قهرمان سکسی من

سلام اسم من مهساست و این رو برای کسی مینویسم که خاطراتش رو تو این سایت خوندم و مطمئنم بازم به این سایت سر میزنه…

***

من چهار سال پیش تو یه شرکت مشغول به کار شدم که کارش صلدرات فرش به باکو بود وصاحبش یه خانم بود
(میترا خانم 37 ساله بود و باباش خیلی پولداربوده و بعد از فوتش تمام بچه هاش سهم ارث رو برداشته بودن رفته بودن پی زندگی خودشون خارج از ایران )
تمام کارکنان تو دفتر خانم بودن و تو انبار هم چهار نفر کار میکردن که آقا بودن و بعد از یک سال صاحب کارم با شوهرش میخواستن طلاق بگیرن و یه آقایی کارهای مالی و دیگه شوهر میترا خانم رو انجام میداد و تو کارخونه اون کار میکرد زیاد میومد پیش میترا خانم و همیشه میترا خانم با دعوا جوابش رو میداد ولی اون خیلی مودب و خونسرد جواب میداد

 

یه روز صبح زود اومد دفتر ولی میترا خانم نبود تو ماشین منتظر بود که خانم اصلانی (جانشین میترا خانم) رفت و ازش خواست بیاد داخل و بعد از چند دقیقه اومدن داخل نگو همه دارن از فضولی میمیرن و بخاطر این که بدونن چه خبره رفتن دنبالش
اومد داخل براش چای اوردن اولین بار که صداش رو میشنویدم و از نزدیکمیدیدم هر کی هر سوالی میکرد خیلی مودبانه میپیچوند و جواب درست نمیداد تا اینکه میترا خانم اومد و شروع کرد با عصبانیت
- سلام آقای ….. قرار بود ساعت 11:00 اینجا باشی چرا زود اومدی مگه عجله داری من باید کارهای خودم رو انجام بدن بیکار که نیستم و ………

 

- سلام خانم …….. ببخشید مهم نیست میرم بعدا مزاحمتون میشم ولی خود شما دیشب پیام فرستادید که صبح زود بیام بریم بانک ببخسید من میرم هر وقت کارتون سبک تر شد بیزحمت بهم پیام بدین من زود خودم رو میرسونم و با کلی معذرت خواهی رفت
میترا خانم داشت دیوانه میشود
بعد از ده دقیقه دیدم پسره اومد داخل همه تعجب کردیم
به خانم اصلانی گفت لطفا به خانم ….. خبر بدین که من اومدم تشریف بیارن بریم
دید همه تعجب کردن کفت خانم ….. خودشون پیام فرستادن بیام که تو همون لحظه میترا خانم اومد و با عصبانیت گفت بریم و با هم راه افتادن ورفتن
همه درباره پسره که تازه فهمیدم اسمش رضاست حرف میزدن که چه خونسرده و چه با ادبه و چه خوشتیپ بود واز این حرفا منم نمیدونم چرا نمیتونستم اون رو از ذهنم بیرون کنم همش به اون فکر میکردم
چهار ماه بعد از طلاق خانم یه روز اقا رضا اومد دفتر و گفت با خانم قرار داره همه از تعجب شاخ در اورده بودیم این اینجا چکار داره
خلاصه نگو خانم ازش خواسته بیاد براش کار کنه و کارهای صادرات و کارهای اداری رو انجام بده و بعد از چند روز هممون رو تو دفترش جمع کرد و گفت ایشون آقای ……. هستند و از امروز نماینده شرکت هستند و اقای رضا خودت رو برای بچه ها معرفی کن که با همه دیگه اشنا بشید
دونه دونه حرفاش یادمه
سلام من رضا …….. هستتم 28 سالمه لیسانس حسابداری دارم 8 ساله که سابقه کاردارم و از امروز درخدمتونم تا کارهای بیرون از دفترتون رو انجام بدم امیدوارم در کنار هم موفق باشیم وکلی حرفهای دیگه
ماهم همگی خودمون رو معرفی کردیم تا چند روز فقط صبح زود میومد وبعد میرفت بیرون دیگه نمیدیدمش تا اینکه بعد از فکر کنم 10 روز شوهر خانم اومد دفتر و کلی دعوا راه انداخت که چرا
باعث شده که رضا از کارخونه اون استعفا بده و بهش میگفت تو جنده ای و با رضا سکس میکنی و فحش میداد هر کاری خانم میکرد فایده نداشت تا رضا اومد فوری رفت اتاق خانم
- سلام آقای مهندس ……. صبحتون بخیر حال شما خوبه از این ورا
- مرد حسابی عوضی اینجا چه غلطی میکنی و کلی فحش داد
- ممنونم اقای مهندس من که دو ماه پیش بهتون گفتم با اون شرایط کار نمیکنم
- بیخود کردی تو فکر کردی من خرم تو میترا رو خر گیر اوردی هم پول میگیری ازش هم میکنیش
یک دفعه فقط صدای خانم مییومد که ولش کن نزنش همه دویدیم تو که دیدیم رضا خوابیده رو مهندس چی میزنه مهندسم کچل سرش قرمز شده ( منظورم سر کیرش نیستا ) و میترا خانم با زور داره رضا رو میکشه کنار و بعد از جدا کردن مهندس بدون حرف رفت

