پارچش چی باشه؟
زنم: یه پارچه نازک که هیکلمو قشنگ نشون بده در ضمن کشی باشه
خیاط: از اینی که الان تنتون کردین تنگتر بگیرم اندازشو؟
زنم: اره بابا این که چیزی نیست میخوام جوری بچسبه به تنم که احساس کنم لختم
خیاط شروع کرد به اندازه گرفتن خیلی دقت میکرد که دستش زنمو لمس نکنه اما زنم مثل اینکه خارش داشت!!
طرف پشت رنم وایساده بود مینوشت دیدم زنم به بهانه کفشش کامل خم شدو قنبل کرد و عمدا کونشو جوری داد عقب که قشنگ چسبید به کیر یارو منم خودمو به گیجی زدم با گوشی مشغول شدم که یارو خجالت نکشه!! از این لحظه به بعد یارودیگه با کیر شق شده کارشو میکردو بی پرواتر شده بود و موقع اندازه گرفتن پشت دستش به سینه های گنده و نرم زنم میخورد و زنمم براش ناز میکرد.
موقع گرفتن دور کمرش که زنم دستشو به کیر یارو میزد اونم به بهونه متر گرفتن کمرشو میمالید
خیاط : مانتو تا کجاتون باشه؟ تا زانو خوبه؟
زنم: چی؟ نه بابا خیلی بلنده میخوام خیلی کوتاه باشه جوری که کسی ندیده باشه

 
خیاط تا وسط رونش گرفت زنم گفت نه بلنده کوتاهتر منم دیدم طرف حالیش نیست رفتم جلو مانتو زنمو تا وسط لپ کونش تا زدم گفتم تا اینجا بگیر، یارو که چشمش به کون گردو نرم زنم افتاده بود همچین شق کرده بود که نگو!! بعد اینکه اندازهگیری تموم شد گفتم راستی این مانتو رو هم کمی کوتاه کن و یه کاریش کن بغلاش چاک داشته باشه تا روی کمر
زنم که خواست مانتوشو دربیاره پرده قسمت پرو رو کامل نکشید و یارو کامل زنمو میدید من اینو از تو آیینه میدیدم. مانتو رو دراورد و با یه ساپورت و یه تاپ خیلی کوتاه سفید جلوش وایساده بود. ساپورت تو کونش انقد کش اومده بود که سفیدی پوست کونش و رنگ شرتش کامل معلوم بود یارو موقع گرفتن مانتو همش هیکل زنمو دید میزد! کیرش کامل مشخص بود از رو شلوار، مانتو رو کوتاه کردو تنگترش کردو ۲ تا چاک بغلش زد که تا کمرش میومدن، موقعی که پوشید دیدم کون زنم انقد گنده بود که نصفش از زیر مانتو زده بود بیرون نصفشم از چاک بغلش!! ایندفه دیگه خیلی سکسیتر شده بود منو خیاط حسابی حال میکردیم از دید زدنش
موقع رفتن هم هردوتامون با خیاط دست دادیمو رفتیم. زنم خیلی خوشال بود میگفت الان حال میکنی با تیپم؟ کفتم من که هیچی کل شهر هال میکنن با این کون گندت!! میگفت ااااا نگو زشتههههه
به زنم گفتم تو برو خونه منم بعدا میام یکم کار دارم، اونم از خدا خواسته گفت باشه، اون رفتو منم دنبالش راه افتادم میخواستم ببینم یه زنه تنها اینجوری بگرده چیکارش میکنن
من از اونور خیابون نیگا میکردم که تو شلوغی چطوری بهش تنه میزنن، یه جا دستفروش بودن خیلی شلوغ بود زنمم رفت کنار یه مرده وایساد برا نگاه کردن، مرده حواسش نبود اونم عمدا دستشو زد به دسته مرده و بعدشم انگار چیزی نشده همونجا وایسادو جنسارو نیگه میکرد. مرده فهمید این میخاره دستشو میزد به رون زنم، در ضمن اینم بگم اکثر اونایی که از کنارش رد میشدن قشنگ با کف دست کونشو میمالیدن زنمم هیچی نمیگفت هی خمو راست میشدو لباسارو نیگا میکرد.
رفتم جلوتر برا نیگا کردن دیدم یکی اومد پشتش با یه فاصله کم وایساد زنم حواسش نبود همینکه برگشت کونش خورد به کیر یارو برگشت یه نگاه کردو لبخند زد هیچی نگفت دیگه طرف کامل کونشو بغل کرده بودو کمرشو میمالید. زنم رفتو یارو هم دنبالش رفت تو شلوغیا میمالیدش و بهش میچسبوند منم با فاصله کم پشتشون میرفتم./..

