تجاوز با تهدید چاقو

سلام بچه ها من عسلم ١٩ سالمه، هيكله خوب و سكسىم نظره هر كيو جلب ميكنه  خوب بريم سره اصل مطلب…

يه روزي تو ساختمونمون اسباب كشى بود داشتم ميرفتم بيرون دوتا پسر نظر منو جلب كردن هر دوتاشون قد بلند بودن اما يكيشون خيلي لاغر بودو اسمش آرمان بود اما بر عكس اين اون يكي هيكليو خوشگلتر از اون اسمش اميد بود.

خلاصه اون روز گذشتو از اون روز به بد هر روز اميدو ميديدم خيلي راحت باهام خودموني صحبت ميكرد اما آرمان هيچ وقت به من سلام نميداد (اينو بگم اينا هر روز باهم دعوا داشتنو چاقو كشي ميكردن)  يه ماه از اين قضيه گذشتو اهالي ساختمون تصميم گرفتن اينارو بندازن بيرون يه روز قبل از رفتنشون من اميدو توي راهرو ديدم مثله هميشه گرم احوال پرسي كرد اما هر جمله اي ميگفت يه قدم نزديك تر ميشد تا اين كه چاقوشو در اورد گفت اگه داد بزني ابروت رفته برا من مهم نيست چون ديگه ابروم رفته(سره دعواهايي كه ميكردن) گفت اروم از پلها برم سمته انباري…

 

واااااي خيلي حسه بدي بود دوس داشتم اون موقه ميمردم ولي كاريش نميشد كرد رسىديديم سمته انباري دره انباريرو وا كرد حدود دوازده متر بود بردتو يه دستش رو دهنم بود با يه دست ديگه لباسمو در ميورد خيلي حسه بدي بود سروع كرد از گردن تا سينه هامو خوردن مثله وحشيا شده بود منم كاري نميكردم جز گريهخوردنشو تموم كرد رفت سره شرتم با دهنش ميخواست شرتمو دراره ام نتونست دستشو از رو دهنم برداشت تل شرتمو دراره من همون لحظه بهش التماس كردم بهم دستنزنه چون باكره بودم بد از خوردنه كسم حالم يه جوري شد هم حسه نفرت داشتم هم حسه خوبي…

 

خوردنش تموم شد ميخواست بكنه تو كونم نميرفت مجبورم كرد براش ساك بزنم داشت حالم بد ميشد چون اوليين باري بود كه داشتم كير ميخوردم همون جوري با دستش سرمو گرفته بود با زور ميكرد تو ديگه داشت حالم بد ميشد كه در اورد بيرون بد همون جور كرد تو كونم اروم اروم دو سه بار اينجوري كرد تا رفت تو خيلي درد داشت همون جور كه داشت تلمبه ميزد موهامو ميكشىيد بد از چن ديقه كه داشت ابش ميومد اورد بيرون ريخت رو سينه هام بد از اين كه كارش تموم شد خودشو تميز كرد رفتو منو تهديد كرد كه ابرومو ميبره اون لحظه نمدونستم چيكار كنم خيلي از خودم بدم ميومد نميتونستم با اون وضع برم خونه بد از كلي گريه كردن رفتم خونه از شانس من كسي نبود سريع رفتم حموم و خودمو شستم . تو حموم زیر دوش آب گرم داشتم ریلکس می‌کردم و سعی‌ می‌کردم قضیه رو یه جوری هضم کنم .راستش همونجور که فهمیدین خودمم میخواستم باهاش سکس کنم ولی‌ نه اینجوری که بهم تجاوز بشه…کاش اینقدر ما دختر پسرا رو از هم جدامون نمیکردن که برای یه سکس ساده دست به هر کاری بزنیم. کاش به جای کتک کاری و وحشی گری بهمون عشق و دوست دادن و طرز برخورد درستو یاد میدادن. اگه اونجوری میشد ایران از فرانسه هم بهتر میشد .حیف که …

 

نوشته: عسل

5 thoughts on “تجاوز با تهدید چاقو

  1. سلام عسل جون فرصت کردی زنگ بزن خیلی از حرفات لذت بردم دلم میخواد بیشتر باهم آشنا بشیم 09126392033 لطفا اسم کوچکت رو برام اس کن خودم تماس میگیرم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>