بوس کوچولو

تابستون بود و منم برای اینکه تو خونه نمونمو با دوستام باشم کلاس برداشته بودم .کلاسام اغلب تا ساعت 7 طول میکشید .یه روز کلاسم ساعت 5 تموم شد تو مسیر خونه بودم که دوست پسرم زنگیدو گفت که خونشون خالیه و من برم پیشش هر چی گفتم که نزدیک خونه امو بابام گیر میده که چرا دیر رسیدی هی اصرار کرد که بیا دیگه موقعیت پیش نمیاد باهم باشیم.آخه مهدی از دانشگاه اخراج شده بود و چند ماهی میشد سرباز بود و زیاد همو نمیدیدیم.خلاصه از اصراروانکارامون که بگذریم با این که خسته بودم قبول کردمو فاصله ی خونه هامونم زیاد نبود شاید پیاده نیم ساعتی راه بود با اینکه گفته بود با ماشین برم اما کل راهو دویدم رسیدم سر کوچه ای که آدرس داده بود خودش اومد دنبالمو باهم رفتیم داخل خونه.گفتم کسی مارو نبینه گفت فوقش میگم دختر خاله می .اول که رفتم تو داخل راهرو جلوی در از دیدن چند تا کفش و کتونی مردونه شوکه شدمو تو ذهنم از این فیلم جنایی ها ساختم اما به خودم دلداری دادم که بیخیال انقدم دنیا هر کی هر کی نیست.

 

رفتم تو و نشستم .مهدی 1 لیوان شربت داد دستمو نشست کنارم.گفت راحت باش مانتوتو مقنعه تو در بیار.منم گفتم راحتم.گفت بیا بریم اتاقمو ببین .دستمو گرفتو رفتیم.نشستیم رو تخت گفت میذاری بوست کنم ؟ گفتم نه گفت ترو خدا.گفتم باشه گونه امو بوسیدولبشو کشید سمت لبم منم بدم نمیومد دلم لباشو میخواست.دستم انداختم گردنشو همراهیش کردم.دست انداخت مقنعه مو در آورد و خوابوندم روتخت شروع به باز کردن دکمه هام کرد.منم زیرش 1 نیم تنه پوشیده بودم.خم شد رومنو لبامو با ولع خاصی میخورد .حالا که روم بود سنگینی تنشو دوسداشتم.نمیخواستمم تو ذوقش بزنم.برجستگی کیرشو رو کسم حس میکردم.رفت پایینتر و شروع کرد گردنمو لیسیدن.منم به موهاش چنگ میزدم.ازم خواست تاپمو در بیارم .وقتی سینه هامو دید که از بالای سوتینم زده بیرون از خودش بیخود شد.افتاد به جونشون.لیس میزد. سوتینمو کشید بالا.سینه هام افتاد بیرون.نوکشونو به دهن گرفتو سخت مکید همینجور که سینه هامو میخورد قربون صدقه ام هم میرفت با اینکارش منو بیشتر تحریک میکرد.تو دلم میگفتم چقدم فقط میخواستی بوسم کنی!!!!!!!!!!!!!هر چی زبونش رو تنم پایینتر میرفت آهو ناله من بلندتر میشد رسید به نافمو زبونشو دورش چرخوند.دکمه شلوارمو باز کردو کشیدش پایین پاهامو بردم بالا که کامل درش بیاره.از روی شورت 1 کم کسمو مالوند.منم همش با آهو ناله صداش میزدم.مهدییییییییییییی…………….آخخخخخ ..بخورششش.جووووون.وایییییی….دارم دیوونه میشم…اونم با جوووون جوابمو میداد. گفت دوسداری بخورمش عزیزم؟منم گفتم زودباش که بیتابم.شرتمم در آوردوزبون داغشو که گذاشت رو کسم حس کردم رو ابرام…داشت کسمو میخورد منم دسمو گذاشته بودم رو سرشو به خودم فشارش میدادم وکیف میکردم. زبونشو میزد به کسم.میکشیدوسطشوچوچولمومیمکید.