 
یارو خیلی هیکلی بود یه بار مانتوشو گرفت اروم برد بالا گزاشت زیر گش ساپورت دیگه مانتو نیومد پایین کلا کونش بیرون موند ملت کونشو اونجوری میدیدن انقد حال میکردن که نگو
یه دفه زنم پیچید تو کوچه خلوت یارو هیکلی هم افتاد دنبالش، یکم که رفتیم البته من با فاصله می رفتم رسیدیم تو کوچه های باریک که کسی نبودیارو شونه به شونه زنم میرفت دستشم گزاشته بود رو کمر زنم اونم هیچی نمیگفت، کونشو میمالید فشار میداد سینه هاشو دست میزد حتی وقتی یه زن از کنارشون رد میشد هم کارشو قطع نمیکرد. میخواست به زنم شماره بده اما نمیگرفت اونمنامردی نکردو مانتوشو داد بالا و شورتو ساپورتشو گرفت کشید و شمارشو انداخت تو کونش زیر شرتش بعدشم زنمو برد تو یه زمین خالی چسبوند به دیوار یه لب اساسی گرفتو محکم به دیوار فشارش دادو رفت.بهش میگفت هوی جنده زنگ بزنی ها وگرنه ببینمت جرت میدم. بعد رفتنش زنم یکم اینور اونورو نیگا کرد دید کسی نیست دست کرد شماره رو درآوردو پاره کرد!! خیلی برام جالب بود که با وجود این کاراش اهل رابطه برقرار کردن با کسی نبود!!
بعدم خودشو مرتب کردو رفت سمت خونه. من خیلی زنمو دوست دارم مخصوصا وقتی میبینم که اینجوری به من وفاداره خیلی حال میکنم و واسه همینه که میپرستمش…
امروز ظهر که اومدم خونه زنم گفت اجازه میدی امروز با شهلا برم بیرون؟ گفتم کجا میرین؟ گفت میریم یه قدمی بزنیمو یکم خرید کنیم کلی هم حرف واسه گفتن داریم گفتم باشه گلم برو.
نهار خوردم خانومم تو اتاق مشغول اماده شدن بود یهجوری ارایش کرده بود انگار داره میره عروسی هرکی میدیدش عاشقش میشد!!

 
زنم: لباس چی بپوشم؟
هرچی دلت میخواد عزیزم
زنم: اخه نمیشهههه
چرا؟
زنم: اخه دوست دارم این صورتی رو بپوشم ولی خیلی تابلو خیلی تنگه چون توهم نیستی معذبم
چرا معذبی بابا بپوش راحت باش
زنم: تو ناراحت نمیشی اینجوری برم؟
نه عزیزم من بهت اعتماد دارم بزار ملت چشمشون دراد از حسودی
زنم: قربونت برمممم مرسییییی خیلی گلی
حالا لوس نشو برو بپوش
بعد نیم ساعت دیدم اومد گفت ببین خوب شده؟ دیدم اوووووف مانتو صورتی کم رنگ نزدیک به سفید بحدی نازک که پوستش مشخص بود!! به حدی تنگو چسب بدنش بود که داشت جر میخورد تا زیر کونش، کونشو به زور میپوشوند خیلی کوتاه بود، کونش خیلی گنده و گرد و نرم نشون میداد اصلا انگار هیچی نپوشیده!! با یه شلوار سفید گشاد بسیار نازک که محدوده پاهاش توش معلوم بود و تو افتاب دیگه پوستش معلوم میشد! خط شرتش کاملا معلوم بود!!جالب بود که سوتین سفیدش با جزییاتش معلوم بود اخه این مانتو کشی بود و دکمه هم نداشت برا همین شکمش فوقالاده زیبا شده بودو سینه هاشم داشت لباسشو پاره میکرد!!! جلو مانتوش چسبیده بود به کسش و رفته بود لای پاش و مانتوشم از عقب طوری رفته بود لای کونش که فاصله دو تا لمبراش قشنگ معلوم بود!!.

