تنها در خانه

سلام به همه

من حمیدم19ساله ازشمال(لنگرود).این داستان کاملا واقعیه.این اولین داستانمه که دارم مینویسم.این داستان واسه 3سال پیشه:چهلم مادربزرگم بود امتحانات ترم اول شروع شده بود من دوست داشتم برم به مادر و بقیه فامیل واسه مراسم کمک کنم ولی بخاطر امتحان مجبور شدم خونه بمونم من یه داداش کوچیکم دارم که اون موقع6سالش بود.از اونجایی که امتحان داشتم و نمیتونستم مواظبش باشم مادرم شبش زنگ زد به عمم که فرداییش صبح بیاد پیشش بمونه ولی عمم میخواست بره سره مزرعه و بجای خودش دخترعمم(بهاره)رو فرستاد.خلاصه صبح که شد بیدار شدم و بیخیال رفتم دستشویی و صورتمو شستم اومدم بیرون دیدم بهاره کنار داداش کوچیکم نشسته دارن کارتون نگاه میکنن.رفتم باهاش دست دادمو سلامو…یه چیز بگم قبلش بهاره اون موقع23سالش بود و با قد حدودا165و اندام خیلی باحالو پاهای سکسیو سینه های توپ.ناگفته نمونه که من از بچگی عاشقش بودمو بهش از اون حسا داشتم.اونم از نگاهام اینو میفهمید.رفتم تو اتاق نزدیک یه ساعتی درس خوندم.اما چون همش تو فکر بهاره بودم هیچی نفهمیدم.فکرش داشت دیوونم میکرداز اتاق رفتم بیرون یخورده نشستم بقلش برام از دوس پسرش حرف زد(آخه این جور چیزارو همش باهام درمیون میذاشت)و این که خیلی دوسش داره…

 

دوباره رفتم تو اتاقم.شروع کردم به درس خوندن که شنیدم گوشیش زنگ خورد.عمم بود.نمیدونم بهاره واسه چی گذاشت سره بلندگو!عمم گفت بهاره برو فیش حقوقه پیدا کن منظورشو اول نفهمیدم یدفعه یکی درمو زد بهاره بود گفت حمید فیش حقوقه بابمو ندیدی؟تازه فهمیدم منظورشو.میدونستم کجاس.گفتم بیا بریم اونور بهت نشون بدم.نمیدونم چرا چن ثانیه واستاد نگام کرد.نگاش منظور دار بود.جای فیشو بهش نشون دادم. برگشتم تو اتاق تا شروع کنم به خوندن دوباره درمو زد.گفت هیییییش سریع اومد تو اتاقو دروبست.پرسیدم چیشده؟گفت حمید بیا چن تا فیلمه جدید گرفتم(آخه قبلنم بهمدیگه فیلم نشون داده بودیم)گفتم چرا اینقد آروم؟گفت بخاطر امیرحسین.آخه داداشم با وجود بچگیش خیلی موزی بودو همه چیزو میذاشت کفه دسته بابام!نشستیم فیلمارو نگاه کردیم.یه بار به سرم زد ازش پرسیدم تو تاحالا از اینا(<کیر>آخه جلوش خجالت میکشیدم بگم کیر!)از نزدیک دیدی؟گفت نه.گفتم منم تا حالا از اینا(کوس)از نزدیک ندیدم.بازم از اون نگاه سکسیهاشو کرد.به خودم اومدم دیدم یه دفعه پریدو منو سفت بقلم کرد.سینه هاش خیلی نرم بود.اولین بار یه کی داشت اینطوری لبامو میخورد!خیلی احساس خوبی داشتم.منم کم کم یه دستمو بردم رو سینه هاش واونیکی رو گذاشتم رو کونش.خیلی باحال بود.همیشه دوس داشتم باسنشو لمس کنم.یدفعه یاده امیرحسین افتادم.درو باز کردم دیدم مشغوله کارتونه.

 

اومدم تو درو از پشت کردم.رفتم بقل بهاره نشستم.دوباره لباشو گذاشت رو لبام.منم تو همون حال لباسشو کم کم دادم بالا در آوردمو بند کرستشو باز کردم واااای چه سینه هایی خیلی باحال بودن!نوک یکی رو بالبام میمکیدمو اونی کی رو با دستام میالوندم.ولی از اونجایی که زیاد تو نخه سینه نبودم کم کم با لیس زدن از سینه هاش اومدم پایین رسیدم به شلوارش.تا رونه پاش کشیدم پایین.اول یخورده از روی شورتش کوسشو مالوندم و لیس زدم.خیس بود.شورتو نکندمش.فقط زدمش کنارو شروع کردم به لیسیدن.خیلی خوب بود نمیدونم چرا ولی علاقه زیادی به لیسیدن کوس داشتم.بعد بهم گفت بسه و میخواد کیرمو ببینه.واستادم. شلوارمو با شورت یک سر کشید پایین.کیره من اون موقع15-16بیشتر نبود ولی واسه دختری که واسه اولین بار کیر از نزدیک میبینه چیزه باحالی بود.خیلی ماهرانه ساک میزد.حتما کاره فیلما بود دیگه!!بازم میخواستم کوسشو بلیسم.بهش گفتم که69بخوابیم.چن دقیقه ای همینطوری گذشت که فهمیدم ارضا شده.ولی من تا اون موقع فقط3-4بار جلق زده بودم واسه همین تحملم بالا بود.گفتم که دیگه بسه سگی وایسا که از کون بکنم.اول بخاطر درد و…قبول نمیکرد ولی گفتم درد گرفت ول میکنم و خلاصه راضیش کردم.یکم تف زدم به کیرمو یکمم زدم به سوراخش.خیلی تنگ بود اما بعده 2-3تا فشار رفت تو.خیلی حسه خوبی داشت.معلوم بود میخواست جیغ بزنه از درد ولی خودشو نگه میداشت20-30بار تلمبه زدم دیگه فقط آه ه ه میکرد.معلوم بود قشنگ باز شده بود….

 

درآوردم که از کوس بکنم ولی گفت که باکره هستو نمیخواد پردش پاره شه.گفتم که اون مشکلی نیستو میتونی قرص بخوریو…ولی زیر بار رفت.منم قبول کردم منم دوباره کردم تو کونش.بعد از چن بار تلمبه زدن داشت آبم میومد.بهش گفتم.کیرمو در آوردمو دادم دستش.وااای واااای چه حالی!!!نصفه آبم ریخت تو دهنش نصفشم رو شکمش.بعدشم دیگه نشد بریم حموم با دستمال خودمون رو پاک کردیم یه لبه محکمه دیگه ازش گرفتم.اون رفت پیشه امیر حسین و منم نشستم درسمو خوندم.لازم به ذکره که امتحان شیمی رو هم تجدید شدم چون سره امتحان فقط فکره کاری که کردم بودم!خیلی دوس داشتم بعد از اون بازم با بهاره سکس داشته باشم ولی دوماه بعد با همون دوس پسرش ازدواج کرد واز دست رفت

نوشته: حمید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>