 

آهههههههههه………عزیییییییییییززززززززززززممممممممممممممم.زبونت چه داغههههه…بلند شد نشست1کم باز با انگشتاش بالای کسمو مالوند تا لرزیدمو ارضا شدم.اما باز بایه دستش کسمو با دست دیگش سینه هام میمالید.یکم که گذشت گفتم کی میشه منم چیزای خوشمزه بخورم؟
اونم انگار منتظر همچین موقعیتی بود سریع پیرهنو شلوارشو در آورد من بلند شدم نشستم خودم شورتشو در آوردم.کیر کلفتی داشت اما قدش زیاد نبود.گرفتم تو دستمو یکم مالیدم داغ بود.گفتم جووون چه نرمه. نوکشو بوس کردمو زبونمو کشیدم نوکش یکمشو کردم تودهنم دیدم زیاد بد طعم نیست شروع کردم به خوردن اولش آروم میخوردم اما یکم که جاشو تو دهنم پیدا کرد دیگه تا ته میکردم تو حلقمو حسابی میکش میزدم حسابی صدای مهدی در اومده بودو منم از اینکه لذت میبره و کارمو درست انجام میدم کلی خر کیف میشدم همینجور که میخوردم با دستمم میمالیدمش دستمو میکشیدم رو تخماش سرتاسرشو میلیسیدم مهدی هم همش میگفت بخور عزیزم بخورشششششششششششششششششش عشقم آخ چقد قشنگ میخوری قربونت برم.1هو با دستش موهامو از پشت سر جمع کردوتودهنم کیرشو عقب جلو میکرد و حسااااابی حال میکرد.کیرشو در آوردو هولم داد که بخوابم.اومد روتختو لای پامو باز کرد و خودشم وسط پام نشست کیرشو گذاشت رو کسم و مالوند خیلی کیف میداد کیرش خیلی نرم بود و وقتی میکشیدش رو کسم 1مزه(حال) خاصی میداد.

 

من خیلی دیر ارضا میشمو تازه اونموقع فهمیدم که چقد بم مزه داده که برای بار دوم دارم ارضا میشم.گفت قشنگم میخوام از پشت بکنمت.منم گفتم نه درد داره گفت آخه خیلی گرده و نازه میخوام قمبل کنی برام.منم تو دلم گفتم گفتم عب نداره بابا بیخیال.یه دفعه اس دیگه.بذار جفتمون حالشووووو ببریم. یه کم که با کرم لیزش کردو با انگشت تو سوراخ کونم جاباز کرد کیرشو چپوند تو کونم منم یه جیغ بلند کشیدمو گفتم آروم بابا .میسوزه.اونم گفت ببخشید عشقم.وایسا خوب میشه.یکم صبر کرد بعد آروم کشید بیرون باز فرو کرد.چندبار این کارو تکرار کرد.منم کم کمک داشت خوشم میومد.که گفت میخاد تندترش کنه.منم با عشوه گفتم باشه برو بریم عزیزم.میخام ببینم چجوری جرم میدی.یالا.لحظه به لحظه تندتر و محکم تر فرو میکردو در میاورد .دیگه به اوجش رسیده بود که من همش میگفتم جوووووون ادامه بده تندتر محکم تر واییییی جرم بده میخواااااااااام.آخخخخ جووووون .قربون کیرت.همش همین بود یالااااااااااا فشارش بده….آههههه…..حسابی عرق کرده بودیم.اما خستگی حالیمون نبود.همینجور که اون تلمبه میزد حس میکردم سینه هام انقد عقب جلو میشن که دارن کنده میشن.دستشو انداخت دورکمرمو به پهلو شد.1پامو بادستش گرفت بالا و باز عقب جلو کرد.گفت میخام بیام.بیا بخورش.وقتی خواست بیاد میکشم بیرون میریزم روت.منم میدونستم باید خیلی خوب تو دهنم عقب جلوش کنم.آخه شنیده بودم مردا موقع ارضا تندتر تلمبه میزنن.کیرشو گرفتم تو دستو حسابی ساکش زدموعقب جلو کردم بادست مالیدم.انگشتامو حلقه کرده بودمو رو کیرش جلو دهنم عقب جلو میکردم که 1هو دادش بلند شد و کشیدش بیرون اما کمی از آبش ریخت تو دهنم منم نا خوادآگاه قورتش دادم.

 

شاید باورتون نشه اما خیلی خوشمزه بود.فکرکنم دلیلشم همون شربتی بود که قبلش خوردیمو با عرق نعناعو گلاب بود.1دستمال برداشتموسرسری 1کم خودمو تمیز کردم.بیحال پیش هم دراز کشیدیم.بعدش مهدی جونم بادستمال تنمو بهتر تمیزکرد و لباسامم پوشوندو 1 لبم ازم گرفتو پیشونیمم بوسید 1 آژانس گرفتو راهیم کرد.بعد از اون دیگه همدیگرو ندیدیم . آخه من سیمکارتم سوختو شمارشم حفظ نبودم.اینم داستان من.این اولین داستانم بود خودم قبول دارم به داستانای حرفه ای شما نمیرسه.نکته ها رو گوشزد کنید.شاید طولانی شده باشه.شاید غلط املایی داشته باشه .شاید ایراد ادبی داشته باشه بازم عذر
فدای همتون
رز جذااااااااااااااااااب

5 thoughts on “بوس کوچولو

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>