 
یه چند ثانیه ای فقط نگاش کردم گفت خوب خوشگلم؟ گفتم خیلی جیگرییییی همه رو دیوونه میکنی با اون فرم کونت!! گفت ااا نگو دیگه درش میارم ها گفتم باشه حالا سخت نگیر خوشگله، موقع راه رفتن کونش بدجور میلرزید، من رفتم دستشویی موقع بیرون اومدن دیدم صدا حرف زدن میاد، دوستش اومده بود فکر میکردن من نمیشنوم
شهلا میگفت کثافت اینجوری که کسی منو نیگا نمیکنه با این تیپ سکسی که زدی. زنم گفت هیس میشنوه، شهلا گفت ولی امروز حسابی خوش میگذره ها
من یکم صرو صدا کردمو اومدم بیرون دیدم نشستن رو مبلا سلامو احوالپرسی کردم با شهلا موقعی که بلند شد دیدم اوف این که از زن منم جنده تره و شوهرش از من بدتر!! یه مانتو کشی سیاه تا زیر کونش تنگ تنگ با یه ساپورت کرم رنگ دقیقا برنگ پوست که اگه لبه ساپورتو نمیدیدی فک میکردی لخت!!! از زنم لاغرتر بود ولی اندام خوبی داشت
بلند شدن که برن من مونده بودم کون کدومشونو نیگا کنم بحدی سکسی و جذاب بودن، گفتم امروز حتما باید برم ببینم چخبره دنبالشون راه افتادم مخفیانه! همون دم در مجتمع دو تا پسر بهشون تیکه مینداختن! هرکی میرسید بهشون خیره نگاشون میکرد سرتاپاشون برانداز میکرد!! یکی دو نفر موقع رد شدن تنه می زدن. رسیدن به ایستگاه اتوبوس، تقریبا 10 12 تا مردو 7 8 تا زن بودن تو ایستگاه، همه به زنمو شهلا خیره شده بودن اونام نزدیکمردا وایساده بودن منم رفتم پشت ایستگاه که منو نبینن…