 

ازرضا خیلی خوشم اومده بود همش تو نخ اون بودم
تا اینکه
تا اینکه یه روز که کارم تا دیر وقت طول کشیده بود تو دفتر بودم که دیدم رضا اومد تو دفتر و رفت تو اتاق خانم تعجب کردم که چرا کلید داره رفتم دنبالش که از تعجب خشکم زد صدای خانم از اتاقش میومد وداشت بارضا خیلی نرم وهوس ناک حرف میزد
اروم رفتم طرف در ولی داخل دیده نمیشود صدای بوس اول که اومد شاخ در اوردم وای یعنی درست حدس میزنم صدای لب گرفتن وبوس کردن بود و صدای خانم هی بلند تر میشود و جانم جانم های رضا تمومی نداشت خیلی دوست داشتم ببینم یهو یاد نور گیر اتاق خانم افتادم که به پشت بام راه داشت و اتاق از اونجا دیده میشودتا بالای بام دعا میکردم که پرده رو نکشیده باشن رسیدم اروم خم شدم که دیده نشم چه صحنه ای بود خانم روی صندلیش نشسته بود و صورت رضا لای پای اون بود و داشت کس خانم رو میخورد و خانم داد میزد بعد از کمی خوردن ولب گرفتن رضا شلوار خانم رو دراورد وای چقدر تمیز وبزرگ بود تا حالا اینجوریش رو ندیده بودم حتی تو فیلما مال من پیش اون هیچ بود رضا زبونش رو کرده بود لای کسش هی می لیسید و میک میزد و گاز میگرفت و صدای خان بالا تر میرفت زبونش رو میکرد تو کون خانم تا بالای کسش می کشید و تند تند لب میگرفت وشروع کرد به خوردن سینه و گردن وگوش ولبهای خانم با چنان مهارتی این کار رو میکرد که خانم قرمز قرمز شده بود پوست سفید خانم رنگ خون شده بود و داشت مثل نشستن تو سونا عرق میکرد
رضا خانم رو برد روی مبل خوابوند و شروع کرد به مالش خانم و لیس زدن کمر وگردن تا سوراخ کون خانم و زبونش رو فرو میکرد تو کون خانم و در میاورد از پایین تا گوشاش و گردن لیس میزد کف پای خم رو میمالید انگشتاش رو لیس میزد پاهای خانم رو می مکید بر عکس کرد و شروع به خوردن سینه های خانم کرد سینه خانم بقدری بزرگ شده ود که داشت میترکید و هر کدوم رو رضا دو دستی میگرفت و تو یک دستش جا نمی شود
بعد از چند دقیقه رضا وایساد ولی خانم حال نداشت پاشه به زور پاشد و رضا شلوارش رو در اورد وای یک کیر تقریبا 20 سانتی داشت که زیاد کلفت نبود خانم جوری کیر رو میخورد که انگار تا حالا ندیده تا ته تو دهنش فرو می کرد یاد کیر دوست پسرم افتادم که نمیتونستم بخورم ولی این تا ته تو دهنش فرو میکرد و لیس میزد چنان با ولع میخورد که انگار ازش میگیرن رضا خانم رو مثل قبل رو مبل خوابوند و شروع کرد مالش کیرش به بدن و کون خانم و یک دفعه خانم بدنش رو سفت کرد فهمیدم که تا ته رفته توش که اینجوری شد…