 
یکی داشت ازشون عکس مینداخت به بهونه ور رفتن با گوشی، اتوبوس اومد اونا از در وست از سمت مردا سوار شدن دو تا پسر جوونم با فاصله کم چسبیدن دنبالشون که سوار شن، ‌زنم موقع سوار شدن همچین کونشو داده بود عقب که پسره سرش نزدیک کون زنم بودو داشت حال میکرد، من از در جلو سوار شدمو یه جا نشستم پشت بهشون که منو نبینن. میدونستن که دو تا پسر پشت سرشونن ولی جا باز نمیکردن براشون و یکیشون چسبیده بود به کون زنم کف دستشم گذاشته بود رو لمبر کون زنم و اروم میمالید، زنمو شهلا هم باهم پچ پچ میکردنو میخندیدن بعضی وقتا هم برمیگشتنو به پسرا یه نگاهی مینداختن. یه دفعه اتوبوس رسید ایستگاهو کلی زنو مرد سوار شدنو اتوبوس پر بود دیگه جای کسی نبود. به زور میدیدمشون که وسط چند تا مرد گیر کردنو به پنجره اتوبوس چسبیدن معلوم بود که دارن حال میکنن و حسابی میمالنشون! رسیدیم مقصدو دیدم بزور از بین مردا دارن پیاده میشن منم پیاده شدم دیدم مانتو شهلا کامل رفته بالا مانتو زنمم رفته بود لای کونش خودشونو مرتب کردنو راه افتادن سمت ساختمونای تجاری و بازار. بازار خیلی شلوغ بود هرکی از کنارشون رد میشد یه دستی به کونشون میزد اوناهم وقتی میرسیدن نزدیک چن نفر انقد از نزدیکشون میرفتن که طرف کنترلشو از دست میدادو یه دستی میزد به کونشون، منم راست کرده بودم اوووووف کون زنم همچین میلرزید مثل ژله بود. یه نفر افتاد دنبالشون و هرجا میرفتن میرفت دنبالشون تابلو میچسبوند به کون زنم زنم یه بار طوری به کونش دست زد که برگشت ببینه طرف چه شکلیه!! دوتاشون چشاشون خمار شده بود اساسی معلوم بود خیلی تحریک شدن!! زنم شالشو بازتر کرده بود و قسمتی از سینه هاشو گردن سفیدش بیرون بود سینه هاش داشت مانتو رو جر میداد بسکه گردو گنده بودن . جلو یه مغازه وایسادن برا دیدن ویترینش هرکی رد میشد کف دستشو میزد به کونشون اونام هیچی نمیگفتن!! زنم خیلی حال میکرد با این قضیه بعضی وقتا خم میشد کمی قمبل میکردو وسایلو نگا میکرد و مردا حسابی میمالیدنشون!! دیدم خیلی تابلو شدنو حسابی دورو برشون شلوغ شده وهمش بهشون تیکه میندازنو دست میزنن بهشون، دیگه گفتم من برم بهتره چون ممکن بود منو ببینن و همه چی تابلو بشه. رفتم خونه بعد چند ساعت زنمم اومد متوجه یه لکه رو کونش شدم فکر کردم عرق کرده، بغلش کردمو بوسو لب یکم مالیدمشو مانتوشو دادم بالا دست که به کسش زدم دیدم خیسه خیسه!! مانتوشو در اورد رفت توالت منم رفتم سراغ مانتوش بوی ابکیر میداد که با عرق قاطی شده بود ولی معلوم بود تازست کنجکاو شدم!!! اومد گفتم خوش گذشت؟

 
گفت اره خیلی انقد گشتیمو چیزای قشنگ دیدیم جات خالی، گفتم کسی که مزاحم نشد؟ گفت نه بیرون که کسی کاریمون نداشت فقط تو اسانسور یه پسره جوون میخواست بهم شماره بده سیریش شده بود که منم بهش محل نذاشتم بچه ها چقد پررو شدن!! گفتم با این تیپ و هیکلو کون گنده معلومه همه دیوونت میشن، دیدم کار خودشه پسره نمیخواست شماره بده چسبونده به کونشو از پشت بغلش کرده انقد مالیده بهش که آبش اومده و ریخته رو لباسش برای همین بوده که هنوز بوش میومده. دیگه زنم حسابی سکسی شده بودو روش باز شده بود همش دنبال تحریک کردن مردا بود چه تو خیابون چه اشنا و فامیل و چه اونایی که میومدن خونه برای کار!! یه ماجراهای دیگه ای بود که میگم براتون

نوشته: محمد

23 thoughts on “حال دادن های زنم

  1. زن من شک داره و بلنده کیرم یازده سانته و بش کوچیکه.خودمم قبلا دوبار کون دادم و روم نمیشه بازم بدم و جلق میزنم.زنم با زیاد حال نمیکنه.کون زنم بزرگه و سینه هاش بزرگن

  2. منم کیرم کوچیکه و زنم بام.حال نمیکنه خوب .خودمم دوست دارم کون بدم و بدنم باحاله.زنمم بلند قده.دلمه یکی هر دو تامونا بکنه تابیخ.گاهی خیار میکنم تو کون خودم بدون اینکه زنم بفهمه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>