 

بعد از کمی رضا جلو عقب میکرد و خانم داد میزد بعد از چند دقیقه خانم رو برگردوند وپاهاش رو بلند کرد و خودش نشست جلوی خانم و شروع کرد به جلو عقب کردن خانم داد میزد بعد از کمی خانم شروع به لرزیدن کرد و انگار از هوش رفت خیلی ترسیدم تا حالا اینجوری ندیده بودم فکر کردم بیهوش شده بعد از چند دقیقه خانم دوباره سر حال شد خم شده بود روی مبل و رضا هم از پشت کردهبود تو و جلو عقب میکرد تند تند جلو عقب میکرد بصدای خانم هی بالا میرفت داد میزد و رضا سریعتر میکرد خانم پاشد و سرپا رفتن کنار دیوار پای راستش روی صندلی بود و رضا کرده بود تو کسش و جلو عقب میکرد یهو رضا در اورد و دوید سمت سطل اشغال وای چه ابی می یومد تموم نمیشود و خانم اومده بود کنارش و پشتش رو میمالید و هی لب میگرفت رفتن روی مبل نشستن وای خان لخت رضا لخت دارن سیگار میکشن دوتایی برام جالب بود داشتم اماده پایین اومدن میشدم که دیدم وای قصه ادامه دارد

 
خانم داره کیر رضا رو لیس میزنه برام خیلی سخت بود خانم با اون وسواس داره اب رضا رو میخوره و لیرش رو لیس میزنه رضا روی مبل لم داده و کیرش داره هی بزرگتر میشه
بعد از چند دقیققه خانم نشست روی مبل و کونش رو بالا اورد رضا شروع کرد به لیس زدن کونش و زبون زدن به سواخش دور سوراخ کونش قشنگ دیده میشود که هی داره قرمز تر میشه رضا شروع کرد به فرو کردن انگشت تو سوراخ خانم اه از نهاد خانم در می اومد رضا انگشتش رو تند وتند فرو میکرد تو کون خانم هی تف میکرد روی سوراخ خانم و انگشت میکرد و خانم داد میزد بعد از جتد دقیقه دوتا انگشتاش تو بود بعد رضا جوری وایساد که نمیدیدم که داره چکار میکنه ولی صدای خانم دیگه در نمیومید روی مبل دراز کشید و رضا اروم خوابید روش معلوم بود داره فرو میکنه تو کونش که خانمک هی میگفت یواش یواش رضا هم هی بوسش میکرد یهو خانم داد زد و رضا پاشد مثل اینکه خانم خیلی دردش اومده بود از روی مبل بلند شد و از اتاق بیرون رفت بعد از چند لحضه با یه صندلی اومد تو روی صندلی مثل گوسفند قربونی خم شده بود رضا دوبارهشروع کرد به مالیدن لپ های کون خانم و انگشت فرو کردن هی لپای خانم رو بوس میکرد وبهش با کف دست ضربه میزد چه کون سفید وبزرگی داشت …

 

نامرد جوری میزد که جای کف دستش روی لپای کونش مونده بود هی قرمز تر میشود صدای خانم در نمیومد اروم تر از قبل کیرش رو کرد تو کون خانم و یواش ییواش فرو میکرد تو تا اینکه تند تر کرده بود داشت جلو عقب می کرد خانم هی میگفت بمالش بمالش دیدم رضا دستش رو برد پایین و شروع کرد به مالیدن کس خانم مگه تمام میشد خانم قرمزمیشد زرد میشد وای که چه حسی داشت بعد از چند دقیقه خانم داشت التماس میکرد که تموم بشه یهو رضا دیگه تکون نخورد و خانم رو سفت بقل کرد و تمام ابش رو تو کون خانم خالی کرد و بعد از چند لحظه دوباره شروع به بوسیدن هم کردن ولباس پوشیدن ورفتن..

***

این رو برای رضا نوشتم که چند تا از خاطراتش رو تو این سایت خوندم ممنون میشم بهم زنگ بزنی بخاطر کاری که کردم معذرت میخوام
امیدوارم خوشتون اومده باشه

5 thoughts on “قهرمان سکسی من

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>